امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٢٣ - آرزوى اميرالمؤمنين عليه السلام بر داشتن عمل عمر بن خطاب
٣. حضرت فاطمه عليها السلام تنها يادگار پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سرور زنان عالم و بهشت بر ابوبكر (وبالتبع بر عمر) غضب كردند و با آنها قهر زيستند و قهر از دنيا رفتند و بر دفن و جنازهاى آن حضرت (با وصيت خود حضرت زهرا عليها السلام) خبر و اجازه داده نشدند.[١]
٤. ابوبكر و عمر، اميرالمؤمنين عليه السلام و اهل خانه آن حضرت را كه برخى صحابه نيز در آن حضور داشتند تهديد كردند كه اگر با ابوبكر بيعت نكنند خانه آن حضرت را آتش بزنند ....[٢] اين اخبار با اسانيد متعدد و صحيح روايت شده است تا جايى كه ابن تيميه ناصبى در كتاب «منهاج السنه» به واقعيت اين داستان اعتراف كرده و به عنوان يك خبر مسلم به آن اشاره كرده است.[٣] و اخبار فراوان ديگر از اين قبيل، حديث بخارى را كه از ابن ابىمليكه نقل كرده است، تكذيب مىكند.
دسته سوم از اخبار: ١. اميرالمؤمنين عليه السلام وقتى خواستند پس از شهادت حضرت زهرا عليها السلام با ابوبكر صلح كنند به او پيغام فرستادند كه بيا با هم صلح مىكنيم، ولى تنها بيا؛ زيرا از حضور عمر كراهت داشتند و بدشان مىآمد.[٤]
٢. ابوبكر قبل از مرگ، عمر را خليفه قرار داد، پس اميرالمؤمنين عليه السلام و طلحه بر او وارد شدند و گفتند: چه كسى را خليفه قرار دادى؟ گفت: عمر را. گفتند: به پروردگارت چه پاسخ خواهى داد (كه يك چنين فرد خشن را خليفه قرار دادى[٥]؟
[١] . صحيح بخارى، كتاب فرض الخمس، باب فرض الخمس، ج ٣، ص ١١٢٦، ح ٣٠٩٢ و ٣٠٩٣؛ صحيح مسلم، كتاب الجهاد والسير، باب قول النبي صلى الله عليه و آله: لا نورث ما تركنا فهو صدقة، ج ٣، ص ١٣٨٠، ح ١٧٥٩.
[٢] . مصنف ابن ابىشيبه، ج ٧، ص ٣٣٢، ح ٣٧٠٤٥؛ السنه عبدالله بن احمد، ج ٥، ص ٥٥٣، ح ١٢٩١؛ انساب الاشراف بلاذرى، ج ١، ص ٥٨٦، ج ٢، ص ٢٦٩ و ٢٨٨؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ٧٠، ح ٤٤٢٢؛ تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٤٤٣؛.
[٣] . منهاج السنه ابن تيميه، ج ٤، ص ٢٢٠، ج ٨، ص ٢٩١.
[٤] . صحيح بخارى، كتاب المغازى، باب: غزوة خيبر، ج ٤، ص ١٥٤٩، ح ٤٢٤٠ و ٤٢٤١؛ صحيح مسلم، كتاب الجهاد والسير، باب قول النبي صلى الله عليه و آله: لا نورث ما تركنا فهو صدقة، ج ٣، ص ١٣٨٠، ح ١٧٥٩.
[٥] . مصنف ابن ابىشيبه، ج ٧، ص ٤٨٥ وج ٨، ص ٥٧٤؛ تاريخ المدينه، ج ٢، ص ٦٦٨ و ٦٧١؛