دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٦ - پنجابی، ادبیات
پنجابی، ادبیات
نویسنده (ها) :
بخش ادیان و فرق
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پَنْجابی، اَدَبیات، ادبیات مكتوب زبان پنجابی در دورۀ اسلامی آغاز میگردد و نخستین كسانی كه این زبان محلی را در نوشتههای خود وسیلۀ بیان احوال و افكار قرار دادند، مسلمانانِ صوفیمسلك یا شاعرانی بودند كه موضوعات دینی و عرفانی را در این زبان منظوم ساختند. هر چند كه پیش از رواجِ گستردۀ تصوف در این ناحیه و در اواخر دوران غزنویان، مسعود سعد سلمان ــ شاعر پارسیگویِ آن روزگار كه در لاهور زندگی میكرد ــ به زبان هندویی نیز شعر میگفته، و دیوانی نیز به این زبان داشته است (نك : عوفی، ٤٢٣)، لیكن از این گونه اشعارِ او امروزه خبری در دست نیست و دربارۀ چند و چونِ آن چیزی نمیتوان گفت. البته روشن است كه در این مورد مقصود از زبان هندویی همان زبان رایج و متداول در پنجاب آن دوران است، چنانكه تا این زمان نیز گاهی زبان پنجابی را هندی و هندویی مینامند (قریشی، ٢٩؛ شیرانی، ١٢٩، ١٣٨؛ باقر، ٢٠١) و لاهور ــ كه همیشه از شهرهای مهم پنجاب بوده است ــ مردمش بدان زبان سخن میگفتهاند.
دورۀ رشد و تكاملِ زبان و ادبیات پنجابی در دوران اسلامی و در سایۀ تأثیر زبان و ادب فارسی بوده است؛ از این روی، شمار لغات فارسی (و عربی و تركی از طریق فارسی) در آن بسیار است (نك : تبسم، ١٦-٢٣)؛ اشكال و قالبهای نظم فارسی نیز در تكوین شعرِ این زبان تأثیر تمام داشته است. نخستین كسانی كه زبان پنجابی را به كتابت درآوردند، طبعاً خط فارسی را برای این منظور برگزیدند؛ ولی در آغاز سدۀ ١١ق / ١٧م كه گورو ارجن، پنجمین گورو یا پیشوای مذهب سیكه به تنظیم و تدوین آدی آدی گرنته (یا گورو گرنته )پرداخت، رسم الخط خاصی مبتنی بر خطهای مأخوذ از دوناگری سنسكریت برای كتاب مقدسِ مذهب سیكه ترتیب داد كه به خط گورموكهی مشهور است، و امروزه در پنجابِ هند رواج دارد.
شعر پنجابی علاوهبر اشكال و صورتهای رایج در ادب فارسی ــ چون غزل و قصیده و رباعی و جز آنها ــ دارای برخی انواع و اشكال خاص خود نیز هست كه از دیرباز در میان مردم هند رواج داشته، از آن جمله است:
١. سیحرفی
این نوع مجموعهای از قطعههای مركب از ٤ مصراع یا ٤ پارۀ هم قافیه است كه هر قطعه با یكی از حروف الفبا (از الف تا یا) آغاز میشود. سی حرفی میتواند به هر وزنی باشد، لیكن بیشتر به اوزان بلند شبیه به بحر طویل س: این نوع به بیانِ افسانههای محلی یا روایات دینی و نقل داستانهای معروف میپردازد و غالباً به بحر طویل است، ولی در بحور و اوزان دیگر هم سروده میشود و شاعران بزرگِ زبان پنجابی داستانهای مشهور و شناخته شده در میان مردم را در این قالب سرودهاند. داستانهایی چون هیرورانجا سرودۀ وارث شاه (سدۀ ١٢ق/١٨م)، سسی وپنون ساختۀ هاشم (سدۀ ١٢ق)، شاه بهرام و گل صنوبر و چندربدن سرودۀ امام بخش (سدۀ ١٣ق/١٩م)، سوهنی مهینوال سرودۀ فضلشاه (سدۀ ١٣ق)، سیف الملوك ساختۀ میان محمد بخش (سدۀ ١٣ق)، احسن القصص نقل و اقتباس مولوی غلام رسول (سدۀ ١٣ق)، و لیلی و مجنون از فضل شاهِ یاد شده نمونههای مهمِ این نوع شعرند. روده میشود و از لحاظ موضوع و مضمون نیز محدود نیست؛ گرچه غالباً به بیان احوال عارفانه میپردازد.
