ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٧٤ - آنچه در باره دوازده امام رسيده و تصريح بامامت آنها
بسوزانند، و آنها ترسان و بيمناك و هراسان باشند، زمين از خونشان رنگين گردد و ناله و وا ويلا در ميان زنانشان بلند شود، آنها دوستان حقيقى منند. بوسيله آنها هر آشوب سخت و تاريك را بزدايم و از بركت آنها شبهات و مصيبات و زنجيرها را بردارم، درودها و رحمت پروردگارشان بر آنها باد، و تنها ايشانند، هدايتشدگان.
عبد الرحمن بن سالم گويد: ابو بصير گفت: اگر در دوران عمرت جز اين حديث نشنيده باشى، ترا كفايت كند، پس آن را از نااهلش پنهان دار.
٤-
سليم بن قيس گويد: شنيدم عبد اللَّه بن جعفر طيار گفت: من و حسن و حسين و عبد اللَّه بن عباس و عمر بن ام سلمه و اسامة بن زيد نزد معاويه بوديم كه ميان من و معاويه سخن درگرفت.
من بمعاويه گفتم: من از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه ميفرمود: من نسبت بمؤمنين از خود آنها اولى هستم، سپس برادرم على بن ابى طالب نسبت بمؤمنين از خودشان اولى است و چون على عليه السلام شهيد شد حسن بن على نسبت بمؤمنين از خودشان أولى است، آنگاه پس از او پسرم حسين نسبت بمؤمنين از خودشان اولى است و چون او شهيد شود، پسرش على بن الحسين نسبت بمؤمنين از خودشان اولى است، اى على! (بن ابى طالب) تو او را درك ميكنى، سپس پسرش محمد بن على، نسبت بمؤمنين از خودشان اولى است، و اى حسين! تو او را درك ميكنى.