ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٦٨ - اشاره و نص بر حسن بن على عليهما السلام
يعنى اگر من مردم، بجان مردم نيفتيد و بخاطر من عدهئى را نكشيد و يا اگر كسى نسبت بشما چنين كرد تا ممكن است از او درگذريد) اى واى! دريغا بر آن غافلى كه عمرش عليه خود او حجت شود، يا روزگار زندگيش او را ببدبختى كشاند، خدا ما و شما را از كسانى قرار دهد كه هيچ خواهش و تمايلى او را از اطاعت خدا باز ندارد و پس از مرگ عقوبتى باو نرسد، همانا ما مملوك خدائيم و باو زندهايم، سپس متوجه امام حسن عليه السلام شد و فرمود: پسر جانم، بجاى يك ضربت، يك ضربت بزن و كار ناروا مكن.
شرح
- اين روايت با اندكى اختلاف در نهج البلاغه (خطبه ١٤٧) مذكور است و شارحين دانشمند نهج البلاغه و اصول كافى در بيان جملات عالى و پر مغز آن حضرت، كم و بيش توضيحاتى دادهاند كه ما خلاصه و لباب آنها را در اينجا ذكر نموديم، موضوعى كه از همه بيشتر مورد توجه دانشمندان گشته اينست كه آيا آن حضرت كيفيت و زمان قتل خود را ميدانست يا نه؟ در باره جمله
كم اطردت الايام ابحثها ...
از كلمات ابن ابى الحديد و ابن ميثم بر مىآيد كه اگر چه آن حضرت كشتهشدنش را با شمشير ابن ملجم و با ضربت بسر و خون آلود شدن محاسن و در ماه رمضان ميدانست، زيرا پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله باو خبر داده بود، و خود او بارها باصحابش فرموده بود، ولى ساعت وفات و بعضى از خصوصيات ديگر را نميدانست و معنى اين جمله حضرت اينست كه: هر روز كه مىآمد، گمان ميكردم مرگم در آن روز است و چون ميگذشت و اجلم نمىرسيد، روز ديگر را در آن انتظار بسر ميبردم و بهمين ترتيب هر روز را پشت سر ميگذاشتم تا امروز رسيد، و دليل سخن ما اينست كه سپس بطور ترديد ميفرمايد: اگر قدم بلغزد .. اگر زنده ماندم ... و نيز آيه شريفه وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ «هيچ كس نميداند در چه زمينى مىميرد» شاهد قول ماست.
از طرف ديگر صاحب منهاج البراعة اين عقيده را فاسد و باطل مىداند و از آن دو فاضل اظهار تعجب مىكند كه چگونه خود آنها در يكجا مىگويند، امام عالم بگذشته و آينده است و خود على عليه السلام مىفرمايد «پيش از آنكه مرا نبينيد، هر چه مىخواهيد از من بپرسيد» و ابن ميثم كه عقيده دارد، امام علم منايا و بلايا دارد، چگونه در اينجا چنين مىگويد، و نيز روايت شده است كه آن حضرت بحارث اعور فرمود: هر مؤمن و منافقى كه بميرد مرا مىبيند، پس كسى كه زمان مردن مردم را مىداند، چگونه از زمان وفات خود خبر ندارد.
سپس حديث ٦٦٧- اصول كافى را با توضيح علامه مجلسى (ره) نقل مىكند و در آخر مىگويد:
معنى آن جمله حضرت اينست كه: من در باره پنهان بودن حق و مظلوميت اهل آن و ظهور باطل و پيروزى اصحابش كنجكاوى و تحقيق مىكردم، زيرا آن حضرت در ابتداى كار، بعد از وفات پيغمبر صلّى اللَّه عليه