دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٩ - پندنامه
پندنامه
نویسنده (ها) :
ملیحه مهدوی
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پَنْدْنامه،
مجموعهای از حكمتها، مواعظ و دستورهای تربیتی و اخلاقی،دینی و كشوری. این آثار كه اندرزنامه، نصیحتنامه، وصیتنامه، اخلاق و آداب نیز خوانده میشوند (نك : ثروتیان، ٣٢-٣٣؛ شیروانی، ٢/٥٥٩-٥٦٢)، در زمرۀ ادبیات تعلیمی قرار دارند و آثار و نوشتههایی را دربرمیگیرند كه موضوع آنها اخلاق، راه و رسم آمیزش با مردم و نیز رهنمودهایی است كه جنبههای دینی زندگی انسان را دربرمیگیرد (ریپكا، ٩٢). اندرز كه مهمترین محتوای پندنامهها به شمار میآید، حاصل تجربههایی است كه بزرگان دینی و كشوری، دانشمندان، كاتبان، دبیران و شاعران از واقعهای به دست آوردهاند (فوشهكور، ١٧؛ زرینكوب، ٤١؛ ثروتیان، ٣٢)
بنیاد پندنامهها بر اخلاق نهاده شده است و چون اخلاق شاخهای از حكمت عملی است، میتوان گفت كه پندنامهها از جملۀ آثار حكمت عملی (شیروانی، ٢/٥٤٨؛ زرینكوب، همانجا؛ فوشه كور، ١٨) و ادبیات شفاهی محسوب میشوند كه همراه با تغییراتی از نسلی به نسلی انتقال یافته (تفضلی، ١٨١)، و گاه از گذشتگان و ملتهای دیگر اقتباس شدهاند؛ چنان كه از پندهای منسوب به انوشیروان (نك : منزوی، خطی، ٢(٢)/١٥٥٢-١٥٥٣) و بزرگمهر (همو، خطی مشترك، ٤/٢٢٦٠؛ نیز نك : بیهقی، ٣٣٣)، در ادب فارسی، میتوان به پندهای اسكندر و ارسطو در فرهنگ یونانی رسید (نك : فوشه كور، ٢٢؛ ثروتیان، ٢٣).
تأثیر پندهای برگرفته از فرهنگهای گوناگون، یعنی مصر باستان، خاورمیانه، هند، یونان و روم امری انكارناپذیر است. وجود عبارتهای حكیمانۀ افلاطون، فیثاغورس، سقراط، ارسطو، جالینوس و بطلمیوس و جز آنها در ادب فارسی این مدعا را اثبات میكند (فوشهكور، ١٨-١٩، ٢٢؛ نیز نك : حمدالله، ٦٣-٦٦؛ غزالی، ١٢٧-١٢٩، ١٥١).
پندنامهها از نوع ادبیات رسمی و جدی به شمار میآیند كه رهبران دینی خطاب به پیروان خود، بزرگان یك كشور خطاب به ملت خویش، دانشمندان برای اهل علم یا برای عامۀ مردم، و یا پدران برای فرزندان خود نوشتهاند، مانند نصیحة الملوك امام محمد غزالی و قابوسنامۀ عنصرالمعالی. برخی از پندها به شكل سؤال و جواب، استفهام انكاری، كلمات قصار و حكایتهای اخلاقی مطرح میشوند و برخی نیز به صورت طنز و كنایه، هجو و یا به زبان نماد و اشاره تدوین شدهاند، مانند «پند اهل دانش و هوش» از بهاءالدین عاملی (نك : شیخ بهایی، ٢٠٩ بب ؛ نیز فاضل، ٢/٧١٧)، «موش و گربه» و «صدپند» عبیدزاكانی (نك : ص ٣٣٠-٣٣٣، نیز ٢٠٣ بب ) و مثنوی طنزآمیز «نان و حلوا» (نك : شیخ بهایی، ١٤٩بب ؛ نیز شیروانی، ٢/٥٦١؛ ثروتیان، ٣٢).