٢. كافی (تلفظ عامیانۀ قافیه)
این نوع از قطعههای سه مصراعی یا چهار مصراعی یا بیشتر تشكیل مییابد كه در آخرِ هر قطعه قافیۀ قطعۀ اول تكرار میشود (تقریباً شبیه به تركیببند). موضوع این نوع شعر همیشه عرفانی و عشق عارفانه است و غالباً در مجالس سماع و قوالی خوانده میشود.
٣. منظومههای داستانی
: این نوع به بیانِ افسانههای محلی یا روایات دینی و نقل داستانهای معروف میپردازد و غالباً به بحر طویل است، ولی در بحور و اوزان دیگر هم سروده میشود و شاعران بزرگِ زبان پنجابی داستانهای مشهور و شناخته شده در میان مردم را در این قالب سرودهاند. داستانهایی چون هیرورانجا سرودۀ وارث شاه (سدۀ ١٢ق/١٨م)، سسی وپنون ساختۀ هاشم (سدۀ ١٢ق)، شاه بهرام و گل صنوبر و چندربدن سرودۀ امام بخش (سدۀ ١٣ق/١٩م)، سوهنی مهینوال سرودۀ فضلشاه (سدۀ ١٣ق)، سیف الملوك ساختۀ میان محمد بخش (سدۀ ١٣ق)، احسن القصص نقل و اقتباس مولوی غلام رسول (سدۀ ١٣ق)، و لیلی و مجنون از فضل شاهِ یاد شده نمونههای مهمِ این نوع شعرند.
٤. گلزار
این نوع شكل دیگری از منظومههای داستانی است كه به شرح احوالِ پیامبران اختصاص دارد. از نمونههای معروف این نوع شعر گلزار موسی از مولوی محمدمسلم (سدۀ ١٣ق)، گلزار آدم از مولوی محمد دلپذیر (سدۀ ١٣ق)، گلزار اسكندری و گلزار محمدی از محمد مسلمِ یاد شده را میتوان نام برد.
٥. وار
(منظومههای حماسی): این نوع برای شرح فتوحات یا كارهای نمایان شاهان و امیران و قهرمانان به كار میرود، چون نادرشاه دی وار (حماسۀ نادرشاه) از نجابت (اوایل سدۀ ١٢ق)، چتهیان دی وار (حماسۀ قوم چتهی) از پیرمحمد (سدۀ ١٣ق) سكهان دی وار (حماسۀ سیكهها) از شاه محمد (سدۀ ١٣ق). چند «جنگنامه» نیز سروده شده كه از نوع وار است و به شرح دلاوریهای بزرگانِ دین اختصاص دارد. معروفترینِ این گونه آثار جنگنامههای مقبل و حامد است در شرح واقعۀ كربلا، جنگنامۀ حضرت علی (ع)از مولوی محمداعظم، و جنگنامۀ بدر از احمدیار.
٦. گیت
این نوع سرودهای محلی است به زبان ساده كه احوال روحی و عاطفیِ مردمان روستاها را به آواز بیان میكند و دارای اوزان مختلف است؛ گاهی قافیه دارد و گاهی بدون قافیه سروده میشود.
