دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٧ - اسماعیل صفا
اسماعیل صفا
نویسنده (ها) :
جلال خسروشاهی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٠ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسْماعیل صَفا (١٢٨٤- ١٣١٩ق/ ١٨٦٧-١٩٠١م))، ادیب و شاعر ترك. پدر وی محمد بهجت (١٢٤٤- ١٢٩٥ق/ ١٨٢٨- ١٨٧٨م) شاعری از مردم طرابوزان، و مأمور عالی رتبۀ حكومت عثمانی در مكۀ معظمه بود و اسماعیل در دوران خدمت پدرش در آن شهر زاده شد (اینال، ١٥٥٢ ؛ بانارلی، ٩٩٧). برخی از منابع تاریخ تولد وی را ١٨٦٦م یاد كردهاند (نك : همانجا؛ جانب، ١٤٣).
دوران كودكی او در مكه سپری شد و نزد پدر فارسی و عربی آموخت و پس از درگذشت وی در ١٢٩٥ق/ ١٨٧٨م بههمراهخانوادهاش به استانبول رفت و در آن شهر اقامت گزید و در «دارالشفقۀ» استانبول تحصیلات خود را به پایان رساند و سپس در وزارتخانههای اوقاف و پست و تلگراف مشغول كار شد (كارا علی اوغلو، «تاریخ...»، II/ ٦٠٣). سرانجام در ١٣٠٥ق/ ١٨٨٨م پس از استعفای معلم ناجی در مدرسۀ ملكیه به تدریس ادبیات پرداخت (اینال، همانجا). چندی نیز سردبیری مجلۀ ادبی مرصاد را به عهده داشت. وی به سبب ابتلا به بیماری سل، برای معالجه به میدیلّی رفت و پس از بهبود نسبی به استانبول بازگشت، اما به علت فعالیتهای سیاسی بر ضد حكومت سلطان عبدالحمید ثانی به سیواس تبعید شد و یك سال بعد در آنجا درگذشت (كارا علیاوغلو، همانجا). او را در گورستان «غریبلر» (غریبان) به خاك سپردند (بروسهلی، ٢/ ٢٩١).
اسماعیل صفا از اوان كودكی شعر میسرود و طبعی روان داشت و به همین سبب استادش، معلم ناجی، وی را «شاعر مادرزاد» لقب داد (بانارلی، همانجا). وی در آغاز به سبك ادبیات دیوانی و اغلب غزل و قصیده میسرود، اما چندی بعد تحت تأثیر توفیق فكرت به ادبیات نوین روآورد (جانب، همانجا). غزلهای نخستین وی متأثر از سرودههای معلم ناجی است، اما پس از آنكه به گروه ادبی «ثروت فنون» پیوست، اشعارش تا حدودی رنگ و شكل شعر جدید به خود گرفت. اسماعیل صفا را باید در زمرۀ شاعرانی دانست كه برای وزن و قالب شعر اهمیت زیادی قائل بودهاند. اشعار لطیف و پر از احساس و گاه هیجان انگیزش مورد توجه و علاقۀ عموم بود (بانارلی، همانجا). او میان ادبیات «دورۀ تنظیمات» و ادبیات «ثروت فنون» پلی ایجاد كرد و با ویژگیهای هنری خود، توانست هواخواهانی در میان طرفداران شعر كهن و شعر نو زمان خویش بیابد (كارا علیاوغلو، «فرهنگ...»، ٢٨٩). اگر چه مدتی كوتاه با گروه ثروت فنون همكاری كرد، اما مانند اغلب شاعران آن گروه مقلّد توفیق فكرت باقی نماند، زیرا دارای شخصیت مستقل ادبی بود و مضامین شعر خود را از زندگی مردم میگرفت (كوپرولو، ٥٩). وی در سرودن اشعار خود پیوسته اصول و قواعد زبان را رعایت میكرد و به قالب و قافیه و اوزان عروضی وفادار بود (كارا علیاوغلو، همانجا). موضوع اصلی اشعارش، عشق، طبیعت و مرگ است.
وی پدر رماننویس و متفكر مشهور ترك «پیامی صفا» (١٨٩٦- ١٩٦١م)) است.
مهمترین آثار او عبارتند از: ١. سنوحات، كه شعر بلندی است در قالب ترجیعبند (١٣٠٧ق/ ١٨٩٠م)؛ ٢. خُذ ما صَفا، كه بخش اول آن در بردارندۀاشعار پدر وی، و بخش دوم حاوی اشعار خود اوست (١٣٠٨ق/ ١٨٩١م))؛ ٣. مَنسیات، مجموعۀ شعر (١٣١٤ق/ ١٨٩٦م)؛ ٤. «زیارت زادگاه پدری» (١٣١٤ق/ ١٨٩٦م)؛ ٥. محاكمات ادبیه، در نقد ادبی (١٣٣١ق/ ١٩١٣م)؛ ٦. حسیات، مجموعۀ اشعار (١٣٣٠ق/ ١٩١٢م). تمامی آثار یاد شده در استانبول به چاپ رسیده است.
مآخذ
بروسهلی، محمدطاهر، عثمانلی مؤلفلری، استانبول، ١٣٣٣ق/ ١٩١٥م؛
كوپرولو، فؤاد، «ادبیات تركیه از قرن نوزدهم تا عصر حاضر»، ادبیات نوین تركیه، ترجمۀ یعقوب آژند، تهران، ١٣٦٤ش؛
نیز:
Banarlı, N.S., Türk edebiyâti târihi, Istanbul, ١٩٧١;
Canip, A., Türk edebiyatı antolojisi, Istanbul, ١٩٣١;
Inal, M.K., Son asır Türk sairleri, Istanbul, ١٩٧٠;
Karaalioglu, S. K., Türk edebiyatçılar sözlügü, Istanbul, ١٩٨٣;
id, Türk edebiyatı tarihi, Istanbul, ١٩٨٢.
جلال خسروشاهی