دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٨ - بهمن میرزا
بهمن میرزا
نویسنده (ها) :
لیلا پژوهنده
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَهْمَنْ میرْزا (د ١٣٠١ق /١٨٨٤م)، شاهزادۀ ادیب و دانشپرور، چهارمین پسر عباس میرزا نایب السلطنه (د ١٢٤٩ق /١٨٣٣ م) و برادر محمد شاه قاجار. استوری تاریخ تولد او را حدود سال (١٢٢٥ ق /١٨١٠ م آورده است (I(٢) /٨٩٣؛ قس: ناصرالدین شاه، ٣٧٠).
از سالهای آغازین زندگی بهمن میرزا و دوران جوانی او اطلاعی در دست نیست. ظاهراً اولین منصب او حكومت بر اردبیل، مشكین و طالش در سالهای ١٢٤٧- ١٢٤٩ ق بوده است (نك : گلچین، ١ /٣٣٢-٣٣٣، ٣٣٨). وی تا ١٢٥٠ ق در اردبیل به سر برد. در این سال كه مقارن جلوس موقت محمدشاه (سل ١٢٥٠-١٢٦٤ ق) در تبریز است، به دستور برادر در شهر میانه بدو پیوست و راهی پایتخت شد و در همین سال از جانب محمد شاه به حكمرانی تهران رسید (اعتضاد السلطنه، ٤٢٦، ٤٣٠؛ هدایت، ١٠ /١٤٦؛ بامداد، ١ /١٩٥) و در ١٢٥١ ق به حكومت بروجرد و سیلاخور منصوب شد (اعتماد السلطنه، ٣ /١٦٣٣؛ اعتضاد السلطنه، ٤٤١). در ١٢٥٢ ق بار دیگر حاكم تهران شد و پس از آن حكومت همدان به او واگذار گردید (خورموجی، ٢٤-٢٥؛ گلچین، ١ / ٣٣٨).
بهمن میرزا در ١٢٥٧ ق /١٨٤١ م در پی درگذشت برادرش، قهرمان میرزا به حكومت آذربایجان منصوب شد و به تبریز رفت (نادر میرزا، ٢٤٧؛ بامداد، همانجا) و ظاهراً تا ١٢٦٣ ق در این منصب باقی بود (اعتماد السلطنه، ٣ /١٦٨٤؛ نادر میرزا، همانجا). بیماری محمدشاه و اوضاع آشفتۀ كشور در ١٢٦١ ق زمینۀ بروز شورشها و آشفتگیهایی را در سراسر ایران فراهم آورد. از جمله در ١٢٦٢ ق آصفالدوله، دایی بهمن میرزا و فرزندش، حسن خان سالار در خراسان سر به شورش برداشتند و بهمن میرزا را كه تا آن زمان حاكم آذربایجان بود، به سودای تاج و تخت فریفتند و به همداستانی در فتح دارالخلافۀ تهران برانگیختند (ریاضی، ١٩؛ هدایت ١٠ /٢٩١، ٣١٩-٣٢٠؛ اعتمادالسلطنه، ٣ /١٦٧٥، ١٦٧٧، ١٦٨٤).
محمدشاه پس از آگاهی از ماجرا، با مشورت و همفكری حاجی میرزا آقاسی، صدراعظم وقت خسروخان گرجی را برای سركوب رضا قلی خان ــ والی كردستان كه گفته میشد با بهمن میرزا هم رأی و همراه شده است ــ پنهانی روانۀ كردستان و تبریز كرد. بهمن میرزا پس از اطلاع از مأموریت خسروخان، از احتمال حملۀ او به آذربایجان به هراس افتاد و با شتاب تمام خود را به تهران رساند و چون صدراعظم حاجی میرزا آقاسی از دیدار با وی امتناع كرد به ناچار به حضور شاه رفت و با آنكه شاه از او دلجویی كرد و به وی امان داد، از بیم جان و مال به سفارت روسیه پناه برد (هدایت، ١٠ /٣٤٢-٣٤٥؛ سپهر، ٣ / ١١٨-١٢٣؛ جهانگیر میرزا، ٣٠٦- ٣٠٨).
نادر میرزا، پسر خالۀ بهمن میرزا همراهی و شركت بهمن میرزا را در این آشوب اتهامی بیاساس میشمارد و پناهندگی وی به سفارت روس را معلول این اتهام میداند و چنین اظهار نظر میكند كه این اتهام نتیجۀ دشمنی و سعایت صدراعظم، و ساخته و پرداختۀ تاریخنویسان است (ص ٢٤٧- ٢٤٨).
