دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣١ - ابن عربشاه، شهاب الدین
ابن عربشاه، شهاب الدین
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ عَرَبْشاه، شهابالدین ابوالعباس احمدبن محمدبن عبدالله ابن ابراهیم حنفی دمشقی (٧٩١-٨٥٤ق / ١٣٨٩-١٤٥٠م)، مورخ، ادیب. فقیه، لغوی و قاضی. وی به سبب اقامت طولانی در آسیای صغیر «رومی» نیز خوانده شده است.
معتبرترین سند پیرامون زندگیِ ابن عربشاه اجازهای است که خود وی در خانقاه سعیدالسعداء قاهره در اول ذیحجۀ ٨٥٣ق به دوست نزدیکش ابن تغری بردی (ه م) نوشت و چند بار نیز متن آن را برای او خواند. ابن تغری بردی متن کامل این نوشته را در المنهل الصافی آورده است (٢ / ١٣١-١٤٤) و دیگر مؤلفان از جمله سخاوی و ابن عماد مطالب خود را از او برگرفتهاند. ابن عربشاه در دمشق زاده شد و در همانجا پرورش یافت (ابن تغری بردی، المنهل، ٢ / ١٤٠). قرآن را در زادگاهش نزد زین بن عمر اللبّان مُقری (سخاوی، ٢ / ١٢٧) فرا گرفت. در ٨٠٣ق، هنگام حملۀ تیمور به شام همراه با مادر و برادران (ابن تغری بردی، همانجا) و خواهرزادهاش عبدالرحمن بن ابراهیم بن خولان (سخاوی، همانجا) به سمرقند رفت. سمرقند در روزگار تیمور کانون ارباب فضل و هنر و صنعت بود (ابن عربشاه، عجائب المقدور، ١١٤-١١٥). به همین جهت میتوان گفت که اقامت در این شهر در رشد فکری و پرورش شخصیت ابن عربشاه، نقش مؤثر داشته است. پس از آن به بلاد ختا و ماوراءالنهر رفت، بعد ازمدتی به سمرقند بازگشت و نزد دو تن از استادان طراز اول آن روزگار: سید محمد شریف جرجانی و شمسالدین ابن جزری، و نیز خواجه عبدالاول، محمد بخاری و دیگران علوم رایج زمان را آموخت (ابن تغری بردی، سخاوی، همانجاها؛ شوکانی، ١ / ١١٠). همچنین زبانهای فارسی و مغولی را فرا گرفت (سخاوی، همانجا). آنگاه برای تکمیل آموختههایش و به دست آوردن تجربه، به سیر و سفر پرداخت: در سرزمین مغول با شیخ برهانالدین اندکانی و قاضی جلالالدین سیرامی دیدار و از آنها کسب فیض کرد (سخاوی، همانجا؛ ابن تغری بردی، المنهل، ٢ / ١٤١)، سپس به خوارزم آمد و از آنجا به دشت و سَرای و حاجی ترخان (آستارا خان) رفت و مدت ٤ سال در آنجا اقامت گزید و به تکمیل فقه و اصول و معانی و بیان پرداخت (همانجاها؛ قنوجی، ٣٢٧). سپس به شبه جزیرۀ کریمه رهسپار شد و با دانشمندان آن دیار از جمله عبدالمجید، شاعر و ادیب و پردازندۀ داستان مؤنس العشاق (به زبان ترکی) دیدار و گفتوگو کرد (ابن تغری بردی، المنهل، ٢ / ١٤٢). آنگاه به دربار عثمانی نزد سلطان محمد اول معروف به چلبی به ادرنه رفت و مورد احترام فراوان قرار گرفت. اقامت او در آسیای صغیر ١٠ سال به طول انجامید. در این مدت با مولانا برهانالدین خوافی دیدار کرد و در محضر وی دانش اندوخت (همانجا؛ سخاوی، همانجا). وی به سبب مهارت و تسلط به زبانهای گوناگون در دیوان انشاء (دیوان همایون) سمت منشیگری را برعهده گرفت و مکاتبات دربار عثمانی با فرمانروایان سایر کشورها را به زبانهای عربی، فارسی و ترکی انجام میداد و در این مدت آثار بسیاری را برای پادشاه عثمانی از زبانهای فارسی و عربی به زبان ترکی ترجمه کرد (همانجاها).
