امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٦٠ - مغيره و نسبت مسح بر خفين به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
در كتب روايى اخبارى وارد شده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله بر خفين مسح مىكردهاند، ولى اشكالى كه بر اين حديث مغيره و امثال آن وارد است اين است كه اين اخبار در بين امت اسلامى به عنوان يك حكم شرعى پخش گشته است، حال آنكه با نزول حكم وضو در قرآن، حكم مسح بر خفين نسخ شده است و ديده نشده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از نزول آيه وضو، به خفين مسح نموده باشند. احاديث زير اين حقيقت را ثابت مىكند:
١. مقسم ان ابن عباس اخبره قال: أنا عند عمر حين سأله سعد و ابن عمر عن المسح على الخفين فقضى عمر لسعد فقلت: يا سعد قد علمنا أن النبى مسح على خفيه ولكن أقبل المائدة أم بعدها؟ قال: لا يخبرك أحد أن النبى مسح عليهما بعدما انزلت المائدة. فسكت عمر. ثم قال البيهقي: أخبرنا بصحة ذلك أبومحمد عبد الله بن يحيى بن عبد الجبار السكرى ببغداد؛[١] ابن عباس مىگويد: نزد عمر بودم. زمانى كه سعد و ابن عمر از او در باره مسح بر خفين سؤال كردند و عمر به نفع سعد حكم كرد (و آنرا جائز دانست)، ابن عباس گفت: اى سعد ما مىدانيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله به خفين مسح نمود، ولى آيا قبل از (نزول) مائده بود يا پس از آن؟ كسى نمىتواند به تو خبر دهد كه آن حضرت بعد از مائده بر خفين مسح نموده باشند. پس عمر ساكت ماند. بيهقى مىگويد: سكرى در بغداد از صحت اين خبر به من خبر داد.
سند اين حديث صحيح و رجال آن رجال صحاح سته هستند جز خصيف و او توثيق شده و ابن حجر و ذهبى اورا صدوق خواندهاند، ولى شعيب ارنؤوط بدون دليل و اشاره به ضعف سند، اين حديث را ضعيف خوانده و در هر صورت دروغ گفته است؛ زيرا اگر اين خبر را به خاطر خصيف تضعيف كرده باشد دست به تناقض زده چون در موارد فراوان در حاشيه مسند احمد احاديثى را كه در سند آن خصيف است صحيح، حسن و خيلى خوب خوانده است.
[١] . مسند احمد، ج ١، ص ٣٦٦، ح ٣٤٦٢؛ سنن الكبرى بيهقى، ج ١، ص ٢٧٣.