٧. باره ماهی
(دوازده ماهه) یا اتهوارت (هشت روزه یا هفتگی): این نوع شكلی از شعر است كه شاعر در آن احوال و خواستههای خود را در هر یك از ١٢ ماهِ سال یا ٧ روزِ هفته بیان میكند. این نوع شعر باید در این ناحیه سابقهای كهن داشته باشد، زیرا مسعود سعد سلمان نیز منظومههایی از این گونه دارد كه در آنها به ذكر ماههای سال، روزهای ماه و روزهای هفته پرداخته، و در ضمنِ بیان احوال و شرایط بادهگساری، سلطان وقت (ملك ارسلان بن مسعود غزنوی) را مدح گفته است (نك : ٢ / ٩٣٧- ٩٥٥).
٨. دوهره
این نوع شعر چهار مصراعی است كه هر مصراع آن گاهی پارۀ كوچكی به همان وزن در پی دارد (شبیه به مستزاد) و موضوع آن احوال شخصی و بیان احساسات عاشقانه است.
٩. شلوك
(پول): شلوك در لغت یك پاره یا مصراعِ شعر است و در ادبیات پنجابی یك بیت شعر صوفیانه یا عاشقانه است كه در عینِ كوتاهی، میتواند متضمن معانی لطیف و بلند شاعرانه باشد.
١٠. نورنامه
این نوع منظومهای است كه از لحاظ ترتیبِ قوافی به مثنوی شبیه است، لیكن به اوزان مختلف سروده میشود و موضوعِ آن شرح ولادت رسول اكرم(ص) و وصف اخلاق و سیرت آن حضرت است.
١١. چرخنامه
چرخه چرخ پشمریسی و یا پنبهریسیِ زنان روستاهاست كه با انواع رشتههایی كه با آن تنیده میشود، پارچههای گوناگون و رنگارنگ و لباسهای مختلف میبافند. شاعر طرز عمل و حاصل كار این چرخهها را وسیلۀ بیان معانی و مضامین اخلاقی و اجتماعی قرار میدهد و از این طریق به ارشاد و راهنماییِ خوانندگان و شنوندگان میپردازد. رشتههای چهارلا اشاره به تركیب اخلاط یا عناصر چهارگانه دارد، رشتههای پنج لا نماد تركیب و همكاری حواس خمسه، رشتههای شش لا نمودار شش جهت و... است.
١٢. اشترنامه
این نوع شكلی از شعر شبیه به قصیده است كه شاعر در آن صفات بردباری، شكیبایی، قناعت و سخت كوشیِ اشتر را شرط كامیابی در ماجراهای عاشقانه و دیگر امور زندگی میشمارد (برای این انواع، نك : فقیر، ٢٢٩-٢٥٠).
نخستین آثار مكتوب باقیمانده از زبان پنجابی طبعاًبه نظم بوده است و غالباً به دورههای اخیر تعلق دارد، هر چند كه اشعار منسوب به فریدالدین مسعود، معروف به بابافریدالدین گنج شكر (ه م) كه شماری از سرودههای او در گوروگرنته (یا آدی گرنته )، كتاب مقدسِ پیروان مذهب سیكه مندرج است (نك : سبحان، ٢١٩ -٢١٥)، به سدۀ ٧ق / ١٣م بازمیگردد؛ ولی برخی از محققان معاصر این فریدالدین را شخص دیگری به نام شیخ ابراهیم فریدالدین ثانی دانستهاند كه با گورو نانك، مؤسسِ مذهب سیكه (٨٧٣- ٩٤٥ق / ١٤٦٩- ١٥٣٨م) معاصر بوده است (نك : گیانی،٢٣-٢٤؛ فقیر، ٢٥٧؛ شردا، ١٠٥-١٠٦؛ رضوی، II / ٣٢٨-٣٢٩) در این صورت هم باز سرودههای فریدالدین در كتابِ یاد شده از آثار باقیمانده از سدۀ ٩ یا ١٠ق / ١٥ یا ١٦م، و از كهنترین نمونههای موجودِ شعر پنجابی خواهد بود، چنانكه سرودههای خود نانك هم كه در گورو گرنته آمده است، باید در این شمار قرار گیرد.
