امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٤٥ - ابوهريره مبلغ آيات برائت
كند.
مقدسى اين حديث را با دو سند روايت كرده و هر دو را صحيح دانسته است، و ابن حجر و البانى سند آن را حسن دانستهاند.
٥. جميع بن عمير مىگويد: عبد الله بن عمر به من گفت: همانا پيامبر صلى الله عليه و آله ابوبكر وعمر را با آيات برائت فرستاد. وقتى به فلان جا رسيدند سوارهاى را ديدند و او على بود و گفت: اى ابوبكر، نامهاى را كه با خود دارى به من بده. گفت: به من چه شده اى على؟ فرمود: والله من جز خير چيزى نمىدانم. پس ابوبكر به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله برگشت و گفت: اى رسول خدا، به من چه شده است؟ حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند: خير، ولى امر شدم كه جز خودم يا مردى از اهل بيتم كسى از طرف من ابلاغ نكند.[١] اين حديث را طحاوى با دو سند روايت كرده و سند اين حديث نيز صحيح است؛ زيرا جميع بن عمير كه در اين سند مورد خلاف است، از تابعين بوده وتوثيق شده وزمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را نيز درك كرده است، گرچه او را متهم نيز كردهاند، ولى در شواهد قطعاً حديثش صحيح است. حاكم و ذهبى اين سند را به خاطر ذكر عمر بن خطاب در آن شاذ دانستهاند و در بقيه با اخبار ديگران سازگار است.
٦. از ابن عباس نيز به همين معنا حديث روايت شده است.[٢] از ابن عباس مقسم و سعيد بن جبير روايت كردهاند و در روايت سعيد بن جبير نزد بلاذرى تصريح دارد كه ابوبكر برگشته است. در روايت مقسم نزد طبرى و مروزى با دو سند يعنى راوى از حكم سفيان واعمش هستند ومعناى آن چنين است كه ابوبكر در حج شركت نكرده است، ولى ترمذى از سفيان از حكم روايت كرده
[١] . مشكل الآثار، ج ٨، ص ١٢٤، ح ٣٠٥٥؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ٥٣، ح ٤٣٧٤.
[٢] . تعظيم قدر الصلاة، ج ٢، ص ٦٢٢، ح ٦٧٢؛ تفسير طبرى، ج ١٠، ص ٨٤؛ انساب الاشراف، ج ١، ص ١٦٩.