امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٢٢ - آرزوى اميرالمؤمنين عليه السلام بر داشتن عمل عمر بن خطاب
وشهدتم وغبنا؛[١] در آيه فوق عمر بن خطاب با حذف «واو» آن را تلاوت نمود و چون بر آن تأكيد نمود زيد بن ثابت نيز (ظاهرا از ترس) او را تصديق نمود سپس عمر ابى بن كعب را طلبيد و او گفت: من آن را براى پيامبر صلى الله عليه و آله با واو «والذين» تلاوت كردم زمانى كه تو در بازار بقيع مشغول بودى. عمر بن خطاب گفت: شما حفظ كرديد و ما فراموش نموديم و شما خود را براى فراگيرى قرآن فارغ كرديد و ما خود را از فراگيرى قرآن به كار دنيا مشغول كرديم و شما در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله حاضر بوديد و ما غايب بوديم.
چنانكه ملاحظه مىكنيد اين اخبار متعدد از اين حكايت دارند كه عمر بن خطاب اكثر اوقات از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فاصله داشته است نه اينكه همراه آن حضرت بوده باشد.
دسته دوم از اخبار:
١. اميرالمؤمنين عليه السلام فراوان فرمودهاند: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از دنيا رفتند در حالى كه من سزاوارتر از ابوبكر وعمر بر خلافت بودم.[٢] چنانكه در گذشته ذكر شد اين اخبار را افراد زيادى نقل كردهاند وداراى اسانيد متعدد و صحيح است.
٢. اميرالمؤمنين صلى الله عليه و آله با ابوبكر بيعت نكردند و اين سبب شد كه مردم (طرفداران خليفه اول و دوم) پس از شهادت حضرت زهرا عليها السلام از اميرالمؤمنين عليه السلام روى برتافتند و با آن حضرت قهر شدند.[٣]
[١] . تفسير طبرى، ج ١١، ص ٧؛ الكشف والبيان ثعلبي، ج ٥، ص ١٨٣؛ الدر المنثور، ج ٣، ص ٢٦٩.
[٢] . تاريخ المدينه ابن شبه، ج ٣، ص ٩٢٧؛ تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٩٢ و ٤٧٥؛ انساب اشراف، ج ٢، ص ٤٠٢ وج ٤، ص ٥٧؛ السنه عبدالله بن احمد، ج ٢ ص ٥٦٣، ح ١٣١٤ و ١٣١٥ و ١٣١٦؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٤٢، ص ٤٣٩.
[٣] . صحيح بخارى، كتاب المغازى، باب: غزوة خيبر، ج ٣، ص ١١٢٦، ح ٤٢٤٠ و ٤٢٤١؛ صحيح مسلم، كتاب الجهاد والسير، باب قول النبي صلى الله عليه و آله: لا نورث ما تركنا فهو صدقة، ج ٣، ص ١٣٨٠، ح ١٧٥٩.