ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٩١ - اشاره و نص بر حضرت ابو الحسن الرضا عليه السلام
١١-
داود بن سليمان گويد: بموسى بن جعفر عليه السلام عرضكردم: ميترسم پيش آمدى كند و من شما را نبينم بفرمائيد: امام بعد از شما كيست؟ فرمود فلان پسرم، يعنى ابو الحسن عليه السلام.
١٢-
نصر بن قابوس گويد: بموسى بن جعفر عليه السلام عرضكردم: من از پدر شما پرسيدم كه جانشين شما كيست؟ پدرت بمن فرمود كه: جانشين او شمائيد. چون امام صادق عليه السلام وفات كرد، مردم براست و چپ گرائيدند ولى من و اصحابم بشما معتقد شديم، اكنون بفرمائيد، كدام يك از پسران شما جانشين شما است؟ فرمود: فلان پسرم (يعنى على بن موسى عليه السلام).
١٣-
داود بن زربى گويد: مالى خدمت موسى بن جعفر عليه السلام آوردم، قدرى را برداشت و قدرى را گذاشت عرضكردم: اصلحك اللَّه چرا نزد من گذاشتى؟ فرمود: آن را صاحب امر از تو مطالبه خواهد كرد، چون خبر وفات آن حضرت رسيد، پسرش ابو الحسن عليه السلام نزد من فرستاد و آن مال را مطالبه كرد، من هم باو تحويل دادم.
١٤-
يزيد بن سليط زيدى (كه كنيهاش ابا عماره است) گويد: در بين راهى كه بعمره ميرفتيم بموسى بن جعفر عليه السلام برخوردم و عرضكردم: قربانت گردم، اين مكان را كه ما در آن هستيم بياد مىآوريد؟
فرمود: آرى، تو هم يادت مىآيد؟ عرضكردم: آرى، من و پدرم شما را در اينجا ملاقات كرديم و امام صادق عليه السلام و برادران شما هم بودند. پدرم بامام صادق عليه السلام عرضكرد: پدر و مادرم بقربانت، شما همه