دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٤ - بهار، محمد تقی
بهار، محمد تقی
نویسنده (ها) :
احمد سمیعی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَهار، محمدتقی ملك الشعرا (١٣ ربیعالاول ١٣٠٤ق - اول اردیبهشت ١٣٣٠ش / ١٠ دسامبر ١٨٨٦-٢٠ آوریل ١٩٥١م)، شاعر، روزنامهنگار، نمایندۀ مجلس، وزیر، استاد دانشگاه و عضو فرهنگستان ایران. پدرش محمدكاظم صبوری ملك الشعرای آستان قدس رضوی، و مادرش حاجیه سكینه خانم، زنی متدین و از یك خانوادۀ اصیل گرجی بود كه در زمان عباس میرزا، در جنگهای ایران و روس، با جمعی دیگر به اسارت به ایران آورده شدند و به دین اسلام درآمدند. جد پدریاش حاج محمدباقر كاشانی پسر حاج عبدالقدیر خاراباف ساكن كاشان بود و اجداد مادریاش از معاریف گرجستان بودند (یغمایی، حبیب، «در احوال...»، ٥٥ -٥٧؛ میرانصاری، ٢ /٢٤).
دوران كودكی و نوجوانی
بهار در محلۀ سرشور مشهد به دنیا آمد. وی را از ٤ سالگی به مكتب سپردند. معلمش زن عموی او بود و بهار قرآن را نزد او خواند. در ٦ سالگی كه به مكتب پسران رفت، فارسی و قرآن را خوب میخواند. در ٧ سالگی، شاهنامه را نزد پدرش میخواند. خواندن شاهنامه و درس مكتبی صدكلمۀ رشید وطواط، قریحۀ شاعری او را پروراند. در همان اوان توانست به بحر متقارب شعر بسراید؛ همشاگردان مكتبی خود را به شعر هجو میگفت یا برای آنان غزل میسرود. ١٠ ساله بود كه همراه پدر و مادر و خواهر ٦ ساله و برادر دوسالهاش به عتبات سفر كرد (ملكزاده، «ح ـ ط»). وی تحصیلات ابتدایی را با آموزش مقدمات عربی و فارسی و سپس متون ادبی آغاز كرد و در جوانی از محضر درس صیدعلی خان درگزی بهره برد (میرانصاری،٢ /٣).در ١٥سالگی،به درخواست نصیرالملك شیرازی (تولیت آستان قدس)، و پدرش ملكالشعرا صبوری از مشیرالدوله (حاكم خراسان) لقب «ثقة الكتّاب» با مواجب نقدی و جنسی به او اعطا شد (همو، ٢ /٢٥-٢٧).
پس از درگذشت پدر و انقراض سلسلۀ قاجار
بهار پس از مرگ پدر، تحصیلات خود را نزد ادیب نیشابوری(ه م) دنبال كرد و مقدمات عربی را در مدرسۀ نوّاب، در خدمت استادان فرا گرفت (ملكزاده، «ح») و تحت تأثیر ادیب به سبك خراسانی روی آورد (پروین گنابادی، ١٣).
بهار ١٩ ساله بود كه بنابر سنت جاری و به پشتوانۀ مدیحهای كه سروده بود، به فرمان مظفرالدین شاه لقب ملك الشعرا به او تفویض شد (میرانصاری، همانجا؛ یغمایی، اقبال، «محمدتقی...»، ٤٨٤). ملك الشعرای جدید با نخستین قصیدهای كه در مراسم عید خواند، همۀ حاضران را مسحور حدت ذهن و دقت بیان خویش ساخت (علوی، ٢).
بهار را به سرقت ادبی متهم كردند و سرودههای او را از آن پدر و حتى مادرش دانستند، یا به بهار شیروانی، معاصر پدرش نسبت دادند. وی برای رد این اتهامات، آزمایشهای شعری دشواری را گذراند. پس از این آزمایشها بود كه دوستان به شاعریاش معترف، و دشمنان از هرزهدرایی ظاهراً منصرف گشتند (بزرگنیا، ٢٢؛ ملكزاده، «ط ـ ك»).
