دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٦١ - افسر کرمانی
افسر کرمانی
نویسنده (ها) :
مینا حفیظی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٣ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَفْسَرِ كِرْمانی، مهدیقلی، ادیب، شاعر و خوشنویس نیمۀ دوم سدۀ ١٣ ق / ١٩ م. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان، در ١٢٥٩ ق / ١٨٤٣ م در آنجا زاده شد (بهزادی، ٧٠؛ سمندر، ٨٥؛ آفرینش، ٤٤٧).
افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق و كلام آموخت (سمندر، ٨٦؛ بهزادی، همانجا؛ آفرینش، ٤٤٨). دیری نپایید كه وی به تهران رفت و به سبب آوازۀ شعر و ادب خویش به دربار ناصرالدین شاه راه یافت و پس از خواندن قصیدهای در حضور شاه، از وی لقب «افسر الشعراء» گرفت (همانجاها؛ افسری، ٤٠). در دیوان او هم اكنون قصیدهای در ستایش از ناصرالدین شاه دیده میشود (نك : ص ٥٥-٥٦)، اما افسر شاعر دربار و مداح ناصرالدین شاه نشد و به كرمان بازگشت (سمندر، همانجا؛ بابایی، سیزده) و گاه به انتقاد از سلطان نیز پرداخت (نك : ص ٥). او حتى در قصیدهای كه در ستایش از ناصرالدین شاه سروده، از اوضاع نابسامان اجتماعی و تنگدستی مردم انتقاد كرده است (نك : ص ٥٦).
افسر در كرمان از جایگاه اجتماعی ویژهای برخوردار بود و حكام آنجا همچون وكیلالملك و شهابالملك به وی توجه داشتند. ازاینرو بسیاری از كسان كه حكومت در تعقیب آنان بود، به منزل وی پناه میبردند و به سفارش او بخشوده میشدند (افسری، ٤١؛ سمندر، آفرینش، همانجاها).
افسر نخستین انجمن ادبی كرمان را كه ایمن،جیحون و میرزا آقاخان كرمانی (ه م) بدان پیوستند، بنیاد نهاد (افسری، همانجا؛ بهزادی، ٧١؛ بابایی، چهارده)، اما این انجمن پس از چندی به سبب مخالفتهای دولتمردان منحل گردید و افسر نیز به بم تبعید شد (افسری، ٤٢؛ افسر كرمانی، ٩٥). سبب مخالفت حاكمان كرمان با افسر و تبعید وی به درستی روشن نیست، اما احتمالاً همكاری او با میرزا آقاخان كرمانی كه بعدها به فرقۀ ازلی، از پیروان باب، پیوست (آدمیت، ١٤٦)، در این امر بیتأثیر نبوده است. به هر روی، تبعید شاعر را از پای درآورد و پس از بازگشت به كرمان درگذشت (افسری، همانجا). بهزادی و آفرینش مرگ وی را در ١٣٠٠ ق / ١٨٨٣ م و در ٤١ سالگی گفتهاند (همانجاها). سمندر و بابایی مرگ او را در ٤٥ سالگی ذكر كردهاند (همانجاها) و آقابزرگ درگذشت افسر را پس از ١٣٠٠ق آورده است (٩(١) / ٨٤).
سبك شعر: اگرچه افسر را از هواداران سبك بازگشت ادبی و از جملۀ كسانی دانستهاند كه كوشیده است شعر فارسی را از قید سبك هندی رهایی بخشد و به راه پیشینیان بازگرداند (بابایی، پانزده)، اما در اشعار وی گاه تأثیرات سبك هندی نیز دیده میشود. سرودههای او آكنده از صنایع ادبی است (نك : ص ٩، ١٢، ١٤، جم ). یكی از غزلیات وی نیز به صورت «طرد و عكس» سروده شده است (نك : ص ٣٧) و در برخی از رباعیات او جناس در ٣ مصراع دیده میشود (نك : ص ٩٣، ٩٥). مضمون قصاید وی یا وصف طبیعت است (نك : ص ٥٢-٥٣، ٥٥، ٥٦-٥٧) و یا ستایش پیامبر (ص) و اهل بیت و بیش از همه حضرت علی و امام مهدی (ع) (نك : ص ٥٣، ٥٤-٥٥، ٨١-٨٢، ٨٧- ٨٩) و گاه در آنها به آیات قرآن، احادیث و روایات نیز اشاره شده است (نك : ص ٨، ٩٧، ١٠٠، ١٠٥). برخی از اشعار او نیز رنگ كلامی ـ عرفانی با دیدگاه وحدت وجودی دارد (نك : ص ٣١، ٩٨، ١٠٠، ١٠١، ١٠٥، ١٠٦، جم ) و در برخی موارد یادآور اشعار ملاهادی سبزواری است (مثلاً نك : ص ١٠١، بیت ٢٣، ص ١٠٦، بیت ١٢؛ نك : سبزواری، ٣، بیت ٣) كه خود اندكی پس از ولادت افسر از ١٢٥٠ تا ١٢٥١ ق در كرمان به سر برده است (نك : سیدحسن، ده). دور نیست كه افسر نزد برخی از شاگردان كرمانیِ ملاهادی سبزواری (نك : آدمیت، ١٤) تحصیل كلام و فلسفه كرده باشد.
آقابزرگ، افسر را دارای دو دیوان دانسته، و سرودههای او را ٧هزار بیت آورده است (همانجا). بخشی از سرودههای افسر با عنوان دیوان افسر كرمانی به كوشش نوادۀ او، عبدالرضا افسری كرمانی، در تهران (١٣٦٦ ش) به چاپ رسیده است. نمونههایی از خط نسخ، شكسته و نستعلیق افسر همراه با نثر مسجع وی كه به شیوۀ قائم مقام فراهانی است، در آغاز دیوان آمده است.
مآخذ
آدمیت، فریدون، اندیشههای میرزا آقاخان كرمانی، تهران، ١٣٥٧ ش؛
آفرینش كرمانی، محمود، «افسر كرمانی»، وحید، تهران، ١٣٥٢ ش، شم ٤؛
آقابزرگ، الذریعة؛
افسر كرمانی، مهدیقلی، دیوان، به كوشش عبدالرضا افسری كرمانی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
افسری، رضا، «كرمان در آستانۀ انقلاب مشروطیت»، وحید، تهران، ١٣٥٦-١٣٥٧ ش، شم ٢٢٨- ٢٢٩؛
بابایی، محمدعلی، «زندگینامۀ افسر كرمانی»، دیوان افسرك رمانی (هم )؛
بهزادی اندوهجردی، حسین، تذكرۀ شاعران كرمان، تهران، ١٣٧٠ ش؛
سبزواری، ملاهادی، شرح منظومه، به كوشش مهدی محقق و توشیهیكو ایزوتسو، تهران، ١٣٤٨ ش؛
سمندر، بیژن، «افسری كرمانی، چهرهای هنرمند در پشت غبار ایام»، هنر و مردم، تهران، ١٣٥٣ ش، س ١٢، شم ١٤٠-١٤١؛
سیدحسن، «شرح حال سبزواری»، شرح منظومه (نك : هم ، سبزواری).
مینا حفیظی