امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٦٣ - عمر بن الخطاب و تحريم متعه
حج و نساء نهى نمود.[١] سيوطى اين خبر را از كتاب ابن ابىشيبه نقل كرده است.
٧. عمران بن سواد مىگويد: صليت الصبح مع عمر ... قلت: وذكروا أنك حرمت متعة النساء وقد كانت رخصة من الله نستمتع بقبضة ونفارق عن ثلاث ...؛[٢] نماز صبح را همراه عمر خواندم ... و به او گفتم: مردم مىگويند: تو متعهى نساء را حرام كردى؟ حال آن كه متعه رخصتى بود از جانب خداوند متعال و ما با يك قبضه متعه مىكرديم و پس از سه روز از هم جدا مىشديم ....
٨. سليمان بن يسار از ام عبدالله بنت ابىخيثمه چنين روايت كرده است: مردى از شام به مدينه آمد و با واسطه قرار دادن خانمى با خانم ديگر متعه كرد وبرگشت. عمر بن خطاب از آن آگاه شد، سفر بعد وقتى آمد از او پرسيد كه چرا چنين كردى و او گفت: همراه پيامبر صلى الله عليه و آله متعه كرده بودم و آن حضرت از آن نهى نكرد تا اين كه از دنيا رفت، سپس همراه ابوبكر انجام دادم و او نيز مرا از آن نهى نكرد تا اينكه از دنيا رفت و سپس همراه تو انجام مىدادم وتو در مورد آن به ما نهيى نقل نكردى! عمر گفت: اما به خدا سوگند اگر پس از نهى من اين عمل را انجام مىدادى قطعاً تو را سنگسار مىكردم.[٣]
از گواهى اين همه افراد در رأس آنها خود خليفه دوم، ثابت مىشود كه متعه را عمر بن خطاب حرام كرده نه اسلام و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و توجه داريد كه برخى از اين صحابه با صراحت مىگويند: ما همراه عمر نيز آن را انجام مىداديم تا اين كه در آخر خلافتش از آن نهى كرد. پس، اين نهى از روى رأى خودش بوده و الا در ابتداى خلافتش و يا در همان زمان ابوبكر از آن نهى مىكرد و بازگو مىنمود كه اسلام از آن نهى كرده است.
همچنين دقت داشته باشيم كه اخبار فوق كه اكثر آنها صحيح هستند به ١٧ سند مىرسد كه از ٩ صحابه و ٢ تابعين نقل شده و همگى گواهى دادهاند كه عمر بن خطاب متعه را حرام و از آن نهى
[١] . در المنثور سيوطى، ج ٢، ص ١٤١.
[٢] . تفسير طبرى، ج ٣، ص ٢٩٠.
[٣] . كنز العمال، ج ١٦، ص ٥٢١، ح ٤٥٧٢٦، به نقل از طبرى.