امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٥٦ - جز ابوبكر همه مرا تكذيب كردند، و تناقض ديگر بخارى
ذكر كرده و گفته است: وهذا لم يروه عن عبيدالله وعن عبدالله جميعا غير عبد الرحمن بن عبد الله العمري؛ يعنى اين خبر را از عبيدالله و عبدالله با هم كسى جز عبدالرحمن عمرى روايت نكرده است. و در آخر مىگويد: تمام رواياتش يا از جهت متن و يا از حيث سند منكر است. ذهبى در مورد او مىگويد: هالك.[١]
أبوزرعة او را متروك الحديث دانسته و أبوحاتم گفته است: هميشه دروغ مىگفت و او متروك است. و ديگران نيز او را تضعيف كردهاند.[٢] از اين سخنان مورد اتفاق بودن كذاب، وضاع و ضعيف بودن او روشن و ثابت مىشود.
پس اين حديث با اين سند از جعليات عبدالرحمن بن عبدالله است و تصحيح هيثمى غلط است. اما در مورد خليل بودن ابوبكر و سد ابواب و خوخه بعدا صحبت خواهيم نمود.
اما چند كلام در مورد اسانيد بخارى: اولا: اين حديث چنان كه مشاهده مىشود الفاظش با هم فرق دارند و متن طبرانى در مسند نيز فرقهايى با اين دو متن داشت كه ذكر شد و اين حديث همان گونه كه اشاره شد تمام رواتش شامىاند و غير اهل شام آن را روايت نكردهاند.
با وجود ضعف اسانيد و وجود مدلسين در اسناد آنها كه تدليس برادر كذب و بدتر از زنا معرفى شده است و واقعيت نيز همين است، و با وجود مخالف بودن معانى آن با واقعيتها علاوه بر اين همه، اهل سنت در شرح حال بسر بن ارطاة مىگويند: صحابه بودن او مورد خلاف است. اهل مدينه گفتهاند كه او از صجابه نيست، ولى اهل شام از او از رسول خدا صلى الله عليه و آله حديث روايت مىكنند.[٣]
توجه داشته باشيم كه اهل شام از بسر دو حديث با سند صحيح روايت كردهاند و
[١] . ميزان الاعتدال ذهبى، ج ٢، ص ٥٩٦، رقم ٤٩٠٠.
[٢] . تهذيب التهذيب ابن حجر، ج ٦، ص ١٩٣ و ١٩٤، رقم ٤٣٤.
[٣] . سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٤٠٩، رقم ٦٥؛ الاصابه، ج ١، ص ٤٢١، رقم ٦٤٢.