در ادبیات پنجابی تنوع اشكال و قالبهای شعری با تنوع موضوعات همراه بوده، و در چند سدۀ اخیر آثار گوناگون در موضوعات مختلف ــ از سرودههای صوفیانه و داستانهای عشقی تا غزلیات عاشقانه و اشعار طنزآمیز و منظومههای علمی و فقهی، از نصاب و قواعد صرفی تا ترجمۀ منظومههای عرفانی و عاشقانۀ فارسی ــ به این زبان پدید آمده است. در شعر عرفانیِ شاه حسین لاهوری (٩٤٦- ١٠٠٨ق / ١٥٣٩-١٥٩٩م)، سلطان باهو (١٠٣٩-١١٠٢ق / ١٦٣٠- ١٦٩١م)، سید بلهی شاه (سدههای ١١-١٢ق / ١٧- ١٨م)، علی حیدر ملتانی (سدۀ ١٢ق / ١٨م)، هر چهار از سلسلۀ قادری و معتقد به توحید وجودی ابن عربی، وارث شاه (سدۀ ١٢ق)، خواجه فرد فقیر (سدۀ ١٢ق)، هاشم شاه (سدۀ ١٢ق)، خواجه غلام فرید (سدۀ ١٣ق / ١٩م) از سلسلۀ چشتیه، حافظ برخوردار (سدۀ ١١ق / ١٧م)، علی حیدر (سدۀ ١٢ق) و احمدیار (سدههای ١٢-١٣ق) متأثر از عرفان هندویی و مكتب ابن عربی، همگی زبان و مضامین و آراء عرفانی را در زبان پنجابی و در قالب سی حرفی و كافی و منظومههای بلند و كوتاه بسط تمام دادند (نك : رضوی، II / ٤٣٧-٤٥٠؛ I / ٤٤٠, شردا، ١٨٠-١٠٥؛ فقیر، ٢٥١- ٢٨٥؛ عبدالغنی، ٢٨٧-٣٢٩).
از ویژگیهای آثارِ این شاعران تأثیر افكار عارفانۀ هندویی در مضامین آنها و آمیزشِ عناصرِ فكری و روشهای عملیِ رایج در مكتب بهكتی با آراء و آداب صوفیانه است (نك : شردا، فصلهای ١١,٩ ؛ رضوی، .(II / ٣٩٠-٤٣٢ آنچهدر شعرعارفانۀ پنجابیشایستۀ توجهاست، آن است كه در آن غالباً معشوق مرد است و عاشق زن، و شاعر همچون زنی كه با مرد خود عشقورزی كند، سوز و گداز عاشقانه مینماید، و این سنت و رسمی است كهن در بسیاری از مكاتب عرفانی هندویی، خصوصاً در میان ویشنو پرستان (نك : شردا،٧٤-٧٥, ١٠٣, ١١٦, ١٨٥؛ عبدالغنی، ٢٩١).
یكی از مهمترین انواعِ ادبی در زبان پنجابی داستانهای محلیِ عاشقانه و تاریخی شناخته شده و معروفی است كه شاعرانِ این زبان به صورتهای مختلف آنها را به نظم درآورده، و با ذوق و سلیقۀ خود رنگ صوفیانه به آن دادهاند. از بهترین نمونههای این نوع شعر منظومههای هیرورانجا، سسی پنون، و سوهنی مهیوال است كه از داستانهای محلی پنجاب بودهاند؛ و نیز داستانهای یوسف و زلیخا، لیلی و مجنون، و احسن القصص كه از فارسی ترجمه شدهاند.