بهمن میرزا سرانجام به همراه خانواده و بخشی از ثروت خود راهی تفلیس شد و پس از ٣ سال به قراباغ نقل مكان كرد و همانجا اقامت گزید (همو، ٢٤٨؛ سپهر، ٣ /١٢٣). وی در مدت اقامت در روسیه مقرری قابل توجهی نیز از امپراتوری روس دریافت میكرد و در رفاه كامل روزگار میگذراند (نادر میرزا، ٢٤٧-٢٤٨). به گفتۀ كنت دوگوبینو، وزیر مختار فرانسه در تهران، پس از مرگ محمدشاه و اوایل سلطنت ناصرالدین شاه (سل ١٢٦٤-١٣١٣ ق / ١٨٤٨-١٨٩٦ م) دولت روسیه تلاش میكرد تا بهمن میرزا را به ایران بازگرداند و بر تخت سلطنت بنشاند (نك : بامداد، ١ /١٩٧). در این میان، دولت انگلیس میكوشید تا اللهیارخان آصف الدوله را از بغداد به ایران آورد و به قدرت رساند. سرانجام، روس و انگلیس بر سر انتخاب بهمن میرزا به عنوان نایب السلطنه به توافق رسیدند، اما امیر كبیر در برابر هر دو تلاش ایستاد و با هر دو درخواست مخالفت كرد (آدمیت، ٢٠١، ٢٣٥، ٦٧٧).
ظاهراً شورش سالار، پسر آصف الدوله در خراسان كه پس از جلوس ناصرالدین شاه همچنان ادامه داشت (همو، ٢٠١-٢٠٢) و شورشهایی كه گفته میشد به تحریك بهمن میرزا در تهران صورت گرفته است، از جمله شورش نظامی ١٢٦٥ ق / ١٨٤٩ م (همو، ٢٠٠)، نیز نفوذ و وجاهت بهمن میرزا در آذربایجان در ایستادگی و مخالفت امیر كبیر مؤثر بوده است (واتسن، ٢٥٦-٢٥٧). دولتهای روس و انگلیس كه وجود امیركبیر را مانعی جدی بر سر راه خود میدیدند، این بار به اندیشۀ صدارت بهمن میرزا افتادند (آدمیت، ٢٠١-٢٠٢) كه این تلاش نیز به ثمر نرسید؛ به خصوص كه ناصرالدین شاه نسبت به بهمن میرزا بدبین بود و در او به چشم دشمن مینگریست و به همین سبب در روزنامۀ خاطرات خود با لحنی بسیار توهین آمیز از او یاد كرده است (ص ٣٦٩-٣٧١).
به گفتۀ نادر میرزا، از بهمن میرزا بیش از ١٠٠ فرزند و نواده به جا ماند. برخی از پسران او در دولت روسیه صاحب منصب و دارای مشاغل مهم نظامی بودند (ص ٢٤٨؛ نیز نك : ناصرالدین شاه، ٥٣، ٣٧٠) و ظاهراً اخلالهایی از سوی برخی از اعضای خانوادۀ او تا اوایل سلطنت احمد شاه (سل ١٣٢٧-١٣٤٤ق) ایجاد شد كه به جایی نرسید (نك : سعادت نوری، ٦٩). بهمن میرزا سرانجام در شوشی، از شهرهای قرهباغ در ٧٦سالگی درگذشت (بامداد، ١ /١٩٨).
بهمن میرزا را شاهزادهای كدخدامنش، حاكمی عادل (نادرمیرزا، ٢٤٧- ٢٤٨) و ادیبی دانشپرور معرفی كردهاند كه كتابهای نفیسی در زبان فارسی به نام او و به تشویق او تألیف و ترجمه شد (قزوینی، ١٣٢٥ ش، ص ٨؛ حسینی، ٨٧).
از اقدامات بسیار ارزندۀ بهمن میرزا سفارش ترجمۀ الف لیلة و لیلة ( هزار و یك شب) به استاد خود، عبداللطیف طسوجی تبریزی است. وی این كتاب را از عربی به فارسی شیوا و روان ترجمه كرد. افزون بر این، به خواهش بهمن میرزا، میرزا محمد علی خان سروش اصفهانی اشعار عربی این كتاب را با اشعار فارسی كه خود سروده بود و یا از شعر شعرای برجسته برگزیده بود، جایگزین كرد (بهار، ٣ / ٣٦٩؛ قزوینی، ١٣٢٧ ش، ص ١٠٢-١٠٣).
