دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥ - حالی
حالی
نویسنده (ها) :
پریسا سنجابی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حالی، الطاف حسین، شاعر، ادیب، منتقد، محقق و تذکرهنگار ادب فارسی و اردو در شبه قاره (١٢٥٣-١٣٣٣ق / ١٨٣٧-١٩١٤م).
او در پانیپت واقع در ایالت هریانای هند به دنیا آمد (احمد جان، ٢٠٩؛ بریلوی، ٤٠٢). به گفتۀ منابع گوناگون، اسلاف او به ایوب انصاری، از صحابۀ پیامبر اسلام(ص) میرسید. خواجه ملک علی هروی دانشمند روزگار خود، نخستین شخصیت از این خاندان بود کـه در روزگار سلطنت غیاثالدین بلبـن (سل ١٢٦٦-١٢٨٧ق / ١٨٥٠-١٨٧٠م) از هـرات بـه شبهقاره مهاجرت کرد (نک : قادری، ٥٦٥؛ قاسمی، ٩؛ شیرانی، ٣ / ٣١٧).
خواجه ایزدبخش، پدر حالی از ثروت و مکنت بهرهای نداشت. حالی ٩ سال داشت که پدرش را از دست داد و در این زمان بود که برادر بزرگش، خواجه امداد حسین مظهر، و خواهرش سرپرستی او را برعهده گرفتند (همو، نیز قاسمی، همانجاها؛ قادری، ٥٦٧، به نقل از حالی). حالی در زادگاه خود تحصیلات مقدماتی مرسوم آن دوره را فراگرفت و به آموختن و حفظ قرآن کریم همت گمارد و زبان فارسی را در محضر سید جعفرعلی، و زبان عربی را نزد ابراهیم حسین انصاری آموخت (قادری، همانجا؛ قاسمی، ١٠). او پیش از اتمام تحصیلات خود در ١٧ سالگی مجبور به ازدواج شد. در همان سال بدون اطلاع خانواده، خانه را ترک کرد و به دهلی رفت. حالی در آنجا نیز از آموختن دست برنداشت و به تکمیل آموختههای خود پرداخت (قادری، همانجا؛ صدیق، ٣٤٥).
حالی در دهلی نیز از محضر استادان برجسته چون مولوی نوازش علی و امام بخش صهبایی ضیاءالدین خان دهلوی بهره جست. او در این سالها به سرودن شعر اردو روی آورد و در مجالس شاعرانی چون امام بخش صهبایی شرکت میکرد؛ ولی با اصرار خانواده به پانیپت بازگشت. در زادگاه خویش هم به آموختن ادامه داد و منطق و فلسفه و حدیث و تفسیر را نزد مولوی عبدالرحمان و مولوی قلندر علی فـرا گـرفت (نک : قادری، ٥٦٨-٥٦٩).
وی در ١٢٧٢ق / ١٨٥٦م در حصار (واقع در ایالت هریانا) در ادارۀ مالیات مشغول به کار شد. یک سال بعد مقارن با شورش مردم شبهقاره بر ضد مطامع استعماری انگلیس، حالی نیز خدمت دولتی را ترک کرد و به زادگاه خویش بازگشت (بریلوی، ٤٠٣؛ شیرانی، ٣ / ٣١٨؛ نیز نک : نقوی، ١٢-١٤). او ٤ سال بیکار ماند. در این مدت سرودن شعر به زبانهای اردو و فارسی را آغاز کرد و در شمار شاگردان نواب محمد مصطفى خان، متخلص به شیفته (د ١٢٨٦ق / ١٨٦٩م) و حسرتی (د ١٢٨٧ق / ١٨٧٠م) درآمد (سکسینه، ٣٥٧؛ شیرانی، ٣ / ٣١٨- ٣١٩). حالی که خود صاحب ذوق و استعداد بود، در مجالست و مصاحبت با دانشمندان و ادیبان دوران خود کمال یافت و به توصیۀ حسرتی در زمرۀ شاگردان اسدالله خان دهلوی متخلص به غالب (١٨٦٩م) پیوست و به پیشنهاد او تخلص خود را از خسته به حالی تغییر داد. آموزشهای غالب حالی را به چنان مرتبهای رساند که در اندک زمانی در سخنسرایی و شاعری به مقام استادی رسید (صدیق، ٣٤٦؛ اسحاق، ٤).
