دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٧ - باقی
باقی
نویسنده (ها) :
جلال خسروشاهی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
باقی، محمود عبدالباقی (٩٣٣-١٠٠٨ق/ ١٥٢٧-١٥٩٩م)، شاعر دیوانی عثمانی. او در استانبول زاده شد و فرزند محمد، مؤذن مسجد فاتح بود. در کودکی یک چند شاگردی در کارگاه سراجی پرداخت، ولی استعداد فطری و علاقۀ شدید وی به تحصیل، او را به سوی درس و مدرسه کشاند (سامی، ٢/ ١٢٠٣؛ گوکیای، ١٠٨؛ عطایی، ٤٣٤؛ بورسهلی، ٢/ ٩٩) و زیر نظر استادانی چون محمد قرامانیزاده به تحصیل پرداخت و با اشخاص سرشناسی چون محمد نوعی (شاعر) و سعدالدین و مصطفێ عالی (مورخ) همدرس شد و دوستی وی با آنان تا پایان عمر ادامه یافت (فلایشر، ١٤٩؛ گوکیای، همانجا، IA, II/ ٢٤٣). پس از چندی ذوق و قریحۀ شاعری باقی بر همگان آشکار شد و با حمایت احمد شمسالدین قاضیزاده به جمع ادبی وی در مدرسۀ سلیمانیه راه یافت و سرحلقۀ این جمع شد. همچنین تقدیر و تحسین شاعر سالخورده، ذاتی را نیز به خود جلب کرد و به گروه شاعرانی که در دکان کوچک او گر میآمدند، پیوست («دائرةالمعارف زبان...»، I/ ٣٠٠؛ عطایی، همانجا، EI٢, I/ ٩٥٦) و در ١٩ سالگی به عنوان شاعری جوان و طراز اول استانبول، به شهرت رسید (IA، همانجا؛ «دائرةالمعارف ترک»، V/ ٧٨).
در٩٦١ق/ ١٥٥٤م هنگام بازگشت سلطان سلیمان قانونی از سفر نخجوان، باقی با تقدیم قصیدهای نظر وی را نسبت به خود جلب کرد و از آن تاریخ به بعد با حمایت او مدراج ترقی را به سرعت طی کرد. سلطان سلیمان تا پایان عمر از ابراز علاقه و محبت به باقی دریغ نورزید و زندگی مرفهی برای او فراهم ساخت و او را در زمرۀ ملازمان و نزدیکان خود درآورد؛ چنانکه اشعار خود را برای تصحیح و سرودن نظیر نزد این شاعر میفرستاد. همین التفاتها سبب برانگیخته شدن حسادت درباریان و حتێ دوستان وی شد (گوکیای، ١٠٩؛ عطایی، ٤٣٥؛قنالیزاده، ١/ ٢٠٠؛ «دائرةالمعارف زبان»، I/ ٣٠٠-٣٠١).
مرگ سلطان سلیمان (٩٧٣ق/ ١٥٦٦م)، باقی را سخت متأثر کرد و او قصیدۀ معروفی در رثای سلطان سرود که از بهترین آثار وی به شمار میآید (قنالیزاده، همانجا؛ IA, II/ ٢٤٤؛ سامی، ٢/ ١٢٠٤). پس از به تخت نشستن سلطان سلیم دوم در ٩٧٤ق، باقی قصیدهای به او تقدیم داشت و سلطنتش را تهنیت گفت (قنالیزاده، ١/ ٢٠١)، وی چندان مورد توجه سلطان جدید واقع نشد و حتێ چندی بعد از کار مدرسی مدرسۀ مرادپاشا عزل گردید و خانهنشین شد؛ ولی بار دیگر در ٩٧٧ق/ ١٥٦٩م مسند تدریس خود را در این مدرسه بازیافت. باقی با جلب حمایت صدراعظم وقت صوقللی محمدپاشا و به وساطتِ فریدونبیک (صاحب منشآت) و نیز با تخمین چند غزل سلطان سلیم دوم، توانست طرف توجه وی قرار گیرد و ترفیع مقام یابد و به مجالس درباری دعوت شود («دائرةالمعاف ترک»، V/ ٧٩؛ سامی، نیز؛ IA، همانجاها).
حبّ جاه از دوران جوانی تا پایان عمر لحظهای باقی را رها نکرد و همواره با سرودن مدیحهها و غزلها برای سلاطین وقت، یافتن حامیان پرقدرت و حتێ شرکت در بعضی توطئههای درباری، سعی در ترفیع مقام و پیشرفت در شغل دولتی داشت (همانجا).