بیان پند و امثال در قالب داستانهای فشردۀ اخلاقی نیز رواج فراوان دارد و مشرق زمین موطن اصلی این گونه داستانهاست. نخستین كسی كه به نوشتن چنین متونی مبادرت كرد، كاهنی هندی به نام پیلپا بود كه داستانهایی حاوی پند و امثال به زبان سنسكریت نوشت. اندك اندك برخی از این نوشتهها به زبان پهلوی ترجمه شد و در اوایل دورۀ اسلامی، برخی با استفاده از ترجمۀ پهلوی، آنها را به زبان عربی برگرداندند و بدین ترتیب این شیوه رواج یافت (گئورگیان، ٧٧). نمونۀ بارز این آثار كلیله و دمنه (ه م) و مرزبان نامه (ه م) است (مرزبان بن رستم، جم ؛ نیز نك : ثروتیان، همانجا؛ معین، یوشت فریان...، ٧). افزون بر این، صدها كتاب دیگر همچون گلستان، بوستان و سخنان كوتاه و بلند عارفان، رسالههای پندآمیز، توصیهها و رهنمودهای دینی و اخلاقی در بخش حكمت عملی و مطالب مربوط به پند و اندرز قابل بررسی است. مجموعههای شعر بسیاری از شاعران پارسیگوی هر چند عنوان پندنامه ندارند، اما مشحون از پند و اندرزند و از نظر موضوعی میتوان آنها را پندنامه به شمار آورد (نك : ثروتیان، ٣٣-٣٤). حتى برخی از شاعران همچون ناصرخسرو (نك : ص ٣٢٦، بیتهای ٤٩، ٥٠) و دقیقی (ص ٥٦، بیت ١٧٢) دیوان خود را «پندنامه» خواندهاند.
پندنامهها از جهت قالب بر ٣ قسماند:
١. پندنامههای منثور،مانند نصیحةالملوك غزالی(ه م)و قابوسنامۀ عنصرالمعالی (ه م). برخی از اینگونه پندنامهها به نثر مسجع نوشته شدهاند، مانند گفتاری از خواجه عبدالله انصاری (٢/٤٦١).
٢. پندنامههای منظوم، كه بیشتر در قالب قطعه، مثنوی و قصیده سروده شدهاند (نك : ثروتیان، ٣٢)، مانند پندنامۀ انوشیروان كه بدایعی بلخی آن را در ٢٠٠ بیت و در قالب مثنوی سروده است. اصل این پندنامه به زبان پهلوی است و ترجمۀ فارسی آن به ابنسینا منسوب است (آقابزرگ، ١٩/١٣٢؛ منزوی، خطی، ٢(٢)/١٥٥٢)، و اندرزنامۀ علیاكبر نواب شیرازی ملقب به بسمل (ه م) كه خطاب به دو فرزندش سروده است (آقابزرگ، ٢/٣٦٦؛ منزوی، همان، ٢(٢)/١٥٤٣).
٣. پندنامههای منثور آمیخته به نظم، مانند پندنامۀ شاه آبادی از حمیدالله شاهآبادی، خطاب به فرزند خویش (همان، ٢(٢)/١٥٥٣) و «نصیحةالملوك» سعدی (نك : ص ٨٧١ بب ؛ منزوی، خطی مشترك، ٤/٢٤٨٣). گفتهاند كه بهترین شیوه برای بیان اندرز، اظهار این سخنان در قالب كلمههای قصار و سخنانكوتاه است و از كهنترین نمونههای اینگونه سخنان نامۀ جاویدان خرد را میتوان نام برد (نك : ثروتیان، ٣٥؛ فوشه كور، ١٠).
