امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٥٨ - زهرى و تهمت آشكار بر اميرالمؤمنين عليه السلام
حديث را صحيح دانستهاند. احمد بن حنبل در «مسند» با دو سند و در «فضايل» با سه سند حديث مذكور را روايت كرده است كه همه اسنادش صحيح است و البانى در مورد يكى از سندهاى نسائى مىگويد: سندش خيلى خوب است، اگر جهالت ربيعه بن ناجذ (ناجد) نبود، ولى اين خيانت و خدعه از جانب البانى است؛ زيرا ربيعه را ابن حبان و عجلى و ابن حجر در «تقريب» توثيق كردهاند.[١]
٩. در حديث صحيح ديگر اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد: ... به خدا سوگند همانا من برادر، ولى، ابن عم و وارث پيامبر صلى الله عليه و آله هستم. پس چه كسى مىتواند سزاوارتر از من به آن حضرت باشد.[٢] هيثمى رجال سند اين حديث را رجال صحيح دانسته است.
١٠. اميرالمؤمنين عليه السلام در موارد مختلف از حيات خود بارها فرمودهاند: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از دنيا رفتند و من سزاوارترين مردم بر خلافت از ابوبكر و عمر بودم ....[٣] اين حديث را شش نفر از اميرالمؤمنين عليه السلام با اسانيد متعدد در مواقع گوناگون روايت كردهاند و اكثر سند اين خبر و تمام اسانيد عبدالله و بلاذرى صحيح است و همچنين به اين واقعيت ابوبكر[٤]، عمر[٥]، عثمان[٦]، ابوسفيان[٧] و ديگران نيز اعتراف و تصريح كردهاند كه ما در
[١] . تهذيب التهذيب بن حجر، ج ٣، ص ٢٢٧، رقم ٤٩٨؛ تقريب التهذيب، ج ١، ص ٢٩٨.
[٢] . سنن الكبرى نسائى، ج ٥، ص ١٢٥، ح ٨٤٥٠؛ فضائل الصحابه احمد، ج ٢، ٦٥٢، ح ١١١٠؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ١٣٦، ح ٤٦٣٥؛ مجمع الزوائد هيثمى، ج ٩، ص ٣٤؛
[٣] . تاريخ المدينه، ج ٣، ص ٩٢٧؛ تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٩٢ و ٤٧٥؛ انساب اشراف، ج ٢، ص ٤٠٢ وج ٤، ص ٥٧؛ السنه عبدالله، ج ٢ ص ٥٦٣، ح ١٣١٤ و ١٣١٥ و ١٣١٦؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٤٢، ص ٤٣٩.
[٤] . انساب الاشراف، ج ١، ص ٢٥٢؛ الامامه والسياسه و ... در خبر ديگر.
[٥] . محاضرات الادباء راغب، ج ٢، ص ٣٨؛ شرح نهج البلاغه، ج ٢، ص ٥٧؛ السقيفه والفدك، ص ٥٤.
[٦] . تاريخ المدينه، ج ٣، ص ١٠٤٢ شرح نهج البلاغه، ج ٩، ص ١٤ از موفقيات ابن بكار.
[٧] . الثقات ابن حبان، ج ٢، ص ٢٨٧؛ انساب الاشراف، ج ١، ص ٣١٩.