ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٧٢ - آنچه در باره دوازده امام رسيده و تصريح بامامت آنها
اى محمد أسماء مرا (ائمه و اوصيائت را- از مجلسى (ره)-) بزرگ شمار و نعمتهاى مرا سپاسگزار و الطاف مرا انكار مدار.
همانا منم خدائى كه جز من شايان پرستشى نيست، منم شكننده جباران و دولت رساننده بمظلومان و جزا دهنده روز رستاخيز، همانا منم خدائى كه جز من شايان پرستشى نيست، هر كه جز فضل مرا اميدوار باشد (باينكه خود را مستحق ثواب من داند) و از غير عدالت من بترسد، (باينكه كيفر مرا ستم انگارد) او را عذابى كنم كه هيچ يك از جهانيان را نكرده باشم، پس تنها مرا پرستش كن و تنها بر من توكل نما.
من هيچ پيغمبرى را مبعوث نساختم كه دورانش كامل شود و مدتش تمام گردد، جز اينكه براى او وصى و جانشينى مقرر كردم. و من ترا بر پيغمبران برترى دادم و وصى ترا بر اوصياء ديگر، و ترا بدو شير زاده و دو نوهات حسن و حسين گرامى داشتم، و حسن را بعد از سپرى شدن روزگار پدرش كانون علم خود قرار دادم و حسين را خزانه دار وحى خود ساختم و او را بشهادت گرامى داشتم و پايان كارش را بسعادت رسانيدم، او برترين شهداست و مقامش از همه آنها عاليتر است. كلمه تامه (معارف و حجج) خود را همراه او و حجت رساى خود (براهين قطعى امامت) را نزد او قرار دادم، بسبب عترت[١] او پاداش و كيفر دهم.
نخستين آنها سرور عابدان و زينت اولياء گذشته من است.
و پسر او كه مانند جد محمود (پسنديده) خود محمد است، او شكافنده علم من و كانون حكمت من است.
و جعفر است كه شكّكنندگان در باره او هلاك ميشوند، هر كه او را نپذيرد (خود او را بامامت نپذيرد يا سخنش را باطاعت) مرا نپذيرفته، سخن و وعده پابرجاى من است كه: مقام جعفر را گرامى
[١] عترت: فرزندان و اخص اقارب مرد يا اهل بيت قريب يا خويشان او از اقارب باشند يا از اباعد- منتهى الارب-.