پندهای پهلوی
مهمترین بخش ادبیات پهلوی را پندنامه تشكیلمیدهد. پندنامههای پهلوی به زبان ساده و روان و با جملههای كوتاه، از نوع كلمات قصار نوشته شده است و اگر در آنها از صنایعی چون تشبیه، تمثیل و كنایه استفاده شده، هدف برانگیختن بیشتر توجه خوانندگان و هر چه بیشتر تأثیر نهادن بر آنهاست. اندرزنامههای پهلوی یا از نوع حكمتهایی است كه از تجارب زندگی برآمدهاند، یا از نوع اندرزهای دینی است و بیشتر آنها به بزرگان حكومتی، روحانیان و شاهان منسوب است. بیشتر این آثار عنوانی ندارند و عنوانهای كنونی را كاتبان و نسخه پردازان یا مصححان به این متون دادهاند (تفضلی، ١٨٠-١٨١، ١٩٩). این گونه پندنامهها، در دوران اسلامی، بر آثار ادبی و اخلاقی كه به زبان عربی و فارسی نوشته شده است، تأثیری بسزا نهادهاند (همو، ١٨٠). از بزرگان دورۀ ساسانی كه به اندرزنامهنویسی نامبردارند، آذربادمَهرسپَندان (آذربدمارسپندان)، زردشت پسر آذرباد، بخت آفرید، انوشیروان، بزرگمهر، بهزاد فرخ فیروز و آذر فرنبغ را میتوان نام برد (معین، مجموعه...، ١/١٨١).
مهمترین پندنامههای پهلوی اینهاست: ١. كتاب ششم دینكرد، كه مفصلترین و بزرگترین پندنامۀ پهلوی است و برخلاف بیشتر اندرزهای دینی كه در آنها بر آداب و جنبههای عملی تأكید شده، در اندرزهای دینی دینكرد، تكیه بر اندیشه و تفكر مذهبی است (همان، ١/١٣٥، ١٨١). ٢. اندرزهای آذربادمهرسپندان (همان، ١/١٨١-١٨٤؛ زرینكوب، ٤٤-٤٥؛ مشار، ١/٥٣٠؛ متون پهلوی، ١٠٠). ٣. پندنامۀ بزرگمهر، از بزرگمهر بختگان. این پندنامه به صورت سؤال و جواب است و در دوران اسلامی از اهمیت و شهرت بسزایی برخوردار بوده، و ترجمۀ بیشتر بخشهای آن به عربی در جاویدان خرد آمده، و فردوسی نیز آن را به نظم آورده است (ابوعلی مسكویه، ٨٤ بب ؛ فردوسی، ٨/٣٠٥ بب ؛ تفضلی، ١٨٥؛ كریستن سن، ٩٥). ٤. اندرز اوشنردانا، كه برخی از بندهای آن به صورت سؤال و جواب و یك بند آن به صورت استفهام انكاری است (معین، همان، ١/١٨٢؛ تفضلی، ١٨٦؛ مشار، همانجا). ٥. اندرز پوریوتكیشان (نك : «گزیده...»، جم ). ٦. اندرز خسروقبادان، كه در واقع وصیتنامهای است از خسرو انوشیروان (تفضلی، ١٨٧- ١٨٨؛ معین، همان، ١/١٨٤؛ زرینكوب، ٤٤؛ مشار، همانجا). ٧. اندرز دستوران به بهدینان. ٨. اندرز بهزاد فرخ. ٩. اندرزدانایان به مزدیسنان. ١٠. خیم و خرد فرخ مرد.١١. پنج خیم روحانیان. ١٢. داروی خرسندی. ١٣. خویشكاری ریدكان. ١٤. رسالۀ روزها. ١٥. اندرز منسوب به آذر فرنبغ فرخزادان. ١٦. اندرز خوبی كنم به شما كودكان. ١٧. آراء دین به مزدیسنان. ١٨. اندرزنامۀ منسوب به بخت آفرید. ١٩. اندرز منسوب به آذر باد زردشتیان، نوۀ آذربادمهرسپندان (تفضلی، ٩٤، ١٩٠-١٩٦؛ متون پهلوی، ٩٤، ١١٢ بب ؛ زرینكوب، ٤٥؛ قس: كریستن سن، همانجا؛ نیز نك : معین، همان، ١/١٨٥-١٨٦). ٢٠. دادستان مینوی خرد. این متن را به سبب دربرداشتن اندرز و حكم بسیار میتوان در شمار پندنامهها یاد كرد. مطالب كتاب به شكل پرسش و پاسخ است و احتمال میرود كه در دورۀ ساسانی تألیف شده باشد (تفضلی، ١٩٦- ١٩٨).
