امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٦٣ - ابوهريره و تهمت كافر گشتن عرب پس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
كشته پس اورا به قتل برسان. ابوبكر گفت: تأويل كرده و خطا نموده. عمر گفت: پس اورا عزل و بركنار بكن، ولى ابوبكر باز قبول نكرد.[١] همچنين نقل كردهاند كه خالد همسر مالك بن نويره را ديد كه خيلى زيبا است و مالك به همسرش گفت: تو مرا كشتى (يعنى به طمع تو خالد مرا خواهد كشت.)[٢] زبير بن بكار نقل كرده كه ابوبكر خالد را امر نمود كه از همسر مالك جدا شود و عمر در امر مالك با خالد به تندى برخورد نمود.[٣]
در نقل ابوقتاده بعد از امان دادن با فريب آنها را گرفت و گردنشان را زد. وقتى خبر به عمر رسيد نزد ابوبكر در باره خالد زياد سخن گفت، سپس گفت: دشمن خدا به مرد مسلمان تجاوز كرده و اورا كشته است، سپس بر همسرش وارد شده است. خالد آمد و داخل مسجد شد در حالى كه بر سر عمامه داشت و تيرگذاشته بود، پس عمر به سوى او بلند شد و تيرها را از سرش گرفت، سپس گفت: مرد مسلمانى را كشتى سپس به همسرش تجاوز كردى. به خدا سوگند قطعا تو را رجم خواهم نمود. خالد حرفى نزد.[٤]
ابوقتاده سوگند ياد كرد كه پس از آن در هيچ جنگى كه خالد است شركت نكند؛ زيرا او مالك و اصحابش را به خاطر همسرش و به خاطر دنيا به قتل رسانيد.[٥] سند اين خبر صحيح است.
البته خالد شبيه اين عمل را در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز مرتكب شد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با تأكيد فرمودند: خدايا من از عمل خالد به تو پناه مىبرم و از آن برائت
[١] . كنز العمال، ج ٥، ص ٦١٩، ح ١٤٠٩١؛ اسدالغابه، ج ٢، ص ٩٥.
[٢] . الثقات ابن حبان، ج ٢، ص ١٦٩؛ الاصابه ابن حجر، ج ٥، ص ٥٦١، شرح حال مالك بن نويره رقم ٧٧١٢.
[٣] . الثقات ابن حبان، ج ٢، ص ١٦٩؛ الاصابه ابن حجر، ج ٥، ص ٥٦٠، شرح حال مالك بن نويره رقم ٧٧١٢.
[٤] . الثقات ابن حبان، ج ٢، ص ١٦٩؛ تاريخ الطبرى، ج ٢، ص ٥٠٤ وج ٣، ص ٣٤٣؛ تاريخ بن كثير، ج ٦، ص ٣٥٥؛ تاريخ خليفة بن خياط ص ٦٨.
[٥] . مصنف عبدالرزاق، ج ١٠، ص ١٧٥، ح ١٨٧٢٢.