امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٦٢ - مغيره و نسبت مسح بر خفين به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
همانا مسح بر خفين با سوره مائده نسخ شده است.
٥. عن بن عباس: سبق الكتاب الخفين؛[١] ابن عباس مىگويد: زمان مشروعيت مسحبر خفين گذشت.
در سند اين خبر عكرمه است و مابقى رجال آن ثقهاند و اين خبر با اخبار ديگران كه در گذشته ذكر شد، موافق است و بنابر اين مىتوان از اين قبيل اخبار عكرمه و امثال او را صحيح دانست؛ زيرا شواهد دارد و از منفردات او نيست.
٦. عن على قال: سبق الكتاب الخفين؛[٢] اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: زمان مشروعيت مسح بر خفين گذشت و نسخ شد. اين حديث را از اميرالمؤمنين عليه السلام سه نفر روايت كردهاند و سند ابن ابىشيبه از امام باقر عليه السلام كاملا صحيح است.
٧. القاسم عن عائشة: لأن تقطع قدماى أحب الى من أن أمسح على الخفين؛[٣] عائشه گفت: پاهايم قطع بشوند، محبوبتر است براى من از اين كه بر خفين مسح بكنم.
اين حديث را نزديكترين افراد به عائشه، قاسم و عروه، هر دو با سند صحيح روايت كردهاند و از ابوهريره نيز به اين معنا حديث روايت شده است.
اگر دقت شود، روشن مىگردد افرادى كه از احكام اسلامى ناآگاه بودند، بدون توجه به ناسخ و منسوخ، اخبار منسوخ شده را بين مسلمين پخش مىكردهاند و از اين اخبار درس و عبرت بزرگى مىتوان گرفت و آن اينكه به حديث هر صحابه بدون دليل و به مجرد صحت سند تا صحابى نمىتوان به عنوان حكم شرعى و خبر شرعى از جانب رسول خدا صلى الله عليه و آله نگاه كرد. البته در كتب اهل سنت از جرير حديثى روايت شده است كه او مىگويد: من بعد از نزول سوره مائده
[١] . مصنف بن أبىشيبة، ج ١، ص ١٦٩، ح ١٩٤٧ و ١٩٤٩.
[٢] . مصنف بن أبىشيبة، ج ١، ص ١٦٩، ح ١٩٤٦؛ تلخيص الحبير، ج ٢، ص ٣٨٧؛ كنز العمال، ج ٩، ح ٢٧٦٩٣، از ابن جرير عن رجل سمع عليا يخطب على المنبر؛ الكامل في ضعفاء الرجال، ج ٦، ص ٣٤٩، از حارث همدانى.
[٣] . مصنف ابىشيبه، ج ١، ص ١٨٦ و ٢١٤ و ٢١٣.