دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٠ - جویای تبریزی
جویای تبریزی
نویسنده (ها) :
فریده صراف زاده
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٤ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جویایِ تَبْریزی، میرزا داراب، معروف به جویای تبریزی و جویای کشمیری، فرزند ملاسامری، از شاعران پارسیگوی سدۀ ١٢ق / ١٨م در شبه قارۀ هند. اجدادش تبریزی بودند و به هند مهاجرت کردند. میرزا داراب و برادرانش میرزا کامران متخلص به «گویا» و میرزا فتحعلی متخلص به «تسکین» هر ٣ در کشمیر زاده شدند (ابراهیمخان خلیل، ٤٤؛ علیحسن، ١١٠؛ محمدباقر، «الف»؛ نیز نک : تربیت، ١٠١).
میرزا داراب از جملۀ شاگردان محمدسعید اشرف مازندرانی (د ١١١٦ق / ١٧٠٤م) و ملاعلیرضا تجلی (د ١٠٨٥ق / ١٦٧٤م) بود (صفا، ٥ / ٣١٧-٣١٨، ١٣٥٤؛ عرفانی، ١٠٩) و با شاعران بزرگ زمان خود از جمله صائب تبریزی، کلیم کاشانی و سالک قزوینی دوستی داشت. جویا پس از غنی کشمیری از معروفترین شاعران کشمیر است و از این رو به کشمیری نیز معروف شد. او در شعر خود را پیرو صائب میداند (علیحسن، ١١٠-١١١؛ واله، ١ / ٥٤١؛ عباسی، ٢٣).
شماری از شاعران هند در قرن ١٢ق از پرورشیافتگان جویا بودهاند. به روزگار جویا حکومت کشمیر در دست علی ابراهیمخان قرار داشت که امیری ادبپرور، و مانند جویا شیعهمذهب بود. بهجز او دو تن دیگر از حکمرانان کشمیر به نامهای حفظاللهخان و فاضلخان نیز از حامیان جویا بودند و جویا هر ٣ را در شعر خود ستوده است. اورنگ زیب (سل ١٠٦٨-١١١٨ق / ١٦٥٧-١٧٠٦م) و پسرش شاه عالم بهادرشاه (سل ١١١٩-١١٢٤ق / ١٧٠٧-١٧١٢م) نیز از ممدوحان جویا به شمار میآمدند (آرزو، ٧١، ٩٣، ١٠٩؛ عباسی، ٢٤؛ محمدباقر، «ز» ـ «ط»؛ نیز نک : صفا، ٥ / ١٣٥٤). جویا به روزگار عالمگیر در ١١١٨ق / ١٧٠٦م در کشمیر درگذشت. ماده تاریخ وفات او «سخنپرور» است (ابراهیمخان خلیل، ٤٥؛ دولتآبادی، ٣٠٠).
کلیات جویا با استفاده از دو نسخۀ خواجه عبدالحمید عرفانی و یک نسخۀ ناقص دیگر در ١٣٣٧ش / ١٩٥٩م با مقدمه و تصحیح محمدباقر، استاد دانشگاه پنجاب، در هند به چاپ رسید. بعدها پرویز عباسی داکانی چاپ کاملتری از آن با استفاده از نسخههای کتابخانۀ ملی تبریز و کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران منتشر کرد. این دیوان مشتمل بر غزل و قصیده و مثنوی و رباعی و قطعه و ترجیعبند است (جویا، کلیات، جم ، دیوان، ٥-٦، جم ؛ عباسی، ٢٦-٢٧؛ محمدباقر، «یه» ـ «یو»).
آخرین بخش دیوان شامل چند رقعۀ دوستانه، دیباچۀ مرقع، رقعهای در وصف قلمدان میرزا ابوالخیر، خطبهای در صفت نوروز، دیباچهای بر دیوان میرزا صائب و دیباچۀ سفینه و خطبۀ مربع برای میرهدایتاللهخان، نثری آمیخته به نظم به شیوهای ادیبانه و فنی است (نک : جویا، همان، ٤٣٧-٤٥١، کلیات، ٨٩٣ بب ).
جویا در تمام فنون سخن طبعآزمایی کرده، اما اهمیت و شهرت وی در غزلسرایی است. او را باید از شاعران سبک هندی، بهویژه پیرو صائب تبریزی دانست. غزلیات او بر شیوۀ صائب جلوهگاه اندیشههای عارفانه و حکیمانه، آمیخته با احساسات عاشقانه است. در غزلیات جویا بیتها و مصراعهای بسیار میتوان یافت که نه حاصل تمایلات عاطفی، بلکه زادۀ تفکرات شاعرانۀ او ست؛ به همین سبب برخی از آنها را میتوان در شمار مثلها و سخنان کوتاه عارفانه و ناصحانه جای داد (صفا، ٥ / ١٣٥٥).
