دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٧ - آصف خان
آصف خان
نویسنده (ها) :
فتح الله مجتبایی آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٦ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آصِفْخان، میرزا جعفر بن بدیعالزمان بن آقاملای (دولتدار) قزوینی، ملقب به قوامالدین، و سپس به آصفخان (٩٥٨-١٠٢١ق/١٥٥١-١٦١٢م)، شاعر پارسیگوی هند، مورخ، و از امیران دربار بابُریان در عهد اکبرشاه و جهانگیر. جد آصفخان از منشیان دربار صفوی و پدرش میرزا بدیعالزمان در زمان شاهطهماسب صفوی، حاکم و به اصطلاح آن زمان، وزیرِ کاشان بود، و میرزاجعفر در آغاز عمر به همراهی جد و پدر خود به دربار آمدوشد میکرد. وی در این هنگام با شاعران و ادیبان مصاحبت داشت و میرحیدر معمایی، شاعر معروف آن روزگار، از دوستان و نزدیکان او بود (اسکندربیک، ١/١٨٢). میرزاجعفر در جوانی از ایران به هند رفت (٩٨٥ق/١٥٧٤م) و بهوسیلۀ عم خود میرزا غیاثالدین علی آصفخان، که از امیران دربار اکبرشاه (٩٣٦-١٠١٤ق/١٥٥٦-١٦٠٥م) بود، به دربار راه یافت و به منصب دویستی (از مناصب درباری بابُریان = فرمانده دویست نفر) منصوب شد. ولی چون این مقام را دون شأن خود میدانست، آن را رها کرد و از دربار کناره گرفت. پس از چندی به فرمان اکبرشاه به بنگاله فرستاده شد، ولی به سبب آشفتگی اوضاع در آنجا، به فَتحْپورْسیکْری بازگشت و ملازم دربار شاهی شد. پس از وفات عمویش (٩٨٩ق/١٥٨١م)، به مقام میربخشی (از مناصب درباری بابریان = وزیر خزانۀ دربار) و منصب دوهزاری منصوب شد، و لقب «آصفخان» گرفت. در دوران سلطنت اکبرشاه چندبار در مأموریتهای نظامی لیاقت و کاردانی بسیار نشان داد، و نخست حکومت کشمیر به او داده شد (١٠٠٦- ١٠٠٨ق/١٥٩٧-١٥٩٩م)، سپس به مقام «دیوان کل» یعنی وزارت رسید، و پس از آنکه جهانگیر، بِهار واللهآباد را رها کرد (١٠١٣ق/١٦٠٤م) حکومت بِهار بر عهدۀ او قرارگرفت. ابوالفضل علامی در آیین اکبری (دفتر ٢، آیین ٣٠) نام او را در شمار پیروان دین الٰهی اکبرشاه ذکر میکند. در دوران سلطنت جهانگیر (١٠١٤-١٠٣٧ق/١٦٠٦-١٦٢٧م) به دربار احضار شد و اتابیکی (اتالیق) شاهزاده پرویز به او محول گردید. در ١٠١٥ق/١٦٠٦م به منصب پنج هزاری منصوب شد، و قلمدان مرصّع که علامت وزارت بود، گرفت. در ١٠١٨ق/ ١٦٠٩م برای رفع اغتشاش دکن، همراه شاهزاده پرویز به عنوان اتالیق او عازم آن ناحیه شد، ولی به سبب عشرتطلبی شاهزاده و اختلافات امرا کاری از پیش نرفت. سرانجام وی در ١٠٢١ق/١٦١٢م در ٦٣ سالگی در بُرهانپور وفات یافت (جهانگیر، ١٢٧؛ صمصامالدوله، ١/١٠٧- ١٠٨؛ گوپاموی، ١٥٥). وی مردی کاردان و تیزفهم بود، و جهانگیر که از دوران شاهزادگی خود از او رنجشهایی در دل داشت، دربارۀ او میگوید: «فهم و استعدادش به غایت خوب بود، غایتاً خست و سبکی بر طبعش غالب بود» (جهانگیر، ١٢٧). علاوه بر جهانگیر، اسکندربیک در تاریخ عالم آرای عباسی (١/ ١٢٨) و تقیالدین اوحدی در تذکرۀ عرفاتالعاشقین (نک: ملاعبدالنبی، حاشیۀ ٦١-٦٢) به این نکته اشاره کردهاند. آصفخان در شعر «جعفر» و «جعفری» تخلص میکرد و مجموعۀ اشعار او نزدیک به ٠٠٠‘ ٣ بیت از غزل و قصیده و مثنوی بوده است (ملاعبدالنبی، ١٦٠). نمونههایی از غزلیات او در تذکرهها و کتابهای تاریخی آن زمان دیده میشود (نصرآبادی، ٥٣-٥٥؛ آذر بیگدلی، ٣/١١٥٦-١١٥٧؛ علامی، دفتر ٢، آیین ٣٠). قصایدی در مدح نبی اکرم(ص) و علیبنابیطالب(ع) از او در تذکرهها ثبت است، و نیز مدایحی در ستایش اکبرشاه و جهانگیر دارد (ریو، ٢٠٠-٢٠١). غزلیات و غالباً رنگ عاشقانه دارد، و به شیوۀ معروف به سبک هندی نزدیک است، ولی در مثنوی