دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٨٢ - حنظله بادغیسی
حنظله بادغیسی
نویسنده (ها) :
میرزا ملا احمد
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٠ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَنْظَلۀ بادْغِیْسی، شاعر پارسیگوی سدههای ٢ و ٣ ق/ ٨ و ٩ م. در منابع تاریخی و ادبی شرح مفصلی از زندگی او دیده نمیشود. سال تولدش معلوم نیست و زادگاهش بادغیس، از نواحی اطراف هرات بوده (عوفی، ٢/ ٢)، اما زندگی خود را در نیشابور گذرانده است (رضازاده، ١١٥).
برخی از محققان حنظله را کهنترین شاعری دانستهاند که به فارسی شعر عروضی گفته است (هدایت، ٢/ ٥٩٧؛ شبلی، ١/ ١٠؛ همایی، ٥٢٥؛ فروزانفر، مباحثی ... ، ١٢؛ زرینکوب، ٢١٦؛ مدبری، ٣). زمان زندگی حنظله در دوران طاهریان بوده است (عوفی، همانجا؛ رازی، ٣/ ١٣٠؛ رضازاده، همانجا؛ صفا، ١/ ١٧٩)، ولی بعضی از محققان او را به عهد صفاریان منسوب داشتهاند (هدایت، همانجا؛ اته، ٢١؛ فروزانفر، همانجا). هدایت او را پیش از آنکه شاعر بداند، حکیم خوانده است (همانجا). سال وفات حنظله در مجمع الفصحا و شعر العجم، ٢١٩ ق/ ٨٣٤ م آمده است (هدایت، ٢/ ٦٠٠؛ شبلی، همانجا). بعضی از محققان ٢٢٠ ق را سال وفات شاعر دانستهاند (رضازاده، همانجا).
نظامی عروضی از اینکه حنظله دارای دیوان شعر بوده، سخن گفته است و نظر او را محققان دیگر نیز تأیید کردهاند (نک : ص ٤٢؛ شبلی، همانجا؛ فروزانفر، سخن ... ، ١٥؛ رضازاده، زرینکوب، همانجاها؛ صفا، ١/ ١٨٠)، از آثار شاعر دو قطعۀ دوبیتی، و نیز یک تکبیت باقی مانده است (نک : عوفی، مدبری، همانجاها).
نظامی عروضی در حکایتی از زبان امیر خراسان، احمد بن عبدالله خجستانی، بیان میکند که تحت تأثیر قطعهای معروف از حنظله، از خربندگی به امیری میرسد: مهتری گر به کام شیر در است/ شو خطر کن ز کام شیر بجوی/ / یا بزرگی و عز و نعمت و جاه/ یا چو مردانت مرگ رویاروی (ص ٥٠).
قطعۀ دوم حنظله که در لباب الالباب آمده است، معنی لطیف عاشقانه دارد: یارم سپند اگر چه بر آتش همی فکند/ از بهر چشم تا نرسد مر ورا گزند/ / او را سپند و آتش ناید همی به کار/ با روی همچو آتش و با خال چون سپند (عوفی، همانجا).
این دو قطعۀ سرودۀ حنظله در بسیاری از تذکرهها نقل شده است (نک : رازی، ٣/ ١٣٠-١٣١؛ هدایت، فروزانفر، همانجاها؛ اشعار ... ، ١٢). اما فروزانفر در سخن و سخنوران چنین اظهارنظر میکند که نسبت دادن اینگونه ابیات، چنان که هست، به حنظله دشوار مینماید و صفا نیز این معنا را تأیید میکند.
بهجز دو قطعۀ پیشگفته، بیتی دیگر نیز از حنظله در دست است: کی سِپرَگی [= درد و رنج] کشیدمی ز رقیب/ گر بُدی یار مهربان با من (نک : آنندراج، ٣/ ٢٣٣١؛ فرهنگ ... ، ٢/ ٨٣٠).
از اشعار باقیماندۀ حنظله برمیآید که او شاعری «بلندطبع و صاحبقریحه» (همایی، ٥١٣) بوده است. سبک اشعار او نیز بسیار ساده، متین، فصیح و صریح است (فروزانفر، صفا، همانجاها). صفا حتى حدس زده است که شاید «ابیات منسوب به این شاعر بعد از او بنابر رسم معهود اصلاح شده باشد» (همانجا). بههرحال در سادگی اشعار حنظله و در شهرت و تأثیر این اشعار تردید نمیتوان کرد.
مآخذ
آنندراج، محمد پادشاه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٦ ش؛
اته، هرمان، تاریخ ادبیات فارسی، به کوشش صادق رضازاده شفق، تهران، ١٣٥٦ ش؛
اشعار پراکندۀ قدیمترین شعرای فارسی زبان (از حنظله بادغیسی تا دقیقی)، به کوشش ژیلبر لازار، تهران، ١٣٦١ ش/ ١٩٨٢ م؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به کوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ ش؛
رضازاده شفق، صادق، تاریخ ادبیات ایران، تهران، ١٣٥٢ ش؛
زرینکوب، عبدالحسین، از گذشتۀ ادبی ایران، تهران، ١٣٧٥ ش؛
شبلی نعمانی، محمد، شعر العجم یا تاریخ شعرا و ادبیات ایران، به کوشش محمدتقی فخر داعی گیلانی، تهران، ١٣١٦ ش؛
صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات ایران، تهران، ١٣٧٨ ش؛
عوفی، محمد، لباب الالباب، لیدن، ١٣٢٤ ق/ ١٩٠٦ م؛
فروزانفر، بدیع الزمان، سخن و سخنوران، تهران، ١٣٥٨ ش؛
همو، مباحثی از تاریخ ادبیات ایران، به کوشش عنایت الله مجیدی، تهران، ١٣٥٤ ش؛
فرهنگ رشیدی، عبدالرشید تتوی، به کوشش محمد عباسی، تهران، ١٣٣٧ ش؛
مدبری، احمد، شرح احوال شاعران بیدیوان، تهران، ١٣٧٠ ش؛
نظامی عروضی، چهار مقاله، به کوشش محمد قزوینی و محمد معین، تهران، ١٣٦٤ ش؛
هدایت، رضاقلی، مجمع الفصحا، به کوشش مظاهر صفا، تهران، ١٣٣٩ ش؛
همایی، جلالالدین، تاریخ ادبیات ایران، تهران، ١٣٧٥ ش.
میرزا ملااحمد