امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٥٠ - زهرى و برخى محدثين
توسط عبدالملك بن مروان و ديگر حاكم بنى اميه بارها شلاق خورده و بر او ظلم شده است، ولى ابن شهاب زهرى و امثال او به دامن اين ظالمان پناه برده و خود را نوكر اين ظالمان قرار دادهاند بنابر اين، بعيد است كه ابن مسيب احاديث چندانى به زهرى تعليم داده و بازگو كرده باشد.
ابوبكر بن عياش مىگويد: به ابوحصين عثمان بن عاصم داخل شدم در حالى كه او از (حاكمان) بنى اميه مخفى شده بود و گفت: همانا بنى اميه دين من را مىخواهند والله من دينم را به آنها نمىدهم.[١]
شما شخصيت و جايگاه زهرى را با سخن اين شخصى كه خود عثمانى بوده و چنانكه در مورد حديث غدير اشاره شد آن كذب بزرگ را در مورد حديث غدير گفته و حديث متواتر را انكار كرده است كه انكار آن كفر خوانده شده است، او با اين وجود خود را از بنى اميه مخفى كرده كه بنى اميه مىخواهند مرا در ظلم خود شريك كرده و دينم را از من بگيرند، ولى ابن شهاب زهرى خود با اختيار به دامان بنى اميه پناه برده است كه هرچه از دينش بخواهند در مقابل آباد كردن دنيايش، از او بردارند.!
يحيى قطان حديثى را از اعمش و ابراهيم از علقمه از ابن مسعود روايت كرد و شخصى گفت: اعمش مانند زهرى است. يحيى گفت: من از اعمش برائت مىجويم اگر او مانند زهرى باشد زهرى براى بنى اميه خدمت مىكرد، سپس اعمش را مدح نمود و گفت: اعمش شخصى فقير و صبور بود و خود را از سلطان كنار كشيده بود ....[٢]
ابوحازم سلمه بن دينار كه از تابعين و رجال صحاح سته است و گفتهاند كه كسى در زمانش مثل او نبود و زهرى از او حديث روايت كرده، زهرى را بسيار مذمت كرده است.[٣]
[١] . سير اعلام النبلاء، ج ٥، ص ٤١٥، رقم ١٨٢.
[٢] . معرفة علوم الحديث حاكم، ج ١، ص ٩٢؛ تهذيب التهذيب، ج ٤، ص ١٩٧، رقم ٣٨٦.
[٣] . شرح حال او در سير اعلام النبلاء ذهبى، ج ٦، ص ٩٦، رقم ٢٤ ملاحظه شود.