امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٣٣ - داستان افك
است وخداوند آنها را براى تو حلال قرار داده است، پس طلاق بده و با غير او ازدواج بكن و اگر در مورد او از اممسطح سؤال كنى تو را تصديق خواهد كرد. اسامه گفت: در مورد اهلت جز خير چيزى نمىدانم، مردم سخن بسيار مىگويند و دروغ مىگويند و اگر از اممسطح سؤال كنى به تو خبر مىدهد و اگر همانگونهاى است كه مردم مىگويند به تو خبر خواهد داد، پس اممسطح از پاكى عائشه خبر داد. سپس حضرت به منبر نشست و فرمود: چه كسى در برابر كسى كه مرا در مورد اهلم آزار مىدهد، مرا يارى و بىنياز مىكند؟ والله مردم در مورد مردى سخن مىگويند كه به منزل من وارد نشد مگر همراه من و من مسافرت نكردم مگر اينكه او همراه من بود. اممسطح، مسطح را سب نمود و عائشه گفت: سبحان الله، مردى از مهاجرين را كه اهل بدر است سب كردى و او فرزند تو است. اممسطح گفت: مگر نمىدانى كه او در مورد تو چه گفته است؟ عائشه گفت: در مورد من چه گفت؟ گفت: در مورد تو چنين وچنان گفت، ولى تو نمىدانى، عائشه با شنيدن اين خبر شروع كرد به گريه ... پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها وارد شد و فرمود: اى عائشه، اگر كارى را كه مردم مىگويند انجام دادى به من خبر بده تا از خداوند برايت استغفار كنم ....[١] (١. حال آنكه در اخبار ديگر خانمى كه از او سؤال شد بريره بوده است نه اممسطح، ٢. همچنين امالمؤمنين اين تهمت را از ابتدا از زبان عبدالله بن ابى شنيده بود چنانكه گذشت. ٣. چگونه به اسامه كه بچه دوازده ساله بود مرد گفتهاند وچرا از او كه حتى غير بالغ است مشورت خواستهاند! ٤. در مورد صفوان گفتهاند: او اندكى قبل از اين غزوه مسلمان شد و اين اولين مسافرت او بوده،[٢] پس با اين حال چگونه هميشه همراه آن حضرت وارد منزل ايشان مىشده و در همه سفرها همراه آن حضرت بوده است!؟)
٨. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در منبر فرمودند:
أَمَّا بَعْدُ أَشِيرُوا عَلَىَّ فِى أُنَاسٍ أَبَنُوا أَهْلِى، وَايْمُ اللَّهِ مَا عَلِمْتُ عَلَى أَهْلِى مِنْ سُوءٍ، وَأَبَنُوهُمْ بِمَنْ وَاللَّهِ مَا عَلِمْتُ عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ
[١] . تاريخ المدينه ابن شبه، ج ١، ص ٣٢٠ و ٣٢١. برخى از اين اخبار در صحيح بخارى نيز است.
[٢] . الاصابه، ج ٣، ص ٤٤٠، شرح حال صفوان رقم ٤٠٩٣؛ سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ٥٤٦، رقم ١١٥.