خسرو شیرین از لحاظ مضمونسازی و طرحریزی از طرز سخن نظامی گنجوی پیروی کرده، و به گفتۀ نصرآبادی «بعد از شیخ نظامی خسرو و شیرین را کسی به از او نگفته» (ص ٥٣). از توصیف نسخههای این منظومه در فهرستها (ریو، ٢٠٠-٢٠١؛ اِته، شم ١٠٦٨) چنین برمیآید که وی نخست پیش از ٩٩٥ق/١٥٨٧م آن را به نام فرهاد و شیرین نظم کرده بود، و سپس در اواخر عمر دوباره بدان پرداخته و آن را به صورتی کاملتر و با تجدیدنظر کلّی به نام خسرو شیرین به پایان رسانیده و به جهانگیر تقدیم کرده است. نام دیگر این منظومه نورنامه است (جهانگیر ١٢٧؛ ملاعبدالنبی، ١٦٠) و از آن نسخههای متعدد باقی است، که از آن میان نسخۀ کتابخانۀ بودلین که برای جهانگیر تحریر شده (اِته، شم ١٠٦٨) از لحاظ قدمت و صحت ممتاز است (منزوی، ٤/٢٧٨٥). از کارهای دیگر او مشارکت در تألیف تاریخ اَلفی است. تألیف این تاریخ در ٩٩٣ق/١٥٨٥م به فرمان اکبرشاه و به مناسبت فرا رسیدن پایان هزارۀ اول هجری آغاز گردید، و نخست ملّااحمد تَتوی، نقیبخان و عبدالقادر بدائونی مأمور تصنیف و تنظیم آن بودند، و پس از مرگ ملااحمد تتوی در ٩٩٦ق/ ١٥٨٨م (شوشتری، ٥٩٠-٥٩٢)، ادامۀ کار به عهدۀ آصفخان قرارگرفت و وقایع را تا ٩٩٧ق/ ١٥٨٩م او نوشت. سپس در ٢ جلد اول کتاب، عبدالقادر بدائونی تجدیدنظر نهایی کرد، و جلد سوم را آصفخان تکمیل کرد (بدائونی، ٢/ ٣١٨؛ علامی، دفتر اول، آیین ٣٤؛ ریو I/١١٧/١١٩؛ ایوانف، شم ٤). آصفخان تذکرهای نیز تدوین کرده بود که به تذکرۀ آصفخانی معروف بوده، و میرزا امیربیگ بَنارسی، متخلص به «امیر» در تذکرۀ حدائقالشعراء خود که میان سالهای ١٢١١ و ١٢٦٢ق/١٧٩٦ و ١٨٤٦م به تصنیف آن مشغول بوده، آن را زیر نظر داشته است (ایوانف، شم ٧٠٢).
نوادۀ او، میرزا جعفر بن میرزا زینالعابدین (د ١٠٩٤ق/ ١٦٨٣م) از شاعران عهد شاهجهان بود و چون نیای خود «جعفر» تخلص میکرد (صمصامالدوله، ١/١١٣-١١٤)؛ و نبیرهاش میرزا ایزدبخش، متخلص به «رسا» نیز از شاعران و دانشمندان دوران اورنگ زیب بود (خوشگو، ٣/٤٥).
مآخذ
آذربیگدلی، لطفعلی بیگ، آتشکده، به کوشش حسن سادات ناصری، تهران، امیرکبیر، ١٣٣٧-١٣٤١ش، جمـ ؛ اسکندربیگ، تاریخ عالم آرای عباسی، تهران، امیرکبیر، ١٣٥٠ش؛ بدائونی، عبدالقادر، منتخبالتواریخ، به کوشش ویلیام ناسولیس و مولوی آغااحمد علی، کلکته، ١٨٦٥-١٨٦٩م؛ جهانگیر گورکانی، نورالدین محمد، جهانگیرنامه (تزوک جهانگیری)، به کوشش محمدهاشم، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ١٣٥٩ش؛ خوشگو، بندربن داس، سفینۀ خوشگو، به کوشش عطاءالرحمن کاکوی، پتنه، ١٩٥٩م؛ شوشتری، قاضی نورالله، مجالسالمؤمنین، تهران، ١٣٧٥ق؛ صمصامالدوله، میرعبدالرزاق شهنوازخان، مآثرالامراء، کلکته، انجمن آسیایی بنگال، ١٨٨٨-١٨٩١م؛ علّامی، ابوالفضل، آیین اکبری، ١٨٧٧-١٨٨٦م؛ گوپاموی، محمد قدرتالله، نتایجالافکار، به کوشش اردشیر خاضع، بمبئی، ١٣٣٦ش؛ ملاعبدالنبی فخرالزمانی قزوینی، تذکرۀ میخانه، به کوشش احمد گلچین معانی، تهران، اقبال، ١٣٦٢ش؛ منزوی احمد، فهرست خطی، ٤/٢٧٨٥؛ نصرآبادی، میرزاطاهر، تذکرۀ نصرآبادی، به کوشش وحید دستگردی، تهران، ١٣١٧ش؛ نیز:
Ethe, H. and E. Sachau, Catalogue of the Persian Manuscripts in the Bodleian Library, Oxford, ١٨٨٩; Ivanow, W., Concise Descriptive Catalogue of the Persian Manuscripts in the Asiatic Society of Bengal, Calcutta, ١٩٢٤, ١٩٢٦; Rieu,Ch., Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum, Vol, I, London, ١٨٧٩; id., Supplement to the Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum, London, ١٨٩٥.
فتحالله مجتبایی