پندنامههای دوران اسلامی
بسیاری از مواعظ پهلوی در دوران اسلامی ایران توجه دانشمندان مسلمان را به خود جلب كرد و به عربی ترجمه شد و به كتابهای فارسی نیز راه یافت (همو، ٢٠٢؛ نیز نك : صفا، ١/١٣٣-١٣٤). اندرزهای سدههای نخستین هجری و پیش از آن منشأ اصلی اندیشههای اخلاقی است كه در سراسر ادبیات فارسی به چشم میخورد. شاعران و نویسندگان دوران اسلامی معانی و مضامین اخلاقی و تربیتی این اندرزها را برگرفتهاند و بنا به ضرورت، نسبت به تفكرات مذهبی كه پایۀ استوار این اندرزها محسوب میشود، توجه چندانی نكردهاند (نك : فوشه كور، ٢٢، ٤٠). ابنندیم در فصلی از كتاب خویش شماری از كتابهای اخلاقی و تعلیمی پهلوی را كه در سدههای آغازین هجری به عربی ترجمه شده است، نام میبرد كه از آن جمله است: ١. كتاب مهر آذر گشنسپ فرمدار به بزرگمهر بختگان، كه ظاهراً به صورت نامهای مشتمل بر مواعظ و حِكَم بوده است و احتمالاً علی بن عبیدۀ ریحانی، معاصر مأمون، آن را ترجمه كرده است (نك : ص ٣٧٧؛ نیز تفضلی، ٢٠٣). ٢. كتاب موبدان موبد، دربردارندۀ كلمات قصار. ٣. سیره نامه از خدابود، پسر فرخزاد. ٤. كتابی مشتمل برمطالبی در تدبیر مملكت، فراهم آمده به فرمان اردشیر (ابنندیم، ٣٧٧- ٣٧٨؛ تفضلی، ٢٠٣-٢٠٤؛ صفا، ١/١٣٤، ١٣٩-١٤٠؛ ثروتیان، ٣٤).
افزون بر اندرزنامههایی كه از دوران پیش از اسلام برجای مانده، جملهها و عبارتهای پندآمیزی نیز از شاهان و بزرگان ایران كهن در آثار ایران اسلامی نقل شده است كه از میان آنها نام اردشیر، بزرگمهر و انوشیروان بیشتر به چشم میخورد (تفضلی، ٢٠٤؛ برای سخنان انوشیروان، نك : غزالی، ١٨٢؛ عنصرالمعالی، ٥١-٥٥؛ برای سخنان اردشیر، نك : غزالی، ١٥٨، ١٥٩، ١٧٦، ١٨٠، ٢٣٨؛ نیز برای سخنان بزرگمهر، نك : همو، ١٢٩، ١٣٢، ١٥١، ١٨٤، ٢٢٢-٢٢٣، جم ؛ حمدالله، ٦٧-٧٠؛ بیهقی، ٣٣٣). برخی برآناند كه پندهای منسوب به بزرگمهر (نك : منزوی، خطی، ٢(٢)/١٥٥٣، خطی مشترك، ٤/٢٢٦٠)، در ادبیات فارسی تأثیر بسزایی داشته، و گذشته از اشعار و نوشتههایی كه بر اساس پندنامۀ او سروده یا نوشته شده است، بسیاری از كتابهای اخلاقی از قابوسنامه گرفته تا گلستان سعدی از این سخنان تأثیر پذیرفته است ( میراث ایران، ٣٢٧).
علاوه بر كسانی كه از آنان سخن رفت، بزرگان دیگری نیز بودهاند كه پندهای آنان زینت بخش آثار دوران اسلامی است (نك : تفضلی، ٢٠٥-٢٠٦؛ فوشهكور، ٢٢)، مانند لقمان، فیثاغورس، جاماسب، بقراط، سقراط، افلاطون، ارسطو، جالینوس و اسكندر (نك : حمدالله، ٦٢-٦٦؛ نیز نك : غزالی، ١٢٧-١٢٩، ١٥١، ١٥٩، ١٨٢، ١٨٨، جم ).