بهار فعالیت مطبوعاتی و سیاسی را از سالهای جوانی آغاز كرد و تا پایان عمر همچنان سیاست پیشه باقی ماند. وی كه با خواندن كتابها و مجلات جدید مصری، با افكار نو آشنا شده بود، در ١٣٢٤ق، به مشروطهخواهان پیوست و به «انجمن سعادت» خراسان راه یافت. در دورۀ استبداد صغیر (٢٣ جمادی الاول ١٣٢٦-٢٦ جمادی الآخر ١٣٢٧)، به همراه سیدحسین اردبیلی، روزنامهای با عنوان خراسان منتشر ساخت كه اشعارش با امضای مستعار «رئیس الطلاب» در آن چاپ میشد (میرانصاری، ٢ /٣-٤؛ نک : رعدی آدرخشی، ٦٩). وی از سال فتح تهران نویسندگی در جراید ملی را آغاز كرد و نخستین مقالههای سیاسی و اجتماعی او در جریدۀ طوس، و بعضی بیامضا در حبلالمتین انتشار یافت (اتحاد، ١٤٧).
بهار روزنامۀ نوبهار را در شوال ١٣٢٨ در مشهد تأسیس كرد كه با پیوستن او به حزب دموكرات، ناشر افكار آن حزب شد. این روزنامۀ سیاسی ـ ادبی كه هفتهای دو شماره از آن منتشر میشد، پس از یك سال و نشر ٨٠ شماره (نخستین شماره در پنجشنبه ٩ شوال ١٣٢٨ و آخرین شماره در ١٤ شوال ١٣٢٩)، بر اثر فشار دولت تزاری روس تعطیل شد (میرانصاری، ٢ /٤٤، ٣٤٩). وی پس از دو ماه به جای آن در ٥ ذیحجه، تازه بهار را در مشهد منتشر ساخت كه انتشار آن تا اواخر محرم ١٣٣٠ ادامه داشت. دومین شمارۀ آن با صدور اولتیماتوم روس مصادف شد و در نهمین شماره دچار توقیف گشت. پس از آن، بهار با جمعی از دوستان حزبی به تهران تبعید شد و پس از یك سال و اندی به مشهد بازگشت و نخستین شمارۀ دورۀ سوم نوبهار را در یكشنبه ٧ صفر ١٣٣٢ با مقالات اجتماعی در آن شهر منتشر كرد كه تا پنجشنبه ١٠ ذیقعدۀ همان سال، مجموعاً ٧٧ شماره از آن درآمد و با برگزیده شدن بهار به نمایندگی مجلس شورای ملی تعطیل شد (همو، ٢ /٣٤٩-٣٥١). بهار در همین سال به نمایندگی دموكراتهای خراسان و مردم كلات، درگز و سرخس انتخاب شد، اما اعتبار نامۀ او با مخالفت روبهرو گشت و فقط پس از ٦ ماه، بر اثر تلگرامهای پیاپی اهالی خراسان به تصویب رسید و بهار به دورۀ سوم مجلس راه یافت (همو، ٢ /٤٧-٤٩). وی بار دیگر روزنامۀ نوبهار (دورۀ چهارم) را در تهران منتشر ساخت. طلیعۀ این دوره روز شنبه ١٦ محرم ١٣٣٣ به دست خوانندگان رسید. نوبهار در این دوره هفتهای دو شماره روزهای سهشنبه و جمعه در میآمد و مجموعاً بجز طلیعه، ٨٦ شماره از آن (٢ صفر ١٣٣٣ تا ٤ محرم ١٣٣٤) منتشر، و با ورود قشون روس به تهران و مهاجرت بهار به قم تعطیل شد (همو، ٢ /٣٥١-٣٥٢).