ابن عربشاه بعد از درگذشت سلطان محمد اول (٨٢٤ق) به موطن خویش بازگشت و پس از ٤ ماه اقامت در حلب، در ٨٢٥ق به دمشق رفت (ابن تغری بردی، ٢ / ١٤٣). سخاوی (همانجا) مدت اقامت او را در حلب ٣ سال نوشته است که در مقایسه با تاریخی (٨٢٤ق) که وی آسیای صغیر را ترک کرد و وارد دمشق شد، درست به نظر نمیرسد. وی در دمشق در یکی از حجرههای مسجد القصب گوشۀ عزلت گزید و در همانجا صحیح مسلم را نزد قاضی شهابالدین حنبلی خواند (سخاوی، ٢ / ١٢٧-١٢٨). در بازگشتِ مولانا علاءالدین محمد بخاری از مکه به شام، به ملازمت او در آمد و تا هنگام درگذشت وی (٨٤١ق) هرگز او را ترک نگفت (ابن تغری بردی، همان، ٢ / ١٤٣-١٤٤). بعد از فوت بخاری به زیارت حج رفت و در مراجعت در قاهره رحل اقامت افکند و تا پایان عمر در همانجا ماند.
ایام اقامت ابن عربشاه در قاهره با دوران پادشاهی ملک ظاهر سیفالدین چقمق (چقماق) مصادف بود و او رویدادهای زمان این حاکم مصری را در کتابی به رشتۀ تحریر درآورده است (نک : آثار). ابن عربشاه بسیار مورد توجه ملک ظاهر بود، از این رو درباریان بر او رشک بردند، چنانکه سرانجام بر اثر سعایت آنان پادشاه او را به زندان افکند و اگرچه پس از ٥ روز آزاد شد، اما این واقعه چنان او را آزرد که ١٢ روز پس از آزادی در اقامتگاهش در خانقاه سعید السعداء درگذشت (ابن تغری بردی، النجوم، ١٥ / ٥٤٩؛ سخاوی، ٢ / ١٢٩).
ابن عربشاه نویسندهای توانا، ادیبی پرمایه و آگاه به علوم قرآنی، فقه و حدیث، و شاعری چیرهدست بود و در شعر بیشتر به مدح و غزل میپرداخت و از اصطلاحات نحو، منطق، کلام و فقه در مضامین اشعار خود بهره میبرد. آثار منثورش به رغم ادعای وی در سادهنویسی (ابن عربشاه، عجائب المقدور، ٢٤٢؛ همو، زندگانی ... ٣٣٧)، مسجع و پرتکلف است. جامعیت وی در فنون ادب و به کار بردن انواع کنایات و استعارات و الفاظ مترادف، فهم آثار او را دشوار ساخته است.
ابن عربشاه بیشترین شهرت خود را به تاریخنگاری مدیون است. وی در گزارش رویدادها و مشاهداتش غالباً از بیان احساسات شخصی خود نیز فروگذار نکرده است؛ به همین جهت استفادۀ درست از آثار وی مستلزم اعمال دقت بیشتری است (IA, V(٢) / ٧٠١).
آثـار چاپی
١. عجائب المقدور فی نوائب التیمور، در تاریخ تیمور لنگ. این کتاب مشهورترین اثر ابن عربشاه و یکی از مآخذ مهم دربارۀ شخصیت، زندگی و فتوحات تیمور است. کتاب، بعد از مقدمهای کوتاه، با ذکر نام و تبار و قدرت گرفتن تیمور آغاز میشود. آنگاه مؤلف یورشهای تیمور به خوارزم، خراسان، سیستان، اصفهان، آسیای صغیر و جنگ با ایلدرم با یزید عثمانی را به تفصیل بیان میکند. بیش از یک چهارم حجم کتاب به حوادث بعد از مرگ تیمور و جانشینان وی اختصاص دارد. اگرچه ابن عربشاه در جای جای کتاب از تیمور با کلمات و عبارات تند و ناهنجار یاد کرده است، لیکن فصلی از آن را نیز به صفات تیمور اختصاص داده (ص ٢٠٩ به بعد) و در آن او را به مردانگی و شجاعت و سیاست و تدبیر ستوده است. فصلی کوتاه از کتاب نیز دربارۀ سمرقند و آبادیهای آن (ص ٢٢٠ به بعد) و در پایان آن نام و نسب مؤلف و سبب تألیف کتاب آمده است (صص ٢٣٨-٢٤٣).
این کتاب نخستین بار در ١٦٣٦م به وسیلۀ گولیوس به لاتینی و بار دیگر در ١٧٦٧ و ١٧٧٢م توسط منگر با عنوان «تاریخ تیمور لنگ بزرگ» منتشر شده است (GAL, II / ٣٦-٣٧). در ١١١١ق / ١٦٩٨م مرتضی نظمیزاده آن را به ترکی ترجمه کرد (بروسه لی، ٣ / ١٥٣) و چون ترجمۀ ترکی آن معلق و غیر مفهوم بود، در ١٢٧٧ق / ١٨٦٠م مورد تجدید نظر قرار گرفت و با نام تاریخ تیمور گورکان چاپ گردید (IA, V(٢) / ٧٠٠). ترجمۀ انگلیسی آن نیز توسط ساندرز در ١٩٣٦م در لندن چاپ شد (فولتون، ١١٢). متن عربی آن نیز بارها در کلکته و بولاق چاپ شده است (سرکیس، ١٧٤) و ترجمۀ فارسی آن توسط محمد علی نجاتی با عنوان زندگانی شگفتآور تیمور در ١٣٣٩ش در تهران منتشر شده است.
