امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣١٢ - امام بخارى و كتمان غربت ابوذر و تبعيد او
لي صديقاً؛ فلما سار إلى الربذة قال: ردني عثمان بعد الهجرة أعرابياً؛[١] قتاده مىگويد: ابوذر سخنى گفت كه ناخوشايند عثمان بود وعثمان او را تكذيب نمود. ابوذر گفت: گمان نمىكردم پس از اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله كه فرمود: آسمان سايه نيفكنده و زمين بر خود جاى نداده فردى را كه راستگوتر از ابوذر باشد، كسى مرا تكذيب كند. سپس عثمان ابوذر را به ربذه تبعيد نمود و ابوذر هميشه مىگفت: گفتن سخن حق براى من دوستى باقى نگذاشت و چون به ربذه رفت، گفت: عثمان مرا پس از هجرت اعرابى گردانيد. در سند اين خبر بكر بن هيثم شيخ بلاذرى را ما نشناختيم و بقيه ثقهاند و قتاده زمان ابوذر را درك نكرده است.
١٠. عن عبد الرحمن بن غنم قال: كنت مع أبي الدرداء فجاء رجل من قبل المدينة فسأله فأخبره: أن أبا ذر مسير (سير) إلى الربذة فقال: أبوالدرداء: إنا لله وإنا إليه راجعون لو أن أبا ذر قطع لي عضوا او يدا ما هجنته بعدما سمعت النبي صلى الله عليه و آله يقول: ما أظلت الخضراء ولا أقلت الغبراء من رجل أصدق لهجة من أبي ذر؛[٢] عبدالرحمن بن غنم مىگويد: همراه ابودردا بودم، پس مردى از مدينه آمد و ابودردا از او در باره اخبار مدينه سؤال كرد. او گفت: همانا ابوذر به ربذه تبعيد شد. ابودردا گفت: انا لله وانا اليه راجعون (در خبر احمد ابودردا و صاحبش حدود ده مرتبه اين كلام را تكرار نمودند) و ابودردا گفت: اگر ابوذر عضوى از من و يا دستم را قطع كند او را به غضب نخواهم آورد پس از آن كه در مورد او از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمودند: آسمان سايه نيفكنده و زمين به خود جاى نداده فردى را كه راستگوتر از ابوذر باشد.
[١] . انساب الاشراف بلاذرى، ج ٢، ص ٢٧٧.
[٢] . المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ٣٨٧، ح ٥٤٦٧؛ مسند احمد، ج ٥، ص ١٩٧، ح ٢١٧٧٢؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ٣٣٠.