بهمن میرزا در ١٢٤٧ق پیش از جلوس محمد شاه و به دستور وی به تألیف تذكرهای پرداخت و آن را به نام محمدشاه، تذكرۀ محمد شاهی نامید. این تذكره در ٣ رشته باب نوشته شده است: رشتۀ نخست در ذكر متقدمین، شامل شرح حال ١٣٣ شاعر تا پایان سدۀ ١٢ ق كه بر اساس حروف الفبا تنظیم شده است؛ رشتۀ دوم دربارۀ فتحعلیشاه و برخی شاهزادگان و امرای نامدار است؛ در این رشته شرح حال ١٣ شاعر آمده است؛ رشتۀ سوم در احوال شعرای معاصر است كه به استثنای شاهزادگان به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده است. این رشته شامل ٥٧ شاعر است كه با شرح احوال قائم مقام فراهانی آغاز میشود و به واله اصفهانی پایان میپذیرد (گلچین، ١ /٣٣٠-٣٣١).
بهمن میرزا تكملهای بر این تذكره در ٤ مجلد نگاشته، و آن را در ١٢٥٦ ق به پایان برده است. وی در این تكمله، به ذكر نمونۀ اشعار شاعرانی پرداخته كه در تذكرۀ خود شرح احوال آنان را بازگفته است همو، ١ /٣٣٧- ٣٣٨). تذكرۀ محمدشاهی و تكملۀ آن تاكنون به چاپ نرسیده است. از این تذكره نسخههای خطی بسیاری در كتابخانههای مختلف نگهداری میشود (نك : منزوی، ٣ /١٨٨٦).
مآخذ
آدمیت، فریدون، امیركبیر و ایران، تهران، ١٣٥٥ش؛
اعتضادالسلطنه، علیقلی میرزا، اكسیر التواریخ، به كوشش جمشید كیانفر، تهران، ١٣٧٠ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، تاریخ منتظم ناصری، به كوشش محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٦٧ ش؛
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ١٣٥٧ش؛
بهار، محمدتقی، سبكشناسی، تهران، ١٣٣٧ ش؛
جهانگیر میرزا، تاریخ نو، به كوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٢٧ش؛
حسینی شیرازی خاوری، فضلالله، تذكرۀ خاوری (خاتمۀ روزنامچۀ همایون)، به كوشش هاشم محدث، زنجان، ١٣٧٩ ش؛
خورموجی، محمدجعفر، تاریخ قاجار ( حقایقالاخبارناصری)، به كوشش حسین خدیو جم، تهران، ١٣٤٤ش؛
ریاضی هروی، محمدیوسف، عین الوقایع، به كوشش محمد آصف فكرت، تهران، ١٣٧٢ش؛
سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، به كوشش محمد باقر بهبودی، تهران، ١٣٨٥ق؛
سعادت نوری، حسین، رجال دورۀ قاجاریه، تهران، ١٣٦٤ش؛
قزوینی، محمد، «وفیات معاصرین»، یادگار، تهران، ١٣٢٥ ش، س ٣، شم ٤، ١٣٢٧ش، س ٥، شم ١-٢؛
گلچین معانی، احمد، تاریخ تذكرههای فارسی، تهران، ١٣٤٨ ش؛
منزوی، احمد، فهرستوارۀ كتابهای فارسی، تهران، ١٣٧٦ ش؛
نادرمیرزا قاجار، تاریخ و جغرافی دارالسلطنۀ تبریز، به كوشش غلامرضا طباطبایی مجد، تبریز، ١٣٧٣ ش؛
ناصرالدین شاه، روزنامۀ خاطرات در سفر اول فرنگستان، به كوشش فاطمه قاضیها، تهران، ١٣٧٧ ش؛
واتسن، رابرت گرانت، تاریخ قاجار، ترجمۀ عباسقلی آذری، تهران، ١٣٤٠ ش؛
هدایت، رضا قلی، ملحقات روضة الصفا، تهران، ١٣٣٩ ش؛
نیز:
Storey, C. A, Persian Literature, London, ١٩٧٢.
لیلا پژوهنده