دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٨ - احمدپاشا بورسه لی
احمدپاشا بورسه لی
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢١ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَحْمَدْپاشا بورْسهلی، فرزند قاضی عسکر ولیالدین بن الیاس (د ٩٠٢ق/ ١٤٩٧م)، از صاحبمنصبان و وزیران دولت عثمانی و از پایهگذاران شعر دیوانی در زبان ترکی. تاریخ ولادت او در هیچیک از مآخذ معتبر مانند الشقائق النعمانیه و تذکرۀ سهی نیامده، اما فؤاد کوپرولو با استناد به تاریخ کتابت وقفنامۀ مسجد مرادیه و بنایی در ادرنه (٨٣٠ق/ ١٤٢٧م) که توسط ولیالدین پدر وی تنظیم یافته است (مجدی، ٢١٧) و نیز مأموریتهای خود احمدپاشا، احتمال میدهد که وی در حدود سال ٨٣٠ق، در ادرنه تولد یافته باشد (IA, I/ ١٨٨).
احمد پس از تکمیل تحصیلات خود نزد دانشمندان معروف زمان، به مدرسی مدرسۀ مرادیۀ بورسه (طاش کوپریزاده، ٢٠٠) و سپس به منصب قضای ادرنه گمارده شد (همانجا). پس از درگذشت سلطان مراد دوم (٨٥٥ق/ ١٤٥١م) و جلوس سلطان محمد دوم (فاتح) به سمت قاضی عسکری و سپس معلمی سلطان و دیگر شاهزادگان رسید و حتی به مقام وزارت ارتقا یافت (همانجا؛ قنالیزاده، ١٣٤). در محاصرۀ قسطنطنیه و فتح آن (٨٥٧ق/ ١٤٥٣م)، سلطان را همراهی کرد و سلطان محمد وی را به ندیمی خویش برگزید (میدان لاروس، I/ ١٧٨؛ «فرهنگ...»، I/ ٧٠)، ولی اندکی بعد بر وی خشم گرفت و او را معزول و زندانی کرد، حتی در آستانۀ اعدام قرار گرفت (قنالیزاده، ١٣٦). پس احمدپاشا قصیدهای با عنوان «کرم» در زندان سرود و برای فاتح فرستاد. سلطان او را بخشود و به تولیت مدرسۀ اورخان در بورسه گمارد (همانجا)؛ مدتی نیز امارت تیره و آنکارا (انقوره) را به وی سپردند و سرانجام به فرمانداری (میرلوای) بورسه منصوب شد که تا پایان عمر در این مقام باقی ماند (طاش کوپریزاده، همانجا). وی یکبار نیز در ٨٩٣ق/ ١٤٨٨م در نبرد با ممالیک مصر شرکت جست (سعدالدین، ٢/ ٥٧)؛ با اینهمه، هرگز نتوانست جایگاه پیشین خود را نزد سلطان بازیابد.
احمدپاشا در زمان سلطنت بایزید دوم در بورسه درگذشت و در جوار مسجد مراد دوم به خاک سپرده شد (طاش کوپریزاده، همانجا؛ بروسهلی، ٢/ ٧٥)، تاریخ وفات او را محمد بن افلاطون که نیابت محکمۀ بورسه را برعهده داشت، در ٣ بیت به زبان عربی آورده که بر سردر آرامگاهش نقش شده است (قنالیزاده، ١٣٨؛ طاش کوپریزاده، همانجا). وی خود را از نودگان حسین بن علی بن ابیطالب(ع) میدانست و به این انتساب افتخار میکرد (همو، ٢٠٢؛ مجدی، ٢١٩؛ نیز نک : بستانی).
احمدپاشا به سبب به کارگیری ماهرانۀ ترکی عثمانی رایج زمان خود بهویژه در قالب قصیده، شهرت بسیار یافته است. شیوۀ ظریف و بیان شیوای وی در شعر موجب شده است که او بزرگترین شاعر دیوانی پس از شیخی (د ٨٣٤ق/ ١٤٣١م) بهشمار آید (اوزون چارشیلی، II/ ٥٩٢) و حتی او را ملکالشعرای دورۀ میان شیخی و باقی (د ١٠٠٩ق/ ١٦٠٠م) بدانند (کاراعلی اوغلو، I/ ٦٤٣). سبک او بر شاعران بعد از وی از جمله وصالی و نظامی قونیوی تأثیر بسیار داشته است (اوزون چارشیلی، همانجا) و میتوان این تأثیر را حتی تا دورۀ تنظیمات (١٢٥٥ق/ ١٨٣٩م) نیز یافت (کاراعلیاوغلو، I/ ٦٤٤).
از سوی دیگر، برخی از تذکرهنویسان قدیم مانند لطیفی و نویسندگان معاصری چون عبدالباقی گولپینارلی و نورالله آتاج برآنند که وی مضامین اشعار خود را از شاعران بزرگ ایران (کورداکول، ٣٠؛ نک : IA, I/ ١٩٠)، چون سلماس ساوجی، حافظ و کمال خجندی اخذ کرده (همانجا) و آنها را در قالب کلمات ترکی به نظم کشیده است (کورداکول، همانجا). با اینهمه، بیشتر تذکرهنویسان عثمانی نام او را در ردیف بزرگترین شاعران دیوانی آوردهاند. وی به زبانهای عربی و فارسی چندان آشنا بوده که به این زبانها نیز شعر سروده است (IA، همانجا).
از دیوان اشعار احمدپاشا که در زمان بایزید دوم جمعآوری شده، نسخههاییدردست است (نک : TS, II/ ٩٩-١٠٠؛ «کاتالوگ...»، I/ ٤٢-٤٩). این دیوان به کوشش علی نهاد تارلان در ١٩٦٦م در استانبول چاپ شده است.
مآخذ
بروسهلی، محمدطاهر، عثمانلی مؤلفلری، استانبول، ١٣٣٣ق؛
بستانی؛
سعدالدین، محمد، تاج التواریخ، استانبول، ١٢٨٠ق؛
طاش کوپریزاده، احمد، الشقائق النعمانیة فی علماء الدولة العثمانیة، به کوشش احمد صبحی فرات، استانبول، ١٤٠٥ق؛
قنالیزاده، حسن، تذکرةالشعراء، به کوشش ابراهیم قتلوق، آنکارا، ١٩٧٨م؛
مجدی، محمد، حدائق الشقائق، به کوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛
نیز:
IA;
Karaalioglu, Seyit Kemal, Türk edebiyatt tarihi, Istanbul, ١٩٨٠;
Kurdakul, Şükran, Şairler ve yazarlar sözlügü, Istanbul, ١٩٨٥;
Meydan Larousse, Istanbul, ١٩٨٧;
TS;
Türk dili ve edebiyatı ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٧٧;
Türkçe yazma divanlar kataloğu, Istanbul, ١٩٤٣-;
Uzunçarsılı, İsmail Hakki, Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٣.
علیاکبر دیانت