٢. فاکهة الخلفاء و مفاکهة الظرفاء، که به گفتۀ خود مؤلف کتابی است از نوع کلیله و دمنه و سلوان المطاع، مشتمل بر داستانهای پندآموز که از زبان حیوانات نقل شده است. وی معتقد است که اندرزهای سیاسی و سخنان پندآمیز از زبان حیوانات، در امیران و فرمانروایان کارسازتر خواهد بود (فاکهة، ٧-٨). تألیف این اثر در ٨٥٢ق، دو سال پیش از مرگ مؤلف پایان یافته است (حاجی خلیفه، ٢ / ١٢١٦).
کتاب مشتمل بر یک مقدمه و ١٠ باب است. در باب اول تا سوم، عناوین وصایا و احکام ملوک عرب و عجم و ترک، داستانهایی از انوشیروان (ص ١٩)، ضحاک (ص ٢٢)، قابوس بن وشمگیر (ص ٢٩)، بهرام گور (ص ٣١) آمده است. در باب چهارم تا نهم داستانهایی از زبان حیوانات، دربارۀ انس و جن و عفریت و جز آن نقل شده است و باب دهم در رفتار و اخلاق اجتماعی است و بخشی از آن نیز دربارۀ چنگیز و استیلای مغول است (ص ٤٦٤ و بعد).
این کتاب بارها ـ در بولاق (١٢٧٦ق)، موصل (١٨٦٩م) و قاهره (١٣٠٠ق) ـ چاپ شده است. چاپ اول آن با ترجمۀ لاتینی در ١٨٣٢م از سوی فرایتاگ، در ٢ جلد در بُن انتشار یافته است (GAL, II / ٣٧). بابهای چهارم تا هفتم آن در زمان سلطان مراد سوم عثمانی (٩٥٣-١٠٠٤ق) توسط دُکالینزاده عثمان بیک به زبان ترکی ترجمه شده است که نسخ خطی آن در کتابخانۀ نور عثمانیه به شمارۀ ٣٧٣٠ و خالص افندی به شمارۀ ٧٢٦٩ موجود است (IA, V(٢) / ٧٠١). همچنین بخش مربوط به چنگیز از فصل دهم کتاب به وسیلۀ شرفالدین یالتقایا به ترکی ترجمه و در نشریۀ دانشکدۀ ادبیات استانبول (١٩٢٥م، دورۀ ٤، شم ١-٢) چاپ شده است (همانجا). نثر این کتاب نیز مانند سایر آثار ابن عربشاه مسجّع است. شووَن این کتاب را روایتی از مرزباننامه میداند (EI٢).
٣. ترجمۀ مرزباننامه. ابن عربشاه آن را از روی ترجمۀ ترکی مرزباننامه ـ که در حدود ٧٨٢ق توسط شیخ اوغلو و به نام سلیمان شاه از حکمرانان آل گِرمیان انجام گرفته است (اوزون چارشیلی، ٢١٧) ـ هنگام اقامت در ادرنه به عربی ترجمه کرده است. این کتاب در ١٨٦١م همراه با تصاویری در مصر چاپ شده است (GAL، همانجا؛ شوربجی، ٢٢٤).