بسیاری از پندهای مربوط به عصر ساسانی بدون ذكر نام گویندۀ آنها در متون دوران اسلامی آمده است و از میان مجموعههای پندآمیز منسوب به حكیمان ایرانی از دو اثر اطلاع بیشتری در دست است: ١. جاویدان خرد، كه مجموعهای است از پندهای گوناگون، به زبان پهلوی كه اصل آن از میان رفته، اما ترجمۀ آن از ابوعلی مسكویه (د ٤٢١ ق) به زبان عربی باقی است. تقیالدین ارّجانی شوشتری در زمان نورالدین جهانگیر شاه (١٠١٤-١٠٣٧ق)، پادشاه گوركانی هند، و به امر او كتاب را به فارسی ترجمه كرد (برای اطلاع بیشتر، نك : تفضلی، ٢٠٦-٢٠٩؛ ثروتیان، ٤٥، ٦٢؛ زرینكوب، ٤٧). ٢. اندرزهای مَردَك. مردك از حكمای دورۀ ساسانی است و سخنان حكیمانهای از وی در كتابهای عربی نقل شده است. این سخنان را ابن مقفع از پهلوی به نثر عربی برگرداند و ابان لاحقی آنها را به شعر عربی درآورد (تفضلی، ٢٠٩-٢١٠).
افزون بر این مجموعهها در متون دوران اسلامی از پندهایی سخن رفته است كه بر گور بزرگان ایرانی پیش از اسلام یا روی تاج و بر پردههای رنگین سلطنتی و یا بر سینۀ كوهها حك شده، و نویسندگان و شاعران از آنها الهام گرفتهاند (همو، ٢١١-٢١٣؛ فوشهكور، ٤٩؛ نیز نك : حمدالله، ١١١، ١١٨). گفتنی است كه پندنامهها در آثار دوران اسلامی پروردهتر و كاملتر شد (فوشهكور، ٧، ٢٢). آیات قرآن كریم، اخبار و احادیث نبوی و مواعظ موجود در نهجالبلاغه، تأثیر بسزایی در اشاعۀ پندهای دینی داشتند و از آنجا كه این پندها به صورت مجموعهای از قوانین اخلاقی متضمن سعادت مادی و معنوی انسان به شمار میآمد، به تدریج اندرز خسروان، رنگ حكومتی خود را از دست داد و صورت مردمی و مذهبی بیشتری یافت (نك : ثروتیان، ٣٠-٣١).
نویسندگان دوران اسلامی مطالب پندآمیز بسیاری نوشتهاند كه بسیاری از آنها در فهرست نسخههای خطی و چاپی ادبیات اسلامی یاد شده است (همو، ٣٢). آثار پندآمیز ثبت شده در این فهارس به نام و عنوانهای گوناگون معرفی شدهاند، مانند اندرز و اندرزنامه (نك : مشار، ١/٥٣٠-٥٣٢؛ بونكو، ١/٣٨١، ٦٠٠؛ شورا، ٦/١٢)؛ پند و پندنامه (نك : منزوی، خطی، ٢(٢)/١٥٥٢-١٥٥٣، خطی مشترك، ٤/٢٢٥٧-٢٣٧٤؛ آقابزرگ، ٣/١٩٩، ١٩/١٣٢؛ صادقپور، ٢٢٠؛ ملك، ٢/٦٨-٦٩؛ هاشمپور سبحانی، فهرست ... مغنیسا، ٢٤، ١١١، ٢٤٥، ٢٤٦، ٢٨١، فهرست ... بروسه، ٢٢- ٢٨، ١٥٣، ٢٧٦، ٢٧٨؛ راهی، ٥٣، ٥٩؛ حبیبالرحمان، ١١، ١٣، ٣٢)؛ و نصیحت نامه و نصایح (نك : منزوی، خطی، ٢(٢)/١٧٠٣-١٧٠٦، ٤/٣٢٧٦، ٣٢٧٨، خطی مشترك، ٤/٢٤٨٢-٢٤٨٣، ٢٤٨٦، ٢٤٨٧؛ آقابزرگ، ٢٤/١٦٩، ١٧٢، ١٨١-١٨٣؛ مشار، ٢/٣٢٧٧-٣٢٨٠؛ آستان...، ٥٨٣-٥٨٤؛ مرعشی، ٨/٧٤، ٣٢٢، ١٢/١٣٢، ١٣/٢٢٨-٢٢٩؛ عباسی نوشاهی، ٢٠٦، ٣٢٣، ٤٨٨؛ هاشمپور سبحانی، همان، ٣٢٢، ٣٩٧، ٣٩٩).