بهار به توصیۀ مستوفی الممالك، رئیس الوزرا در ٧ محرم ١٣٣٤ به قم مهاجرت كرد و زیر لوای كمیتۀ دفاع ملی قرار گرفت و از خطری كه در تهران او را تهدید میكرد، در امان ماند؛ اما از این سفر با دست شكسته به تهران بازگشت. در همین ایام بود كه در تحلیل انقلاب مشروطیت و سالهای پایانی عصر قاجار و رقابت روس و انگلیس در ایران و جنگ جهانی اول، شرح مفصلی در ماه صفر ١٣٣٤ نوشت (نک : همو، ٢ /٣٥٨- ٣٨٩). بهار در تهران مهمان امیر مفخم بختیاری بود؛ سپس بر اثر فشار روس و انگلیس، به امر سپهسالار اعظم محمدولی خان تنكابنی، رئیس الوزرای وقت به بجنورد تبعید شد (همو، ٢ / ٥٨-٦٦). وی با سردار معزّز، حاكم بجنورد روابط خوبی داشت و او را در قصیدهای ستود (نک : همو، ٢ /٦٥).
بهار با تشكیل كابینۀ وثوقالدوله، پس از گذراندن یك دورۀ ٦ ماهۀ تبعید، به تهران آمد و بار دیگر روزنامۀ نوبهار (دورۀ پنجم) را با عنوان نوبهار روزنامۀ آزادی در روز یكشنبه ١٩ شعبان ١٣٣٥ق /٢٠ جوزا (خرداد) ١٢٩٦ش منتشر ساخت كه پس از ٢٠ شماره (هفتهای دو شماره) در ١١ برج اسد (مرداد) همان سال توقیف شد و به جای آن زبان آزاد، به صاحب امتیازی و مدیریت معاون السلطنه از ١٤ اسد (مرداد) تا ٨ عقرب (آبان) ١٢٩٦ش، مجموعاً ٣٥ شماره، منتشر گردید (همو، ٢ /٦٦، ٣٥٢-٣٥٣).
نخستین شمارۀ دورۀ ششم نوبهار، به دنبال آخرین شمارۀ زبان آزاد (شم ٥٥ دورۀ پنجم نوبهار) با عنوان سابق نوبهار، روزنامۀ آزاد ملی در روز پنجشنبه ١٤ محرم ١٣٣٦ منتشر شد و تا ٢٢ اسفند ١٢٩٦ مجموعاً ١٠٨ شماره از آن انتشار یافت. در همین اوان بهار در ادارۀ روزنامۀ نیمهرسمی ایران با برادرش، میرزا محمدخان ملكزاده همكاری داشت. در ١٢٩٧ش مقالات بهار در این روزنامه با امضای «مدیر سیاسی، م. بهار» به چاپ میرسید. روزنامۀ ایران از ٢٢ اسفند ١٢٩٨ تا ٢٣ اسفند ١٢٩٩ با مدیریت بهار منتشر شد و او از این تاریخ تا ١٣٠١ش از مطبوعات كناره گرفت (همو، ٢ /٣٥٢-٣٥٥).
