امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣١٣ - امام بخارى و كتمان غربت ابوذر و تبعيد او
ذهبى سند اين خبر را خيلى خوب دانسته و هيثمى رجال آن را ثقه خوانده است و اين خبر در نقل احمد مفصلتر وارد شده و در آن اختلاف بين ابوذر و معاويه و اينكه ابوذر را تكذيب كرده و تبعيدش نمودهاند با صراحت بيان شده است.
١١. عن عبدالله بن سيدان السلمي: تناجى أبوذر وعثمان حتى ارتفعت أصواتهما ثم انصرف أبوذر متبسما فقالوا: مالك ولامير المؤمنين؟ قال: سامع مطيع ولو أمرني أن آتي صنعاء او عدن ثم استطعت أن أفعل لفعلت وأمره أن يخرج إلى الربذة؛[١] ابوذر و عثمان سخن مىگفتند تا اينكه صداهايشان بلند شد. سپس ابوذر با تبسم برگشت، مردم گفتند: بين تو و عثمان چه بود؟ گفت: من با گوش و جان مطيع هستم و اگر عثمان امر كند كه به صنعا و يا عدن بروم و من بتوانم قطعاً انجام خواهم داد و عثمان امر كرد تا به ربذه برود (و او نيز رفت).
سند اين خبر صحيح است. در مورد عبدالله بن سيدان در اين سند اختلاف شده است، عجلى و ابن حبان او را توثيق كردهاند، ابن شاهين، ابن سعد و ابن حبان او را از صحابه خواندهاند[٢] و بخارى به حديث او كه پشت سر ابوبكر نماز جمعه خوانده است وخليفه آن نماز را قبل از نصف نهار انجام داده و ...، اشكال گرفته است. البانى بعد از نقل اين حديث مىگويد: عبدالله بن سيدان تابعى كبير است، ولى عدالتش معروف نيست.[٣] پس بىشك اين سند صحيح است مضافا بر اينكه سند ابن شبه نيز صحيح است و آن از غير ابن سيدان است، ولى عبارت آخر را از آن حذف كردهاند.
١٢. مالك بن اوس نيز پس از نقل داستان تبعيد ابوذر به شام و ... مىگويد: چون به مدينه برگشت و بين ابوذر و عثمان سخنانى رد و بدل شد و ابوذر با صداى بلند آيه «بشرهم (الكانزين) بعذاب اليم» را تلاوت نمود، عثمان او را امر نمود كه به ربذه
[١] . طبقات الكبرى، ج ٤، ص ٢٢٧؛ سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ٧١؛ تاريخ المدينه، ج ٣، ص ١٠٣٩.
[٢] . معرفة الثقات عجلى، ج ٢، ص ٣٣، رقم ٩٠٠؛ الثقات ابن حبان، ج ٣، ص ٢٤٧؛ الاصابه، ج ٤، ص ١٠٨، رقم ٤٧٥٧.
[٣] . ارواء الغليل البانى، ج ٣، ص ٦١، ح ٥٩٥.