گروه دوم پیش از آنكه به پنجابی نقل شوند، در ادبیات فارسی از دیرباز در شمار آثار عرفانی بوده، و شاعرانِ فارسی زبان آنها را وسیلۀ بیان آراء و احوال صوفیانه قرار دادهاند؛ اما گروه اول در اصل از داستانهای بومی و محلی معروف و متداول در میان مردم پنجاب بوده، و در دورههای اسلامی و غالباً از سدههای ١٠ و ١١ق به بعد در دست شاعرانِ عارف مسلكِ این ناحیه حالت و كیفیت عارفانه به خود گرفتهاند. این داستانها در میان طبقات مختلف مردم اهمیت و نوعی قداست یافتهاند، چنان كه حافظ برخوردار، شاعر عارف پنجابی (سدۀ ١١ق) خواندن داستانهای رمزی و تمثیلی را عبادت دانسته است (شردا، .(١٩٣
مهمترین این داستانها اینهاست:
یكم هیرورانجها، كه شاعرانی چون دامودر (سدههای ١٠-١١ق)، احمد گجر (د ١١٠٤ق/١٦٩٢م)، مقبل (د ١١٦٠ق/١٧٤٧م)، وارث شاه (د ١١٨٠ق/١٧٦٦م)، هاشمشاه (سدۀ ١٢ق)، میرن شاه (سدۀ ١٣ق)، احمدیار (سدۀ ١٣ق)، محمدشاه (سدۀ ١٣ق)، جوك سنگه (سدههای ١٣-١٤ق) و چند شاعر دیگر (نك : ملك، ٣٥٠) آن را به نظمِ درآوردهاند. این داستان پیش از آنكه به نظم پنجابی درآید، در دوران سلطنت اكبرشاه (٩٦٣-١٠١٤ق/١٥٥٦- ١٦٠٥م) به قلم حیاتخان باقی كولابی به فارسی منظوم شده بود (ملك، ٣٣٦-٣٣٧؛ شردا، .(٢٠٢-٢٠٤
دوم سسی پنون، كه وارث شاه، حافظ برخوردار، هاشم شاه تا احمدیار، غلام رسول و میرن شاه (سدۀ ١٣ق) آن را منظوم ساختند. این منظومه را منشی چوت پركاش هندو مذهب در ١١٣٥ق/ ١٧٢٣م به نظم فارسی سروده است (ملك، ٣٦٦).
سوم مرزا صاحبان، كه پیلو (سدۀ ١١ق) صورتِ داستانیِ ساده و غیرصوفیانۀ آن را به شعر ساخته بود و حافظ برخوردار آن را به منظومهای عرفانی تبدیل كرد.
چهارم سوهنی مهیوال، كه وارث شاه، حافظ برخوردار، هاشم شاه، میرن شاه، احمدیار، سیدفضل شاه (سدۀ ١٣ق) هر یك به شیوۀ خود آن را به نظم درآوردند.
در ادبیات پنجابی تنوع اشكال و قالبهای شعری با تنوع موضوعات همراه بوده، و در چند سدۀ اخیر آثار گوناگون در موضوعات مختلف ــ از سرودههای صوفیانه و داستانهای عشقی تا غزلیات عاشقانه و اشعار طنزآمیز و منظومههای علمی و فقهی، از نصاب و قواعد صرفی تا ترجمۀ منظومههای عرفانی و عاشقانۀ فارسی ــ به این زبان پدید آمده است. در شعر عرفانیِ شاه حسین لاهوری (٩٤٦- ١٠٠٨ق/١٥٣٩-١٥٩٩م)، سلطان باهو (١٠٣٩-١١٠٢ق/ ١٦٣٠- ١٦٩١م)، سید بلهی شاه (سدههای ١١-١٢ق/١٧- ١٨م)، علی حیدر ملتانی (سدۀ ١٢ق/١٨م)، هر چهار از سلسلۀ قادری و معتقد به توحید وجودی ابن عربی، وارث شاه (سدۀ ١٢ق)، خواجه فرد فقیر (سدۀ ١٢ق)، هاشم شاه (سدۀ ١٢ق)، خواجه غلام فرید (سدۀ ١٣ق/١٩م) از سلسلۀ چشتیه، حافظ برخوردار (سدۀ ١١ق/١٧م)، علی حیدر (سدۀ ١٢ق) و احمدیار (سدههای ١٢-١٣ق) متأثر از عرفان هندویی و مكتب ابن عربی، همگی زبان و مضامین و آراء عرفانی را در زبان پنجابی و در قالب سی حرفی و كافی و منظومههای بلند و كوتاه بسط تمام دادند (نك : رضوی، II/٤٣٧-٤٥٠؛ I/٤٤٠, شردا، ١٨٠-١٠٥؛ فقیر، ٢٥١- ٢٨٥؛ عبدالغنی، ٢٨٧-٣٢٩).