حالی پس از درگذشت حسرتی به لاهور رفت. در آن زمان در لاهور زبان اردو مورد توجه بود و حالی در آنجا به عنوان مصحح متونی که از انگلیسی به اردو ترجمه میشد، به کار پرداخت. با تأسیس «انجمن پنجاب» در لاهور به همت محمد حسین آزاد (١٢٤٥- ١٣٢٨ق)، نه تنها در شعر، بلکه در نثر اردو نیز تحولی چشمگیر ایجاد شد. هدف این انجمن دور نگهداشتن شعر اردو از مضامین عاشقانۀ پیشین و پرداختن به مسائل اجتماعی روز بود (نک : نوشاهی، «اردو ... »، ٥٤٠). حالی در مدت ٤ سال اقامت خود در لاهور با این انجمن همکاری میکرد. او در این مدت به مطالعۀ آثار ادبی اروپایی نیز پرداخت و ٤ مثنوی «برسات پر»، «امید»، «رحم و انصافپر» و «حب وطن» را نوشت (قادری، ٥٧١).
وی در ١٢٩٢ق / ١٨٧٥م بـه دهلـی رفت و در کـالج انگلیسیـ عربی (انگلو ـ عربیک کالج) به عنوان مدرس برگزیدۀ زبان فارسی و عربی به تدریس پرداخت (صدیق، ٣٤٧؛ قاسمی، ١٢). در همین زمان بود که با سید احمدخان آشنا شد. از اوایل سدۀ ١٣ق / ١٩م با پدیدآمدن شعر ملی میهنی مرکز شعر و ادب اردو به دهلی منتقل شد (نوشاهی، همان، ٥٣٩). آشنایی با افکار اصلاحطلبانۀ سید احمدخان، الطافحسین را به اندیشۀ اصلاح احوال جامعه و تجدید حیات مسلمانان متوجه ساخت (سکسینه، قاسمی، همانجاها).
الطاف حسین در ١٣٠٦ق / ١٨٨٩م با مقرری اندکی که به همت سید احمدخان برای وی درنظر گرفته شد، بازنشسته شد و به زادگاه خود بازگشت و باقی عمر خود را صرف تحقیق و پژوهش کرد (سکسینه، ٣٥٨؛ احمدجان، ٢١٢؛ قاسمی، ١٢-١٣). دولت بریتانیا در هند در تقدیر از خدمات ادبی و علمی او لقب «شمس العلما» را به وی داد. حالی سرانجام در ٧٧ سالگی در پانیپت درگذشت (همو، ١٣؛ پانیپتی، ٥).
حالی را نخستین شاعر ملی مسلمانان شبهقاره مینامند که اقبال و اللهاکبرآبادی روش وی را دنبال میکردند. نخستین آثار او به سبک معمول عصر بود، اما بهتدریج افکار جدید در شعر او نفوذ کرد و بدینسان سبک وی تازگی یافت. او مانند بیشتر شاعران همعصر خود گام به گام در راه تحصیل آزادی کوشید (نقوی، ١٢؛ عبدالحق، ٨٣٦؛ صبح ... ، ١٦). حالی را از شاعران جنبش اصلاحات نظم اردو میدانند که جهت و مسیر آن را تغییر داد. او در سرودههای خود مضامین اخلاقی و اجتماعی را جایگزین مضامین عاشقانه ساخت (احمد، عزیز، ١٤٦) و به اشاره و تشویق سیداحمدخان، مسدس معروف خود مد و جزر اسلام را سرود و در آن عظمت و شوکت گذشتۀ مسلمانان و خفت و زبونی آنها در عصر استعمار را به تصویر کشید. این منظومه که سکسینه آن را کتابی الهامی میشمرد (ص ٣٦١)، سرمشق شعر و شاعری در ادبیات اردو به شمار میآید.