وی در اوایل سلطنت مراد سوم (٩٨٢-١٠٠٣ق/ ١٥٧٤-١٥٩٥م) به مدرسی مدرسۀ سلیمانیه تعیین شد،ولی چندی بعد در نتیجۀ توطئۀ دشمنانش مورد غضب سلطان واقع، و معزول شد، لیکن با تلاش حامیانش بیگناهی وی ثابت شد، و شاعر از خطر تبعید نجات یافت و بار دیگر راه پیشرفت به رویش باز شد (عطایی، همانجا، قنالیزاده، ٢٠٨؛ گوکیای، ١٠٩) و مراد سوم او را در محرم ٩٨٧/ مارس ١٥٧٩/ به سمت قضای مکه منصوب کرد. پس از آن مدتی در مدینه بود و سرانجام در ٩٩٢ق/ ١٥٨٤م به مقام قضای استانبول ارتقا یافت (قنالیزاده، ١/ ٢٠٩؛ عطایی، ٤٣٥-٤٣٦؛ سامی، همانجا). باقی پیوسته با تقدیم قصاید و غزلیات و سرودن نظیره برای اشعار این پادشاه و همچنین یاری گرفتن از نفوذ حامیان خویش میکوشید تا نظر او را هر چه بیشتر جلب کند. نتیجۀ این تلاشها رسیدن به مقام قاضی عسکری آناتولی بود؛ اما چندی بعد از این مقام عزل، و سپس بار دیگر منصوب شد و سرانجام به مقام قاضی عسکری روم ایلی دست یافت («دائرةالمعارف ترک»، همانجا؛ فلایشر، ١٥٣؛ گوکیای، همانجا). باقی در طول خدمت خود دو بار قاضی عسگر آناتولی و ٣ بار قاضی عسکر روم ایلی شد (پچوی، ٢/ ١٦٦، ٢٩٠؛ گوکیای، همانجا)، ولی با همۀ تلاش خود و دوستانش نتوانست به هدف اصلی و آرزوی بزرگش که کسب مقام شیخالاسلامی بود، دست یابد (فلایشر، IA;
١٦٠, ١٧٦، همانجا).
پس از سلطنت رسیدن محمد سوم (جمادیالاول ١٠٠٣/ ژانویۀ ١٥٩٥)، باقی از خدمت معاف، و خانهنشین شد. وی با وجود سالخوردگی، همچنان میکوشید تا نظر سلطان را برای تحقق هدف خود، از طریق مدح وی جلب کند. با اینهمه، به آرزوی خود دست نیافت و سلطان بار دیگر او را به قاضی عسکری روم ایلی منصوب کرد. باقی پس از یکسال از این مقام استعفا کرد (همان، II/ ٢٤٥؛ فلایشر، ١٨٧، حاشیۀ ١٥٩). سرانجام باقی در استانبول درگذشت و او را که سلاطین عثمانی «سلطان الشعرا» لقب داده بودند، با مراسم باشکوهی در گورستان ایوب به خاک سپردند (عطایی،٤٣٦؛ بروسهلی، ٢/ ٩٩؛ گوکیای، ١١٠؛ فلایشر، همانجا، حاشیۀ ١٥٤).
باقی مردی نکتهدان، خوش صحبت، ظریف و بذلهگو بود. وی دوستان بسیاری داشت و همواره در همه جا به عنوان شاعری سرشناس و عالمی طراز اول موردعلاقه و احترام بود (قنالیزاده، ١/ ١٩٩-٢٠٠؛ بروسهلی، ٢/ ١٠٠).
منزلت ادبی و سبک شعر باقی
باقی یکی از شعرای بزرگ ادبیات دیوانی ترک به شمار میرود. وی در تکامل شعر عثمانی نقشی عمیق و مهم داشته است. شخصیت ادبی او را باید در اشعارش جستجوکرد. باقی شاعر قصیدهو غزل است. با اینکه قصایدی در حد کمال دارد، ولی در غزل سرایی موفقتر بوده (٢٤٨-IA, / ٢٤٧) اشعار باقی ساده، روان و جذاب است و نسبت به شاعران پیش از خود، زبان ترکی را با ظرافت ویژهای به کار برده است («دائرةالمعارف ترک» ،V/ ٨٠؛ سامی، همانجا؛ «دائرةالمعارف جدید...»، I/ ٣٠٠). شک نیست که باقی هم مانند بیشتر شعرای عثمانی زیر نفوذ جاذبۀ شعر فارسی بوده، و از شاعران بزرگی همچون حافظ، سلمان ساوجی و کمال خجندی تأثیر پذیرفته است (AI, II/ ٢٤٩؛ «دائرةالمعارف ترک»، همانجا) و به همین سبب، از اوزان عروضی و قالبهای شعر فارسی بهرۀ بسیار برده است (همانجاها).