در سالهای ١٢٩٤- ١٢٩٨ ش دو حادثۀ مهم در زندگی بهار روی داد: یكی تأسیس «انجمن دانشكده» كه عدهای از جوانان فاضل روشنفكر ــ كه بعضی از آنها بر یك یا چند زبان خارجی آشنایی داشتند ــ به آن پیوستند. هدف انجمن، تجدد به معنی تلفیق سنت و تحولات روز بود. مجلۀ ماهانۀ دانشكده كه ١٢ شماره (اول اردیبهشت ١٢٩٧- اول اردیبهشت ١٢٩٨) از آن انتشار یافت، ناشر افكار این انجمن شد و بیشتر صبغۀ ادبی و دعوی تجدد داشت. علاوه بر بهار عدهای از اهل قلم مانند عباس اقبال آشتیانی، غلامرضا رشید یاسمی، سعید نفیسی و سردار معظم خراسانی (تیمورتاش) با این مجله همكاری داشتند (یغمایی، حبیب، «وفیات...»، ٤٩٥؛ رعدی آدرخشی، ١٣٤،١٣٦؛ میرانصاری، ٢ /٣٥٥). بهار این مجله را دومین مجلۀ ادبی معرفی میكند كه با روحی جوان و رنگ و بوی ادبیات جدید منتشر میشود و منصفانه اقرار میكند كه در انتشار این مجله مرهون مجلۀ بهار اعتصام الملك است (نک : «یك سال...»، ٥٦٥).
بهار و دوستانش با نوشتن مقالات سیاسی و ادبی، تحول و پیشرفت درخور توجهی در نثر فارسی پدید آوردند و كاری كه دهخدا و عدهای دیگر آغاز كرده بودند، با قلم اینان ادامه یافت و كمال پذیرفت. به تأثیر این گروه بود كه نثر پیچیده و مغلق عصر قاجار به نثر روان امروز بدل شد و زبان فارسی برای بیان مفاهیم و مطالب علمی آماده گردید (فرشید ورد، ١ /٢٨٣-٢٨٤).
حادثۀ دیگر به زندگی خصوصی بهار مربوط است. او در ١٢٩٧ش با سودابه صفدری كه از خاندان قاجار بود، ازدواج كرد (میرانصاری، ٢ /٨٣). همین زن شجاع و پرطاقت بود كه در سراسر دوران پركشاكش و جدال سیاسی بهار و تبعید، حبس، پیگرد و بیماری او چرخ زندگی خانواده را با تدبیر و صبر و استقامت سزاوار تحسینی گرداند و خم بر ابرو نیاورد (نک : بهار، پروانه، ٦٤٠).
بهار پس از كودتا در سراسر حكومت ٣ ماهۀ سیدضیاء، در شمیران تحت نظر به سر میبرد. وی در دورۀ چهارم مجلس (تیر ١٣٠٠- خرداد ١٣٠٢) نیز از بجنورد، تبعیدگاه سابق خود به نمایندگی انتخاب شد. وی در شرح ایام تبعید خود از این مهماننوازی مردم بجنورد و انتخاب خود از سوی آنان به نمایندگی مجلس شورای ملی یاد میكند (نک : دیوان، ١ /٣٥٠). او در این دوره با سیدحسن مدرس در جناح مخالفان سردار سپه جای داشت (میرانصاری، ٢ /٤- ٥).
بهار در روز دوشنبه ٢ میزان (مهر) ١٣٠١ش نوبهار هفتگی (دورۀ هفتم نوبهار )را با ویژگی ادبی و اجتماعی در تهران منتشر كرد كه تا ٢ عقرب (آبان) ١٣٠٢ش مجموعاً ٣٤ شماره از آن انتشار یافت. بهار در این هفته نامه تاریخ اجتماعیون و اشتراكیون (سوسیال دموكراتها) را مینوشت و عباس اقبال آشتیانی، غلامرضا رشید یاسمی و احمد كسروی از جملۀ همكاران قلمی او بودند (همو، ٢ /٣٥٦).