تا اواخر سدۀ ١٣ق / ١٩م شعر و ادب پنجابی از لحاظ ساختار و اسلوب ادامۀ سبك و سیاق شاعران دورههای پیش بود و چنانكه اشاره شد، افكار و موضوعات عرفانی و دینی بر ادبیاتِ این زبان غلبه داشت، ولی در آغاز سدۀ ١٤ق / ٢٠م و آشناییِ نزدیكتر با فرهنگ و ادب اروپایی، نسل جوان به روشهای نویسندگی جدید روی آورد و در این دوران نهضتی آغاز شد كه تاكنون ادامه دارد. شعر نو به روش اشعار شاعران انگلیسی، ترجمۀ آثار ادبی غربی، داستاننویسی به اسلوب جدید، نمایشنامهنویسی و تحقیقات علمی و ادبی و اجتماعی به این اسلوب رواج گرفت و حركتهای سیاسی و اجتماعیِ این دوران و مبارزات آزادی طلبی و سرانجام، جدا شدن از هند و كسب استقلال سیاسی و تشكیل كشور پاكستان با وقایع و چالشهای بزرگی همراه بود كه طبعاً در حیات فكری و روحی مردمان مسلمان پنجاب، و جوانان و طبقۀ روشنفكر این ناحیه تأثیرات بسیار عمیق داشت و انگیزۀ پیدایش جریانهای ادبی و هنری جدید و ایجاد فضای فرهنگی دامنهداری گردید كه زبان پنجابی را بهرغم زبان رسمی اردو، و به موازات آن به صورت زبانی غنی و توانمند درآورد (نك : كنجاهی، ٣٩٥-٤٣٣).
مآخذ
باقر، محمد، پنجابی قصی فارسی زبان مین، لاهور، ١٩٦٦م؛ تبسم، غلام مصطفى، «نفوذ فارسی در زبان پنجابی»، هلال، كراچی، ١٣٣٣ش، ج ٢، شم ٤؛ شیرانی، حافظ محمود، «پنجابی زبان كی نصاب»، روئداد ادارۀ معارف اسلامیه، اجلاس اول، لاهور، ١٩٣٣م؛ عبدالغنی، «تصوف اور صوفی شعراء»، تاریخ ادبیات مسلمانان پاكستان و هند، لاهور، ١٩٧١م، ج ١٣؛ عوفی، محمد، لباب الالباب، به كوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣٣٥ش؛ فقیر، فقیرمحمد، «دوسراباب» (نك : هم ، عبدالغنی)؛ قریشی، عبدالغفور، پنجابی ادب دی كهانی، به كوشش اقبال صلاحالدین، لاهور، ١٩٧٢م؛ كنجاهی، شریف و عبدالرحمان ملك، «پانچوان باب» (نك : هم ، عبدالغنی)؛ گیانی، عبادالله، گوروگرنته اور اردو، لاهور، ١٩٦٦م؛ مسعودسعد سلمان، دیوان، اصفهان، ١٣٦٤ش؛ ملك، عبدالرحمان، «پنجابی كی منظوم داستانین»، تاریخ ادبیات مسلمانان پاكستان و هند، لاهور، ١٩٧١م، ج ١٣؛ نیز:
Rizvi, A. A., A History of Sufism in India, New Delhi, ١٩٨٦;
Sharda, S. R., Sufi Thought, New Delhi, ١٩٢٧;
Sobhan, J. A., Sufism It’s Saints and Shrines, New York, ١٩٧٠.
بخش ادیان و عرفان