ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٦٦ - اشاره و نص بر حسن بن على عليهما السلام
خونى، اگر (ابن ملجم را) ببخشى حق دارى و اگر بكشى، بجاى يك ضربت فقط يك ضربت بزن و كار ناروا مكن.
٦-
يكى از اصحاب گويد: چون امير المؤمنين عليه السلام ضربت خورد، عيادتكنندگان گردش را گرفتند، بحضرت عرض شد: اى امير مؤمنان! وصيت نما، فرمود: براى من متكائى گذاريد (تا بتوانم بنشينم و با شما سخن گويم) سپس فرمود: سپاس خدا را باندازه شايستگيش، همه از فرمانش پيروىكنندهايم، چنان كه دوست دارد، او را ميستايم، و شايسته پرستشى جز خداى يگانه يكتاى بىنياز نيست، چنان كه خود را (در سوره توحيد) نسبت داده است.
اى مردم هر شخصى از آنچه مىگريزد، در حالت گريزش بآن ميخورد، (انسان ميخواهد از مرگ بگريزد، ولى گريز از مرگ همان استقبال از مرگست زيرا در حال گريز هم از عمرش كم مىشود و از نيرويش كاسته ميگردد و معالجات پزشكان حاذق برعكس نتيجه ميدهد.
|
از قضا سركنگبين صفر افزود |
روغن بادام خشكى مينمود) |
|
مدت زندگى ميدان راندن جانست بسوى أجل (مانند مركبى كه مسافت معينى را بدون توقف ميپيمايد، مركب جان انسان هم در ميدان مدت عمرش بدون توقف حركت ميكند و بمقصدى كه مرگست ميرسد) گريز از مرگ، در آمدن و رسيدن بمرگست، چقدر از روزها را گذراندم و از نهان اين امر كنجكاوى نمودم، و خدا جز پنهان داشتن آن را نخواست، هيهات؟ علمى است نهان و پوشيده.
اما وصيت من اينست كه چيزى را براى خداى- جل ثناؤه- شريك نگيريد و سنت محمد (ص) را ضايع نكنيد (احكام و دستورهاى پيغمبر را ترك نكنيد) اين دو ستون را (كه يكتا دانستن خدا و عمل بدستورهاى پيغمبر است) بپا داريد، و اين دو چراغ را روشن نگهداريد، تا زمانى كه پراكنده نشويد از سرزنش بركنار باشيد، خدا هر كس را باندازه توانائيش تكليف كرده و بر نادانان سبك گرفته (زيرا توبه كسانى را كه از روى نادانى مرتكب گناه شوند، قبول دانسته) شما پروردگارى مهربان، پيشوائى دانا و دينى محكم داريد، من ديروز همدم شما بودم و امروز براى شما درس پند و عبرتم (تا بدانيد اين بستر مرگ براى همه شما گسترده مىشود) و فردا از شما جدا ميشوم. اگر جاى پا در اين لغزشگاه دنيا استوار