در دورۀ پنجم مجلس نیز بهار از ترشیز (كاشمر)، بجستان، كوه سرخ و توابع به نمایندگی انتخاب شد (همو، ٢ /٩٨) و همراه با مدرس، در جناح مخالف رضاخان، با تغییر سلطنت مخالفت كرد (همو، ٢ /٥). بر اثر همین مخالفت سرتیپ مرتضی خان یزدان پناه، حاكم نظامی تهران در ٢٦ میزان (مهر) ١٣٠٣ش سلب مصونیت او را به رضاخان، رئیس الوزرا پیشنهاد كرد (همو، ٢ /١٠٣-١٠٤). همچنین پس از نطق بهار در آبان ماه ١٣٠٤ در مجلس و مخالفت او با دولت رضاخان، دستور ترور او داده شد كه واعظ قزوینی، نویسندۀ روزنامۀ رعد قزوین و از طرفداران دولت به جای او قربانی شد (همو، ٢ /١٠٤- ١٠٥). بهار پس از آن تا ١٣٢١ش از قلم زدن در زمینۀ سیاست كناره گرفت و به فعالیت علمی و تحقیقاتی پرداخت (همو، ٢ /٣٥٦).
دوران سلطنت رضاشاه (٢١ آذر ١٣٠٤- شهریور ١٣٢٠): بهار پس از رسیدن رضاخان به سلطنت، در دورۀ ششم (تیر ١٣٠٥- مرداد ١٣٠٧) به نمایندگی مردم تهران به مجلس راه یافت (همو، ٢ /٥). به نظر میرسید كه بهار با مرجع قدرت سر آشتی دارد. طلیعۀ این آشتی جویی ــ كـه حكم نوعی آتش بـس داشت ــ سرودن مثنوی چهار خطابه بود (نک : دیوان، ٢ /١٤٣-١٥٢). وی آن را در مراسم سلام عید نوروز ١٣٠٥ش، در حضور شاه خواند و مورد توجه قرار گرفت و قرار شد به امر شاه تكمیل و طبع شود و چنین شد (میرانصاری، ٢ /٢٢٧). این منظومه حاوی نصیحت، تعالیم اجتماعی و اخلاقی و گاه هشدارهایی بود با لحنی تند مبنی بر دعوت شاه به شنیدن «نالۀ مظلوم» كه «صدای خداست» (نک : دیوان، ٢ /١٤٥).
در پایان دورۀ ششم مجلس، با تسلط نظامی و سیاسی رضاشاه، دیگر زمینهای برای فعالیت سیاسی بهار وجود نداشت و او هوشمندانه از سیاست كناره گرفت. وی پیش از آن (١٨ دی ١٣٠٥) به عضویت شورای عالی معارف منصوب شده بود (میرانصاری، ٢ /١٠٨) كه این سمت را تا ١٣٢٢ش حفظ كرد. بهار در این دوران به فعالیت علمی و آموزشی روی آورد و در كنار استادانی سرشناس چون عباس اقبال آشتیانی، بدیعالزمان فروزانفر و رضازاده شفق در سال تحصیلی ١٣٠٧- ١٣٠٨ش در دارالمعلمین عالی به تدریس پرداخت (همو،٢ /١١٣- ١١٥).
بهار از ١٣٠٠ تا ١٣٠٥ش به همراه جمعی از دانشمندان ایرانی ازجمله سعید نفیسی، رشید یاسمی و كسروی در محضر هرتسفلد، ایرانشناس نامی به فراگیری زبان پهلوی پرداخت و به پیشنهاد او بود كه دورۀ درسی در این زمینه دایر شد (علوی، ١١؛ گلبن، ١٠٨). بهار به آموختن زبان پهلوی اكتفا نكرد و شماری از متون آن زبان را به نظم و نثر به زبان فارسی برگرداند و به مطالعات تطبیقی زبانهای فارسی میانه و نو نیز پرداخت. او با این زمینه و سابقه بود كه در برنامۀ درسی پیشنهادی خود برای دارالمعلمین عالی موادی از متون پهلوی و نیز مطالبی چون تفاوت میان وزن شعر پیش از اسلام و عصر اسلامی، خصوصیات وزن فهلویات، تفاوتهای زبان پهلوی با زبان فردوسی و جز آنها گنجاند. در طرح پیشنهادی بهار، تأثیر حوادث و جریانات سیاسی و فكری در تحول و رشد علوم و تأثیر آن در ادبیات نیز گنجانده شده بود. در مبحث «دورۀ ادبی مشروطیت» نیز به تركیبات و اصطلاحات جدید كه به تدریج از راه مطبوعات به زبان و ادبیات فارسی راه مییافت، توجه شده بود (میرانصاری، ٢ /١١٦-١٢٦).
