ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٩٣ - كراهت تعيين وقت ظهور امام عليه السلام
خدمت ميكرد) بپسرش على بن يقطين گفت: چرا آنچه در باره ما گويند (از پيشرفت دولت بنى عباس) واقع شود و آنچه در باره شما گويند (از ظهور دولت حق) واقع نشود؟ على بپدرش گفت: آنچه در باره ما و شما گفته شده از يك منبع است، (و آن منبع وحى است كه بتوسط جبرئيل و پيغمبر و ائمه عليهم السلام بمردم ميرسد) جز اينكه امر شما چون وقتش رسيده بود، خالص و واقعش بشما عطا شد، و مطابق آنچه بشما گفته بودند واقع گشت، ولى امر ما وقتش نرسيده است، لذا بآرزوها دلگرم گشتهايم. اگر بما بگويند: اين امر (ظهور دولت حق) تا دويست يا سيصد سال ديگر واقع نميشود، دلها سخت شود و بيشتر مردم از اسلام برگردند، ولى ميگويند: چقدر زود مىآيد، چقدر بشتاب مىآيد، براى اينكه دلها گرم شود و گشايش نزديك گردد.
شرح
- على بن يقطين در سال ١٨٢ يعنى يك سال پيش از وفات موسى بن جعفر عليه السلام وفات يافته است. و هر وقت امام عليه السلام اين حديث را باو فرموده باشد، از دويست سال كمتر است ولى پيداست كه در هر لغتى رؤوس اعداد مانند ده، صد، دويست، سيصد، هزار در السنه و افواه معروفست و بكسور آن توجهى نميشود، در اينجا هم امام عليه السلام طبق همين اصطلاح و معمول لغت تكلم فرمود است.
و اما آنچه على بن يقطين بپدرش گفت مطلبى است صحيح و متين كه مضمون آن را هم مرحوم صدوق در علل الشرائع خود از حديثى نقل ميكند، و توضيحش اينست كه: موضوع اميد و آرمان در اخبار و روايات و هم در علم روانشناسى امروز از مؤثرترين موجبات پيشرفت و ترقى انسان بشمار آمده است، و برعكس يأس و نوميدى از بزرگترين بلاها و موجبات سقوط و انحطاط معرفى شده است تا آنجا كه يأس از رحمت خدا در رديف گناهان كبيره قرار گرفته است. امر ظهور و فرج امام زمان عليه السلام و پيشرفت دولت حق و عزت مؤمنين، امريست قطعى و مسلم و ضرورى نزد شيعه، ولى مصلحت و واقع بينى خداى تعالى چنين اقتضا كرده است كه بآن سرعتى كه اصحاب ائمه عليهم السلام، انتظارش را داشتند واقع نشود، بلكه براى مدت مديد و نامعلومى بطول انجامد، تا مؤمنين راسخ از منافقان ظاهرى مشخص گردند و نيز همه شيعيان با آرزو و اميدى كه نسبت بظهور آن حضرت دارند، چون وقتش را نميدانند، و احتمال ميدهند در زندگى آنها آن حضرت ظهور فرمايد، از اين جهت با روحى زنده و با نشاط وظايف دينى و اجتماعى خود را انجام ميدهند و نزديك بودن علاوه بر آنكه امريست نسبى، از نظر علم شامل و محيط خداى تعالى، هر دورى نزديكست