برخی از پندنامههای معرفی شده در این فهارس عبارتاند: ١. پندنامۀ عطار نیشابوری، در قالبِ مثنوی، حدود ٨٠٠ بیت، كه از نوع پندنامههای عرفانی است و روزگاری دراز از كتابهای درسی شبه قارۀ هند بوده است (راهی، ٥٣)؛ ٢. پندنامۀ افسر، از محمدهاشم میرزا، متخلص به افسر (منزوی، خطی مشترك، ٤/٢٦٩٦؛ شاكری، ٨١)؛ ٣. پندنامۀ گروسی (صادقپور، همانجا)؛ ٤. پندنامۀ اهوازی یا آیین پزشكی، از علی بن عباس مجوسی اهوازی؛ ٥. پندنامۀ منسوب به لقمان (نوشاهی، ٣٠٨)؛ ٦. پند ابنمقفع، معروف به الادب الوجیز (منزوی، خطی، ٢(٢)/١٥٥٢)؛ ٧. پندهای افلاطون (نك : نصیرالدین، ٤٠١؛ منزوی، همانجا).
در این فهارس پندنامههای غیرایرانی و غیراسلامی نیز معرفی شده است كه از جملۀ آنهاست: پندنامۀ ماركوس اورلیوس، قیصرروم كه عبدالرحیم طالبوف تبریزی آن را از روسی به فارسی برگردانده است (صادقپور، همانجا؛ منزوی، همان، ٢(٢)/١٥٥٤). اندرزنامهای به زبان تركی معروف به نصیحت نامه نیز معرفی شده است كه منظومهای از شاه اسماعیل صفوی در ٣٥٤ بیت است .
مآخذ
آستان قدس ف، فهرست؛
آقا بزرگ، الذریعة؛
ابنندیم، الفهرست؛
ابوعلی مسكویه، احمد، جاویدان خرد، ترجمۀ تقیالدین شوشتری، به كوشش بهروز ثروتیان، تهران ١٣٥٥ش؛
بونكو، تویو، فهرست كتابهای چاپی فارسی موجود در ژاپن، توكیو، ١٣٦٢ش؛
بیهقی، ابوالفضل، تاریخ، به كوشش قاسم غنی و علی اكبر فیاض، تهران، ١٣٢٤ش؛
تفضلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، به كوشش ژاله آموزگار، تهران، ١٣٧٦ش؛
ثروتیان، بهروز، مقدمه بر جاویدان خرد (نك : هم ، ابوعلی مسكویه)؛
حبیبالرحمان، حكیم، ثلاثة غسّاله، ترجمه و تعلیقات عارف نوشاهی، اسلامآباد، ١٩٨٩م؛
حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٢ش؛
خواجه عبدالله انصاری، مجموعۀ رسائل، به كوشش محمد سرور مولایی، تهران، ١٣٧٢ش؛
دقیقی، محمد، دیوان، به كوشش محمدجواد شریعت، تهران، ١٣٦٨ش؛
راهی، اختر، ترجمههای متون فارسی به زبانهای پاكستانی، اسلامآباد، ١٩٨٦م؛
ریپكا، یان و دیگران، تاریخ ادبیات ایران، ترجمۀ كیخسرو كشاورزی، تهران، ١٣٧٠ش؛
زرینكوب، عبدالحسین، از گذشتۀ ادبی ایران، تهران، ١٣٧٥ش؛
سعدی، كلیات، به كوشش محمدعلی فروغی، تهران، ١٣٦٥ش؛
شاكری، رمضانعلی، فهرست كتب خطی كتابخانۀ عمومی فرهنگ و هنر مشهد، مشهد، ١٣٤٨ش؛
شورا، خطی؛