باقی با اینکه ذوق لطیف و دانش و فرهنگ عمیقی داشت (بروسهلی، همانجا)، ولی در اشعارش مطلب تازه و قابل تعمقی یافت نمیشود. وی زندگی و حوادث آن را چیزی جز خواب و خیال نمیدانست. بیشتر به لذات زندگی میاندیشید. از نظر، فلسفۀ حیات و دیدگاه او بسیار ساده و محدود است (IA, II/ ٢٤٨؛ «دائرةالمعارف ترک»، همانجا). او استاد نظم و فن لاغت بود و در شعر به فصاحت بیان، صناعات، قال، بازی با کلمات و استفاده از آهنگ و زیبایی کلام بیشتر اهمیت میداد تا عمق و محتوای آن؛ ولی به هر حال میتوان گفت که باقی در شاعری ذوق و استعداد ذاتی و طبیعی داشت. از نظر او، شعر آوایی دلپذیر و جاودانی است (عطایی، ٣٤٦؛ «دائرةالمعارف زبان»، I/ ٣٠٢ ؛IA، همانجا).
آثار
١. دیوان، که مهمترین اثر باقی است و نخستین بار در ١٢٧٦ق/ ١٨٥٩م در استانبول به چاپ سنگی رسید (فهرس المطبوعات...، ٢/ ٩٣)و پس از آن به شکلهای مختلف چاپ شد (ﻧﮑ: شرقیات...، ٦٢؛ گوکیای، همانجا؛ «دائرةالمعارف زبان»، همانجاها).
٢. فضائل الجهاد، که ترجمۀ ترکی مشارع الاشواق الێ مصارع العشاق اثر ابننحاس (ﻫ م) است و نسخههای خطی آن در کتابخانۀ نور عثمانیه (ﺷﻤ ١١٩١) نگهداری میشود (نور عثمانیه...، ٦٦؛ بغدادی، ١/ ٤٩٥؛ فهرس المخطوطات...، ٣/ ١٩٥).
٣. ترجمۀ ترکی المواهب اللدنیة بالمنح المحمدیة اثر شهابالدین خطیب قسلانی، با عنوان معالم الیقین فی سیرة سید المرسلین (حاجیخلیفه، ٢/ ١٨٩٦-١٨٩٧؛ عطایی، همانجا؛ IA, II/ ٢٥١-٢٥٢؛ سامی، ٢/ ١٢٠٤).
٤. فضائلالمکه، که ترجمۀ ترکی الاعلام فی احوال بلدالله الحرام اثر قطبالدین احمد بن مکی است. باقی وقتی قاضی مکه بود، آن را شروع کرد و در ٩٨٧ق/ ١٥٧٩م به پایان رساند. نسخۀ کامل آن در کتابخانۀ کوپربلی (ﺷﻤ ٢٠٦) موجود است (بروسهلی، همانجا؛ IA, II/ ٢٥٢).
مآخذ
بروسهلی، محمدطاهر، عثمانلی مؤلفلری، استانبول، ١٣٤٢ق؛
بغدادی، هدیه؛
پچوی، ابراهیم، تاریخ، استانبول، ١٢٨٣ق؛
حاجیخلیفه، کشف؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛
شرقیات ... (ﻧﮑ: ﻣﻠ )؛
عطایی، عطاءالله، حدائق الحقائق فی تکلمة الشقائق، به کوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛
فهرس المخطوطات الترکیة العثمانیة، قاهره، ١٩٩٠م؛
فهرس المطبوعات الترکیة العثمانیة، قاهره، ١٩٨٢م؛
قنالیزاده، حسن، تذکرة العشراء، به کوشش ابراهیم قوتلوق، آنکارا، ١٩٧٨م؛
نور عثمانیه کتبخانه سنده محفوظ کتب موجود، نین دفتریدر، استانبول، نیز:
EI٢;
fleischer, C. H., bureaucrat and intellectual in the ottoman empire, princeyon;
gökyay O. Ş., kâtip Çelebi hayati, kiṣiliği ve eserlerinden seçmeler, istanbul;
IA;
Şarkiyat kütüphanesi türkçe ve osmanlica kitaplar kataloğu, toryo, ١٩٨٥;
türk ansiklopedisi, istanbul, ١٩٦٧;
türk dili ve edebiyati ansikliopedisi, istanbul, ١٩٧٧;
yeni türk ansiklopedisi, istanbul, ١٩٨٥.
جلال خسروشاهی