امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٤٠ - بيعت به عثمان بن عفان
قريش تعجب مىكنم، همانا قريش مردى را ترك كردند كه من نمىگويم كه كسى از او داناتر است و نه در قضاوت عادلانه، كسى به او برابر مىشود، اما والله اگر براى يارى او ياورانى پيدا مىكردم. عبدالرحمن گفت: اى مقداد از خدا بترس و من بر تو از فتنه مىترسم. مردى به مقداد گفت: خدا تو را رحمت كند، اهل اين منزل (كه برايشان خيلى ظلم شده) چه كسانى هستند و آن مرد كيست؟ مقداد گفت: اهل بيت بنى عبدالمطلب هستند و آن مرد على بن ابىطالب است. على گفت: همانا مردم به قريش نگاه مىكنند وقريش به خانهاش (به اهل بيت) نگاه مىكند و مىگويد: اگر بنى هاشم به شما خليفه و رهبر شوند هرگز خلافت از آنها خارج نمىشود ... طلحه پس از بيعت به عثمان، به مدينه آمد و بيعت نمود ... مغيره به عبدالرحمن گفت: كار صواب كردى وقتى به عثمان بيعت كردى و به عثمان گفت: اگر عبدالرحمن به غير تو بيعت مىكرد ما راضى نمىشديم. عبدالرحمن گفت: دروغ گفتى اى يك چشم، اگر به غير عثمان بيعت مىكردم به وى بيعت مىكردى و به او نيز (چاپلوسى كرده و) همين سخن را مىگفتى.[١]
اين متن، عبارت طبرى با اسانيد متعدد است و متن عبارات ابن شبه نيز جز در يك مورد از سخن عباس به اميرالمؤمنين صلى الله عليه و آله در بقيه همين است و بلاذرى در (انساب الاشراف، ج ١، ص ٢٨٧) از مدائنى و او از سحيم (عامر) بن حفص برخى از اين عبارات را از اين جاى خبر نقل كرده است: عمار گفت: اى مردم، همانا خداوند متعال ما را به وسيله پيامبرش گرامى داشت و به دينش عزيزمان كرد، با اين حال خلافت را از اهل بيت پيامبرتان به كجا برمىگردانيد ....
ابن سعد در «طبقات الكبرى، ج ٣، ص ٦١» با سند ديگر از واقدى از طريق اسلم از عمر بن خطاب اين عبارت را كه عمر گفت: اگر دو گروه سه نفره شدند همراه با گروهى باشيد كه عبدالرحمن بن عوف در آن است، نقل كرده است.
اخبار فراوان اين را كه اين برنامه يك نقشهاى از قبل طراحى شده بود و اين را كه عبدالرحمن عمدا خلافت را به عثمان واگزار نمود، تأييد مىكند.
[١] . تاريخ المدينه ابن شبه، ج ٣، ص ٩٢٥؛ تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٩٢.