دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٤٧ - اشرف مراغی
اشرف مراغی
نویسنده (ها) :
سید محمد سیدی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٦ شهریور ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَشْرَفِ مَراغی، ابوعلی حسین بن حسن مراغی تبریزی، شاعر سدۀ ٩ ق. وی را اشرف خیابانی، اشرف هراتی و درویش اشرف نیز گفتهاند (تربیت، ١٤٧؛ خیامپور، ٤٣، ٤٤؛ اته، ١٧٨؛ نخجوانی، ٣١٢). دربارۀ زندگی او آگاهی بسیار اندكی در دست است. نام وی در مآخذ نزدیك به روزگار شاعر دیده نمیشود؛ تنها چند مأخذ از جمله علیشیر نوایی (ص ١١) و اوحدی (ص ٥٥٢) از وی یاد كردهاند، اما این هر دو وی را شرف خیابانی نامیدهاند.
اشرف از شاعران صوفی مشرب و منسوب به فرقۀ نعمت اللهی است (نخجوانی، همانجا) كه احتمالاً بیشتر عمر خود را در تبریز، مراغه و بغداد گذرانده است (دولتآبادی، ٢ / ٩٧٢-٩٧٣؛ علیشیرنوایی، همانجا). به گفتۀ هرمان اِته (ص ٨٤، ١٧٨) وی در روزگار سلطنت شاهرخ در هرات میزیسته، و احتمالاً از همین روی به اشرف هراتی نیز شهرت یافته بوده است (نیز نك : منزوی، ٤ / ٢٦٧١). وی معاصر نظامالدین قاری و شاه نعمتالله ولی بوده است. نظامالدین یكی از اشعار وی را استقبال كرده (ص ٩٣-٩٤)، و اشرف قصیده و ماده تاریخی در وفات شاه نعمتالله ولی سروده است (دولتآبادی، ٢ / ٩٧٥).
در دیوان اشرف كه نزدیك به ٦ هزار بیت دارد و در آن در انواع شعر از جمله قصیده، غزل، مثنوی و ترجیعبند طبعآزمایی كرده، هیچ شعری در ستایش و یا هجو كسی دیده نمیشود (نخجوانی، دولتآبادی، همانجاها). اشعارش بیشتر دارای مضامین اخلاقی و عرفانی و تقریباً تهی از باریك اندیشیها و صور خیال شاعرانه است (برای نمونه ای از اشعار وی، نك : نخجوانی، ٣١٤- ٣١٨).
گفتهاند كه اشرف سالها ملازم و معاشر شاهزاده پیر بوداق از شاهزادگان قراقویونلو بوده است و چندان به وی دلبستگی داشته كه پس از كشته شدن او به دست پدرش جهانشاه، بغداد را ترك كرد و به تبریز آمد و تا پایان عمر از آمیزش با مردم خودداری كرد. با اینهمه، در دیوان وی شعری دربارۀ این دوست صمیمی و احتمالاً ولی نعمت او دیده نمیشود (همو، ٣١٣؛ دولتآبادی، ٢ / ٩٧٢-٩٧٣). شاید همین گوشهگیری و دوری از مردم (اوحدی، همانجا) سبب گمنامی او بوده است.
دربارۀ تاریخ درگذشت اشرف مراغی اختلاف است. به گزارش صحف ابراهیم، وی پس از كشته شدن پیر بوداق به تبریز بازگشت و «در بر روی مردم ببست و تازنده بود، در مجلس كسی نرفت، تـا سنۀ ٨٥٤ ق از این دار ناپایدار درگذشت» (نك : دولتآبادی، همانجا). اگر بتوان به گزارش صحف ابراهیم دربارۀ مسافرت وی به تبریز اعتماد كرد ــ كه البته برخی قراین نیز آن را تأیید میكند ــ میتوان گفت كه وی پس از ٨٧٠ یا ٨٧١ ق درگذشته است، زیرا به نوشتۀ التاریخ الغیاثی (٥ / ٢٩١) پیر بوداق در روز یكشنبه دوم ذیقعدۀ ٨٧٠ ق، و بنابر گزارش ابوبكر طهرانی (ص ٥١٦)، در ٨٧١ ق كشته شده است. ازاینرو، گزارش صحف ابراهیم دربارۀ تاریخ درگذشت شاعر و همچنین تاریخ ٨٦٤ ق كه تربیت (همانجا) آورده است، نادرست مینماید.
آثـار
اشرف شاعری پر كار بوده (دانشپژوه، ٦ / ٦٢٥؛ تربیت، ١٤٧)، و علاوه بر دیوان كه مشتمل بر ٤ بخش (عنوان الشباب، خیرالامور، باقیات الصالحات و مجدد التجلیات) است و نخجوانی (ص ٣١٢) و تربیت (همانجا) نسخههایی از آن را در اختیار داشتهاند، ٥ مثنوی با عنوان پنج گنج به شیوۀ خمسۀ نظامی سروده (اوحدی، همانجا) كه شامل مثنویهای منهج الابرار، شیرین و خسرو یا ریاض العاشقین، لیلی و مجنون، هفت اورنگ یا عشق نامه و ظفرنامه است (نخجوانی، ٣١٢-٣١٣؛ تربیت، ١٤٨؛ اته، ١٧٨- ١٧٩). از خمسۀ وی نیز نسخهای در دارالكتب قاهره موجود است (منزوی، ٤ / ٢٦٧٧، ٣٢٤٥).
افزون بر این آثار، وی كلمات قصار علی بن ابی طالب (ع) را نیز به نظم پارسی درآورده كه نسخههایی از آن با عنوان صد كلمه و كلمات قصار حضرت علی در كتابخانههای مركزی، مجلس و مجموعۀ طاهری شهاب در ساری موجود است (اعتصامی، ٤٨٦؛ منزوی، ٢ / ١٦٢٤؛ دانشپژوه، همانجا).
چنین به نظر میرسد كه وی افزون بر مثنویهای پنجگانه، مثنوی دیگری با عنوان بهرام شاه داشته كه ضمن خمسۀ او آمده، و همین اثر است كه در هرات سروده شده است (منزوی، ٤ / ٢٦٧١).
مآخذ
ابوبكر طهرانی، دیار بكریه، به كوشش نجاتی لوغال و فاروق سومر، تهران، ١٣٥٦ ش؛
اته، هرمان، تاریخ ادبیات فارسی، ترجمۀ رضازاده شفق، تهران، ١٣٥٦ ش؛
اعتصامی، یوسف، فهرست كتابخانۀ مجلس شورای ملی، تهران، ١٣١١ ش؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی ملك، شم ٥٣٢٤؛
التاریخ الغیاثی، به كوشش طارق نافع حمدانی، بغداد، ١٩٧٥ م؛
تربیت، محمدعلی، دانشمندان آذربایجان، تهران، ١٣١٤ ش؛
خیامپور، عبدالرسول، فرهنگ سخنوران، تبریز، ١٣٤٠ ش؛
دانشپژوه، محمدتقی، نسخههای خطی، تهران، ١٣٤٨ ش؛
دولتآبادی، عزیز، سخنوران آذربایجان، تبریز، ١٣٥٧ ش؛
علیشیرنوایی، مجالس النفائس، به كوشش علیاصغر حكمت، ١٣٦٣ ش؛
منزوی، خطی؛
نخجوانی، حسین، چهل مقاله، تبریز، ١٣٤٣ ش؛
نظامالدین قاری، محمود، دیوان البسه، به كوشش محمد مشیری، تهران، ١٣٥٩ ش.
محمد سیدی