حالی نخستین شاعری است که در شعر خود تاریخ و حیات ملی مسلمانان را تصویر کرد و در سرودههای خود بـه موضوعـات سیـاسی و مسائـل اجتماعـی و ملـی پـرداخت (نک : شیرانی، ٣ / ٣٢١-٣٢٢). او منتقدی پیشرو در ادب اردو به شمار میآید که آثاری ارزشمند در اصول نقد شعر اردو منتشر کرده، و ادبیاتنوین انگلیسی را در فرهنگ هند اشاعه داده است. اگرچه حالی اساساً شاعر اردو ست، اما از حامیان زبان فارسی در شبهقاره به شمار میآید. کوششهای او موجب شد که زبان فارسی پیوسته در برنامۀ درسی مدارس شبهقاره گنجانده شود (اسحاق، همانجا).
آثـار
تألیفات ماندگار و آثار اصلی او در شرح احوال بزرگان ادب عبارتاند از:
١. حیات سعدی، کتابی در شرح احوال و نقد و بررسی آثار منظوم و منثور سعدی، شاعر بزرگ ایرانی. او در این اثر به تحلیل کلام سعدی پرداخته، و با مقایسۀ سعدی با برخی از شاعران، برجستگیهای کلامی او را نشان داده است. حالی خود در مقدمۀ این رساله میگوید که به تمام مآخذ و منابع شرقی و غربی که در دسترس داشتـه، مراجعه کـرده است (نک : سراسر اثر؛ نیز بهمنیار، «ی» ـ «ک»).
این رساله نخستین اثری است که در شبهقاره به نام سعدی انتشار یافته است (همو، «ک») و به گفتۀ نوشاهی («حالی ... »، ٤٥٠-٤٥١)، نخستین نمونۀ شرح حالنویسی نوین در زبان اردو محسوب میشود. این کتاب نخستینبار در ١٣٠٣ق در دهلی چاپ شد و در ١٣١٦ش به فارسی ترجمه، و در تهران چاپ شد.
٢. مقدمۀ سفرنامۀ ناصرخسرو، تنها اثر منثور الطاف حسین حالی به زبان فارسی در شرح احوال و آثار ناصرخسرو. چاپ انتقادی این کتاب با ترجمۀ اردوی محمدصدیق طاهر شادانی در ١٣٥٢ش / ١٩٧٣م در لاهور به انجام رسید (نک : سراسر اثر). حالی این اثر را پیش از دیگر آثار خود تألیف کرده است (ریاض، ٣١).
٣. یادگار غالب. مؤلف در این مجموعه افزون بر شرح احوال و زندگینامه و معرفی میرزا غالب دهلوی، به تشریح و تحلیل سبک نگارش این شاعر پرداخته است. حالی در بررسی آثار غالب با دیگر نویسندگان، روش انتقادی در پیش گرفته و در برخی موارد، ویژگیهای کلامی استاد خود را به نقد کشیده است (احمد، ظهورالدین، ٧٨؛ قاسمی، ١٤-١٥).
٤. حیات جاوید. حالی در این اثر به بیان احوال و افکار سید احمد خان پرداخته، و به خدمات فرهنگی و ارزندۀ بانی دانشگاه اسلامی علیگره اشاره کرده است. این اثر در ١٣١٩ق / ١٩٠١م به چاپ رسید (نک : سراسر اثر).
٥. «مقدمۀ شعر و شاعری». حالی در ابتدای دیوان خود، مقدمۀ مبسوطی را دربارۀ اصول نظری شعر مطرح میکند. این نوشته نخستین و معروفترین نقد ادبی در تاریخ شعر اردو به شمار میآید و با اصول انتقادی، کلام شاعران را نقد کرده است (احمد، ظهورالدین، همانجا؛ اسحاق، ٥).
