ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٧٦ - آنچه در باره دوازده امام رسيده و تصريح بامامت آنها
يهودى متوجه على عليه السلام شد و گفت: تو چنين هستى؟ فرمود: آرى.
يهودى- من ميخواهم از تو سه مسأله و سه مسأله و يك مسأله بپرسم.
على عليه السلام، لبخندى بدون حقيقت لبخند زد و فرمود: چرا نگفتى هفت مسأله؟.
يهودى- براى اينكه سه مسأله خواهم پرسيد، اگر جواب گفتى، دنباله آنها را ميپرسم و اگر جواب آنها را ندانستى، ميدانم كه در ميان شما دانشمندى نيست.
على عليه السلام- من از تو ميپرسم بحق خدائى كه پرستش ميكنى، اگر هر چه خواهى جوابت گويم، دينت را رها ميكنى و بدين من ميگرائى؟.
يهودى- جز براى اين نيامدهام.
على عليه السلام- پس بپرس.
يهودى- بمن بگو: اولين قطره خونى كه بر روى زمين چكيد چه خونى بود؟ و نخستين چشمهئى كه بر روى زمين جارى گشت كدام چشمه بود؟ و اولين چيزى كه در روى زمين بجنبش آمد چه بود؟
امير المؤمنين عليه السلام جوابش فرمود: يهودى گفت: سه مسأله ديگر را بگو:
بمن بگو: محمد چند امام عادل (بعنوان وصى و جانشين) دارد؟ و او در كدام بهشت است؟ و چه اشخاصى همراه او در آن بهشت سكونت دارند؟.
على عليه السلام- اى هارونى! محمد دوازده امام عادل دارد كه هر كه ايشان را واگذارد و رها كند، بآنها زيانى نرسد و آنها از مخالفت مخالفين وحشت نكنند و در امر دين از كوههاى پابرجاى روى زمين استوارترند و محل سكونت محمد در بهشت خود او است و همراهيان او همين دوازده امام عادل باشند.
يهودى- راست گفتى، بخدائى كه جز او شايان پرستشى نيست، من اينها را در كتب پدرم هارون