شیخ بهایی، محمد، كلیات اشعار و آثار فارسی، به كوشش علی كاتبی، تهران، نشر چكامه؛
شیروانی، محمد، «پندنامهها ـ اندرزنامهها، كتب اخلاقی در ادبیات ایران»، مجموعۀ سخنرانیهای دومین كنگرۀ تحقیقات ایرانی، به كوشش حمید زرینكوب، ١٣٥٢ش؛
صادقپور وجدی، محمد و جمشید فرآذین، فهرست كتابخانۀ ملی تبریز (كتب چاپی)، تبریز، ١٣٥٢ش؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٦ش؛
عباسی نوشاهی، خضر، فهرست نسخههای خطی فارسی كتابخانۀ دانشگاه پنجاب لاهور، اسلامآباد، ١٣٦٥ش؛
عبیدزاكانی، كلیات، به كوشش پرویز اتابكی، تهران، ١٣٤٣ش؛
عنصرالمعالی كیكاووس، قابوسنامه، به كوشش غلامحسین یوسفی، تهران، ١٣٧٣ش؛
غزالی، محمد، نصیحةالملوك، به كوشش جلالالدین همایی، تهران، ١٣٦١ش؛
فاضل، محمود، فهرست نسخههای خطی كتابخانۀ جامع گوهرشاد، مشهد، ١٣٦٣ش؛
فردوسی، شاهنامه، به كوشش سعید حمیدیان، تهران، ١٣٧٣ش؛
فوشهكور، ش ـ ه.، اخلاقیات، ترجمۀ محمدعلی امیرمعزی و عبدالمحمد روح بخشان، تهران، ١٣٧٧ش؛
كریستنسن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمۀ غلامرضا رشیدیاسمی، تهران، ١٣٧٠ش؛
«گزیدۀ اندرز پوریوتكیشان»، ترجمۀ یحیی ماهیار نوابی، نشریۀ دانشكدۀ ادبیات تبریز، تبریز، س ١٢؛
گئورگیان، وارطان، مسائل ادبی، ترجمۀ هرایرخالاتیان، تهران، ١٣٤٤ش؛
متون پهلوی، به كوشش جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب ـ آسانا، ترجمۀ سعید عریان، تهران، ١٣٧١ش؛
مرزبان بن رستم، مرزبان نامه، تحریر سعدالدین وراوینی، به كوشش محمد قزوینی، تهران، ١٣٦٣ش؛
مرعشی، خطی؛
مشار، خانبابا، فهرست كتابهای چاپی فارسی، تهران، ١٣٥٢ش؛
معین، محمد، مجموعۀ مقالات، به كوشش مهدخت معین، تهران، ١٣٦٦ش؛
همو، یوشت فریان و مرزبان نامه، تهران، ١٣٢٤ش؛
ملك، خطی؛
منزوی، خطی؛
همو، خطی مشترك؛
میراث ایران، به كوشش ا. ج. آربری، تهران، ١٣٣٦ش؛
ناصرخسرو، دیوان، به كوشش جعفر شعار و كامل احمدنژاد، تهران، ١٣٧٨ش؛
نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، به كوشش مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران، ١٣٦٩ش؛
نوشاهی، عارف، فهرست نسخههای خطی فارسی موزۀ ملی پاكستان، اسلامآباد، ١٣٦٢ش؛
هاشمپور سبحانی، توفیق، فهرست نسخههای خطی فارسی كتابخانۀ بروسه، رشت، ١٣٦٨ش؛
همو، فهرست نسخههای خطی فارسی كتابخانۀ مغنیسا، تهران، ١٣٦٦ش.
ملیحه مهدوی