ب ـ خطی
١. ترجمان المترجم بمنتهی الارب فی لعة الترک و العجم والعرب (ابن تغری بردی، المنهل، ٢ / ١٣٩؛ حاجی خلیفه، ١ / ٣٩٧). کتابی است در لغت عربی با معانی فارسی و ترکی و احتمالاً در ٢ جلد. نسخهای از جلد اول آن (IA، همانجا) به شمارۀ ٦٠٤٣ در کتابخانۀ ملی پاریس موجود است (GAL, S, II / ٢٥؛ بلوشه، ١٧٠) و نسخۀ منحصر به فرد جلد دوم آن در کتابخانۀ توپکاپی به شمارۀ ٨٨ نگاهداری میشود. این جلد که شامل بخش افعال است، به ترتیب الفباییِ مصادر و بابها با معادل ترکی و فارسی آنها تنظیم یافته است (IA, V(٢) / ٦٩٩-٧٠٠)؛ ٢. جلوة الامداح الجمالیة فی حلّتی العروض و العربیة (ابن تغری بردی، همان، ٢ / ١٣٤)، منظومهای است در عروض و مختصری در نحو. نسخهای از آن شامل ١٨٣ بیت (GAL, II / ٣٧) به شمارۀ ٦٧٦٤ در برلین موجود است ( آلورات، VI / ١٦١)؛ ٣. سیرة السلطان الشهیر الملک الظاهر چقمق (سید، ٢(٢) / ٨٧) یا التألیف الطاهر فی شیم الملک الظاهر القائم بنصرة الحق ابی سعید چقمق (GAL، همانجا). وی این کتاب را در دو بخش در ٨٤٣ق تألیف کرده است. بخش اول آن که در موضوعاتی اخلاقی مانند فضیلت، تواضع، حلم و شفقت است، در واقع اندرزنامهای است همچون سایر اندرزنامهها که در آن مطالبی از جوامع الحکایات، سیاستنامه، ابوسعید ابوالخیر و جز آنها نقل شده است (IA، همانجا). بخش دوم شامل رویدادهای تاریخی زمان ملک ظاهر از ٨٤١-٨٤٣ق است (GAL، همانجا). ابنعربشاه در این اثر خود از تیمور و ستمهای وی در شام، اصفهان، بغداد و نیز از صلاحالدین ایوبی و خاندان ذوالقدریه بحث میکند. نسخهای از آن در کتابخانۀ توپکاپی به شمارۀ ٢٩٩٢ موجود است (سید، همانجا؛ IA, V(٢) / ٧٠٠)؛ ٤. قصیدهای است با عنوان عقود النصیحة (ابن تغری بردی، همان، ٢ / ١٣٩) که نسخهای از آن در گوتا نگاهداری میشود (پرچ، I / ١٧١).
ج ـ آثار یافت نشده
برهان الفارض بقول المعارض (بغدادی، ١ / ١٣٠)؛ ترجمۀ ترکی تعبیر القادری تألیف یعقوب دینوری (حاجی خلیفه، ١ / ٤١٧)؛ ترجمۀ ترکی تفسیر ابی اللیث، تألیف نصربن محمد سمرقندی (همو، ١ / ٤٤١)؛ ترجمۀ ترکی جوامع الحکایات و لوامع الروایات تألیف محمود عوفی (همو، ٥٤٠) و در چند جلد (سخاوی، ٢ / ١٢٧)؛ خطاب الاهاب الناقب و جواب الشهاب الثاقب (ابن تغری بردی، همانجا؛ حاجی خلیفه، ١ / ٧١٤)؛ العقد الفرید، منظومهای در توحید (سخاوی، ١٢٨؛ حاجی خلیفه، ٢ / ١١٥٢)؛ غرة السیّر فی دول الترک و التتّر (همو، ٢ / ١١٩٨؛ ابن عماد، ٧ / ٢٨٣)؛ مرآة الادب به نظم و نثر در علم معانی و بیان (ابن عربشاه، عجائب المقدور، ٢٤٠؛ سخاوی، ٢ / ١٢٨). نمونهای از آن در المنهل (ابن تغری بردی، ٢ / ١٣٤) مندرج است.
مآخذ
ابن تغری بردی، النجوم؛
همو، المنهل الصافی، به کوشش محمد محمدامین، قاهره، ١٩٨٤م؛
ابن عربشاه، احمد، عجائب المقدور فی اخبار تیمور، قاهره، ١٣٠٥ق؛
همو، زندگانی شگفتآور تیمور (ترجمۀ عجائب المقدور)، ترجمۀ محمدعلی نجاتی، تهران، ١٣٥٦ش؛
همو، فاکهة الخلفاء و مفاکهة الظرفاء، موصل، ١٨٦٩م؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١ق؛
بروسهلی، محمدطاهر، عثمانلی مؤلف لری، استانبول، ١٣٤٢ق؛
بغدادی، هدیه؛
حاجی خلیفه، کشف؛
سخاوی، محمدبن عبدالرحمن، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٤ق؛
سرکیس، چاپی؛
سید، خطی؛
شوکانی، محمد، البدر الطالع، قاهره، ١٣٤٨ق؛
شوربجی، محمد جمالالدین، المطبوعات العربیة، قاهره، ١٣٨٣ق / ١٩٦٣م؛
قنوجی، صدیق بن حسن، التاج المکلل، به کوشش عبدالحکیم شرفالدین، بمبئی، ١٣٨٣ق / ١٩٦٣؛
نیز:
Ahlwardt;
Blochet;
EI٢;
Fulton, Second Supplementary Catalogus of Arabic Printed Books in the British Museum, London, ١٩٥٩;
GAL;
GAL, S;
IA;
Pertsch;
Uzunçarsih, I. H., Anadolu Beylikleri ve Akkoyunlu, Kara-koyunlu Devletleri, Ankara, ١٩٦٩.
علیاکبر دیانت