در کار او ویژگیهای اصلی سبک هندی یعنی مضمونیابی، خیالبندی، تصویرگری، معنییابی، ترکیبسازیهای جدید، باریکبینی، استعاره و تشخیص، تمثیل و ارسالالمثل، وابستههای عددی خاص، تناقضنمایی و جز آنها به وفور مشاهده میشود (عباسی، ٢٩-٣٠؛ محمدباقر، «یو» ـ «یط»).
مشابهت بسیار میان سخن جویا و بیدل دهلوی درخور توجه است. هر دو از یک شیوه پیروی میکردند. ترکیبسازیها و مضمون یابیها، خیالبندیها و تصویرگریهایشان بسیار شبیه یکدیگر است. جویا البته از شاعران بزرگ پیش از خود نیز متأثر است. استقبال او از حافظ، نشان از توجه و علاقۀ وی به این شاعر بزرگ دارد (عباسی، ٣٨-٤٠). مشابهگویی، تعقید لفظی و پیچیدگی در نحو جمله، از دیگر ویژگیهای شعر جویا ست. پیش از سبک هندی تکرار قافیه از معایب شعر شمرده میشد؛ اما در سبک هندی استفاده از قافیههای مکرر، نشان از قدرت ابداع شاعر به رغم محدودیت واژگان به شمار میآید. جویا در این سبک در واقع غنای اندیشه و خیالپردازی خود را به نمایش میگذارد (همو، ٤١-٤٢).
از دیگر ویژگیهای برجستۀ جویا، قصیدههای بلند و زیبای او ست؛ روح تغزل بر قصاید او حاکم است. وی به مدح امیران علاقۀ چندانی ندارد و بیشتر به وصف مناقب امامان بزرگ شیعه میپردازد و در این کار گاهی به استقبال از شعر شاعران بزرگ پیش از خود میرود. از جملۀ این استقبالها، قصیدهای است در مدح امام مهدی(ع) (نک : دیوان، ٣٤٥) که استقبالی است از قصیدۀ کمالالدین اسماعیل به مطلع «هرگز کسی نداد بدینسان نشان برف / گویی که لقمهای است زمین در دهان برف» (نک : ص ٤٠٧-٤٠٨).
برخی از تذکرهنویسان نوشتهاند که وی اهل سنت و جماعت را هجو کرده است وشعرای سنی نیز هجویههای او را پاسخ دادهاند (راشدی، ١٨٢).
٣ تن دیگر از شاعران پارسیگوی شبه قاره تخلص جویا داشتهاند: یکی جویای سهرندی (سرهندی) که دیوانی از او باقی مانده است (علیحسن، ١١٠؛ سامی، ٣ / ١٨٥٤؛ هدایت، ١ / ٣٤٣)؛ دیگری شاه باقر متخلص به جویا ست که در فنون ادب دستی قوی داشت و در اواخر عمر به سلک صوفیه درآمد. وی دیوان شعری نیز داشته است (قانع تتوی، ١٥٩؛ هدایت، ١ / ٣٤٢)؛ سوم شاعری متخلص به جویا از مصاحبان نواب مهابت خان کاظم، که اشعاری از او باقی است (قانع تتوی، ١٦٠).
مآخذ
آرزو، علیخان، مجمع النفایس، به کوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٨٤ش؛
ابراهیمخان خلیل، علی، صحف ابراهیم، به کوشش عابدرضا بیدار، پتنه، ١٩٧٨م؛
تربیت، محمدعلی، دانشمندان آذربایجان، تهران، ١٣١٤ش؛
جویای تبریزی، داراب، دیوان، به کوشش پرویز عباسی داکانی، تهران، ١٣٧٨ش؛
همو، کلیات، به کوشش محمدباقر، لاهور، ١٣٣٧ش / ١٩٥٩م؛
دولتآبادی، عزیز، سخنوران آذربایجان، تبریز، ١٣٥٥ش؛
راشدی، حسامالدین، تذکرۀ شعرای کشمیر، لاهور، ١٩٨٣م؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٨ق؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٤ش؛
عباسی داکانی، پرویز، مقدمه بر دیوان جویای تبریزی (هم )؛
عرفانی، عبدالحمید، ایران صغیر یا تذکرۀ شعرای پارسی زبان کشمیر، تهران، ١٣٣٥ش؛
علیحسنخان، صبح گلشن، به کوشش محمد عبدالمجیدخان، کلکته، ١٢٩٥ق؛
قانع تتوی، میرعلیشیر، مقالات الشعراء، به کوشش حسامالدین راشدی، کراچی، ١٩٥٧م؛
کمالالدین اسماعیل اصفهانی، دیوان، به کوشش حسین بحرالعلومی، تهران، ١٣٤٨ش؛
محمدباقر، مقدمه بر کلیات جویای تبریزی (هم )؛
واله داغستانی، علیقلی، ریاضالشعراء، به کوشش محسن ناجی نصرآبادی، تهران، ١٣٨٤ش؛
هدایت، محمود، گلزار جاویدان، تهران، ١٣٥٣ش.
فریده صرافزاده