ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٩٢ - اشاره و نص بر حضرت ابو الحسن الرضا عليه السلام
امامان پاك هستيد، ولى كسى از مرگ بر كنار نميماند. بمن مطلبى بفرمائيد كه بجانشين[١] خود باز گويم تا گمراه نشود.
فرمود آرى اى ابا عبد اللَّه؛ (كنيه پدر زيد است) اينان پسران منند و اين سرور آنهاست- و بشما اشاره كرد- اوست كه حكم (قضاوت يا حكمت) و فهم و سخاوت و شناسائى احتياجات و اختلافات مردم را در امر دين و دنياشان ميداند و اخلاق و پاسخ دادنش نيكوست، و او درى از درهاى خداى عز و جل است و امتياز ديگرى دارد كه از همه اينها بهتر است، پدرم عرضكرد: آن چيست؟ پدر و مادرم بقربانت. حضرت فرمود: خداى عز و جل فريادرس و پناه و علم و نور و فضيلت و حكمت اين امت را از صلب او بيرون آورد (يعنى امام هشتم عليه السلام را) او بهترين مولود و بهترين كودك (زمان خود) است، خداى عز و جل بوسيله او از خونريزى جلوگيرى كند، و ميان مردم آشتى دهد و پراكنده را گرد آورد و رخنه را اصلاح كند، (بدعت و ضلالت را از ميان ببرد) برهنه را بپوشاند و گرسنه را سير كند و هراسان را ايمن سازد: خدا ببركت او باران فرستد و بر بندگان ترحم كند، او (در سن جوانى و پيرى) بهترين پيران و بهترين جوانانست، گفتارش حكمت و خاموشيش علم است: آنچه مردم در آن اختلاف دارند، فيصل دهد و پيش از بلوغش بر فاميلش سرورى كند.
[١]- در تعبير بجانشين نوعى از تأدب است، زيرا ميخواهد بگويد: من انتظار ندارم كه بعد از وفات شما زنده بمانم، بلكه ميخواهم امام بعد از شما را بفرزندان و جانشينان خود معرفى كنم.