حالی به تألیف و ترجمۀ چند رسالۀ کوچک به زبان اردو نیز همت گمارد که از جملۀ آنها ست: مولود شریف، رسالهای در احوال پیامبر اسلام(ص)؛ تریاق مسموم، در رد مسیحیت؛ شواهد الالهام، در تأیید و اثبات نبوت و وحی؛ طبقات الارض (هردو رساله در ١٨٧٢م به چاپ رسید)؛ مجالس النساء، در قالب نمایشنامه در دو بخش و برای تربیت دختران و زنان و شامل قصههای آموزشی برای آنها؛ اصول فارسی، در دستور زبان فارسی (گارسن دُ تاسی، ٢ / ١٩٦؛ قاسمی، ١٤).
حالی آثار منثور دیگری نیز دارد، که از آن جمله است: مکتوبات، یا مکاتیب، که مشتمل بر نامههای اردو و فارسی او ست و در ١٩٥٠م در دو جلد به چاپ رسید. افزون بر این آثار منثور، سرودههای پراکنده به فارسی و عربی نیز از او بر جا مانده، که بیشتر آنها به طبع رسیدهاند (عبدالحق، ٧ / ٨٣٨؛ قادری، ٥٨٥ بب ).
مآخذ
احمد، ظهورالدین، نقد شعر فارسی در پاکستان و هند، اسلامآباد، ١٣٧٤ش؛
احمد، عزیز، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ترجمۀ نقی لطفی و محمد جعفر یاحقی، تهران، ١٣٦٧ش؛
احمدجان، صغیر، تاریخ زبان و ادب اردو، کراچی، ١٩٢٩م؛
اسحاق، محمد، «خواجه الطاف حسین حالی»، هلال، کراچی، ١٣٤٩ش / ١٩٧٠م، ج ١٨، شم ٣؛
بریلوی، محمود، مختصر تاریخ ادب اردو، لاهور، ١٩٨٥م؛
بهمنیار، احمد، مقدمـه و تقریظ بـر حیات سعدی (نک : هم ، حالی)؛
پانـی پتـی، محمد اسماعیل، مقدمه بر کلیات نثر حالی، به کوشش همو، لاهور، ١٩٦٧م؛
حالی، الطاف حسین، حیات جاوید، لاهور، ١٩٨٤م؛
همو، حیات سعدی، ترجمۀ نصرالله سروش، تهران، ١٣١٦ش؛
همو، مقدمۀ سفرنامۀ ناصرخسرو، ترجمۀ محمد صدیق طاهر شادانی، لاهور، ١٩٧٣م؛
همو، یادگار غالب، به کوشش شریف حسین قاسمی، دهلینو، ٢٠٠٠م؛
ریاض، محمد، «فارسینویسی الطاف حسین حالی»، هلال، کراچی، ١٣٥٠ش / ١٩٧١م، ج ١٩، شم ٦؛
سکسینه، رام بابو، تاریخ ادب اردو، ترجمۀ محمد عسکری، کراچی، ١٩٢٩م؛
شیرانی، حافظ محمود، مقالات، به کوشش مظهر محمود شیرانی، لاهور، ١٩٦٩م؛
صبح آفرینش (گزیدهای از شعر معاصر اردو در پاکستان)، ترجمۀ محمد رضوی بلتستانی و فرزانه ماجد صدیقی، به کوشش کمال حاج سیدجوادی، تهران، ١٣٧٢ش؛
عبدالحق، «حالی، الطاف حسین»، اردو دایرۀ معارف اسلامیه، لاهور، ١٩٧١م، ج ٧؛
قادری، حامد حسن، داستان تاریخ اردو، آگره، ١٩٤١م؛
قـاسمی، شریف حسین، مقدمـه بر یـادگار غالب (نک : هم ، حالی)؛
گارسن دُ تاسی، ژ.، مقالات، به کوشش حمیدالله صاحب، کراچی، ١٩٧٥م؛
نقوی، علیرضا و جلیل دوستخواه، هیمالیا (برگزیدۀ شعر پانزده تن از شاعران اردوزبان)، تهران، ١٣٤١ش؛
نوشاهی، عارف، «اردو، ادبیات»، دبا، ج ٧؛
همو، «حالی، الطاف حسین»، دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، ١٣٨٦ش، ج ١٢؛
نیز:
Sadiq, M., A History of Urdu Literature, Karachi, ١٩٨٥.
پریسا سنجابی