امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٣٢ - عمرو عاص ملعون از لسان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
المغيرة بن شعبة فحمد الله وأثنى عليه ثم وقع فى على ثم قيل للحسن بن على: اصعد، فقال: لا أصعد ولا أتكلم حتى تعطونى إن قلت حقا أن تصدقونى و ان قلت باطلا أن تكذبونى فأعطوه فصعد المنبر فحمد الله وأثنى عليه فقال: بالله يا عمرو وأنت يا مغيرة تعلمان أن رسول الله صلى الله عليه و آله قال: «لعن الله السائق والراكب» أحدهما فلان قالا: اللهم بلى قال: أنشدك الله يا معاوية و يا مغيرة أتعلمان أن رسول الله صلى الله عليه و آله لعن عمرا بكل قافية قالها لعنة؟ قالا: اللهم بلى قال: أنشدك الله يا عمرو وأنت يا معاوية بن أبى سفيان أتعلمان أن رسول الله صلى الله عليه و آله لعن قوم هذا؟ قالا: بلى قال الحسن: فإنى أحمد الله الذى وقعتم فيمن تبرأ من هذا؛[١] عمرو و مغيره به معاويه گفتند: همانا حسن بن على عاجز شده و سخنى دارد. بگزار سخن بگويد؛ زيرا نمىتواند براى گفتن سخن پيدا كند. معاويه گفت: اين كار را نكنيد، ولى آنها قبول نكردند. عمرو به منبر رفت و از اميرالمؤمنين عليه السلام ياد كرد و آن حضرت را دشنام داد. سپس مغيره به منبر رفت و او نيز آن حضرت را سب و دشنام نمود. سپس به امام حسن عليه السلام گفته شد: به منبر برو، ولى امام حسن عليه السلام فرمود: بالاى منبر نمىروم و سخن نمىگويم، مگر اينكه قول بدهيد اگر سخن حق گفتم مرا تصديق كنيد و اگر باطل گفتم تكذيبم كنيد.
آنها قول دادند. پس امام حسن عليه السلام بالاى منبر رفتند و خدا را حمد و ثنا گفتند. سپس فرمودند: تو را به خدا اى عمرو و تو اى مغيره، آيا مىدانيد همانا رسول خدا صلى الله عليه و آله سواره و راننده را لعنت كردند كه يكى از آنها فلانى (معاويه) بود؟ (به اين حديث در گذشته اشاره شد.) گفتند: آرى. امام حسن عليه السلام فرمودند: تو را به خدا سوگند اى معاويه و تو اى مغيره، آيا مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله عمرو بن عاص را به مقدار هر قافيه شعرى كه گفت لعنت فرمودند؟ گفتند: آرى شنيديم. امام عليه السلام فرمودند: تو
[١] . معجم الكبير، ج ٣، ص ٧١، ح ٢٦٩٨؛ مجمع الزوائد، ج ٧، ص ٢٤٧؛ تطهير اللسان، ص ٥٥.