امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٠ - برخى از دلائل وصايت اميرالمؤمنين عليه السلام
واميرالمؤمنين عليه السلام چاهى را باز كرد وسيراب شدند راهبى آنجا بود. وقتى آگاه شد گفت: اين چاه را جز نبى و وصى نبى، كسى نمىتواند باز كند وآب از آن خارج نمايد.[١]
خطيب اين خبر را با دو سند نقل كرده است و رجال سند آن همه ثقهاند و تنها در مورد ابوسعيد عقيصا برخى حرفها است، اما او ثقه است وحاكم او را ثقه و مأمون خوانده است، حاكم و ذهبى حديث او را صحيح دانستهاند وابوحاتم او را لين وبهتر از اصبغ بن نباته دانسته و اصبغ از رجال «صحيح مسلم» است.
٥. امام حسين عليه السلام در روز عاشورا به لشكريان يزيد فرمودند: ... مگر من پسر وصى نيستم.[٢] ابن كثير دست به خيانت زده و سخن امام حسين عليه السلام را در اين خبر تحريف كرده و به جاى اين كلمات امام حسين عليه السلام نوشته است: «پدر من على است.»
٦. ابومالك اشجعى مىگويد: جبرئيل در جنگ حنين هديهاى آورد و به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: اين را به وصيت على بده.[٣]
٧. محمد بن ابىبكر به معاويه نامه نوشت و ضمن آن گفت: على وصى پيامبر صلى الله عليه و آله است. معاويه پاسخ نامه او را داد، و وصى بودن اميرالمؤمنين عليه السلام را انكار نكرد. بلكه از سخنان معاويه تأييد آن استفاده مىشود.[٤]
٨. امام حسين عليه السلام فرمودند: پدرم سيد اوصيا به من حديث نقل كرد ....[٥] سند اين خبر كاملا صحيح است.
[١] . وقعة الصفين ابن مزاحم، ص ١٤٥؛ تاريخ بغداد، ج ١٢، ص ٣٠١ و ٣٠٢.
[٢] . تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٣٢٢؛ الكامل في التاريخ، ج ٤، ص ٥٢؛ البداية والنهايه، ج ٨، ص ١٩٣.
[٣] . المحاسن والمساوى بيهقى، ج ١، ص ٢٠، مؤلف اين كتاب ابراهيم بن محمد بيهقى متوفاى ٣٢٠ ه. ق، است. معجم المؤلفين عمر رضا كحاله، ج ١، ص ٨٩.
[٤] . انساب الاشراف، ج ٣، ص ١٦٥؛ تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٥٥٧؛ الكامل في التاريخ، ج ٣، ص ١٠٨؛ مروج الذهب، ج ٣، ص ١١.
[٥] . تفسير ثعلبى، ج ١، ص ١٤٧.