فعالیت آموزشی بهار در دارالمعلمین دیری نپایید. به سعایت محمد درگاهی، رئیس شهربانی وقت و به موجب حكم وزارت معارف از اول مهرماه ١٣٠٨ به خدمت او خاتمه داده شد. حكم در ١٤ مهر، یعنی زمانی صادر شد كه بهار در زندان بود (همو، ٢ /١٢٧). او چند ماهی در زندان موقت شهربانی به سر برد و در اشعاری به شرح رنجهای خود در این دوران پرداخت (نک : دیوان، ١ /٤٥٠-٤٦٢).
بهار پس از آزادی كه ظاهراً با فرستادن غزلی از زندان برای شاه آن را حاصل كرد، بار دیگر به مطالعۀ متون و تتبع و تحقیق ادبی و زبانی پرداخت. در ١٣١١ش، در اجرای قراردادهایی كه در زمان علیاصغر حكمت با وزارت معارف منعقد كرد، به تصحیح مجمل التواریخ والقصص، تاریخ بلعمی و منتخب جوامع الحكایات عوفی پرداخت (میرانصاری، ٢ /٥). اما او را در این احوال نیز آسوده نگذاشتند و در نخستین روزهای سال ١٣١٢ش بار دیگر بازداشت، و پس از مدتی به اصفهان تبعید كردند (همانجا).
بهار در ایام تبعید از تحقیق و تتبع باز نایستاد و یكی از بهترین مقالههای خود را دربارۀ فردوسی در همین ایام نوشت و در مجلۀ باختر به مدیریت سیف پور فاطمی منتشر ساخت (همو، ٢ /٢٨).
پیش از برگذاری جشن هزارۀ فردوسی (مهر ١٣١٣)، ذكاء الملك فروغی از شاه تقاضا كرد كه به تبعید بهار پایان داده شود تا او بتواند در آن مراسم شركت كند. بهار به توصیۀ فروغی كه به وسیلۀ لقمان الدولۀ ادهم، از دوستان نزدیك ملك الشعرا، در تهران به همسر او ابلاغ شد، قصیدۀ «وارث طهمورث و جم» را در مدح رضاشاه سرود (نک : دیوان، ١ /٥٧٥- ٥٧٨). فرمان رضاشاه در ٢٦ اسفند ١٣١٢ از دفتر مخصوص (حسین علاء) به رئیس الوزرا (فروغی)، و در ٢٢ فروردین١٣١٣ از فروغی به سرلشكر محمدحسین آیرم، رئیس تشكیلات نظمیۀ مملكتی ابلاغ شد. به موجب این فرمان بهار پس از گذراندن ٥ ماه در زندان و ٨ ماه و نیم در تبعید آزاد شد (میرانصاری، ٢ /١٧١-١٧٣؛ متینی، ٥٧٢).
بهار در بازگشت از تبعید به عضویت كنگرۀ هزارۀ فردوسی انتخاب شد و ضمن شركت در مراسم آن در تهران، قصیدهای بلند در ٨١ بیت را كه با عنوان «آفرین فردوسی» سروده بود، خواند (نک : دیوان، ١ /٥٨٦-٥٩٤). او در این جشن با عدهای از شركتكنندگان خارجی ازجمله جان درینك واتر، شاعر و نمایشنامهنویس انگلیسی ــ كه نمایندگی دولت انگلستان را داشت ــ آشنایی یافت و شعر زیبایی را كه او به زبان انگلیسی سروده، و در مراسم خوانده بود، به شعر فارسی در بحر متقارب برگرداند (نک : همان، ٢ /٢٩٣-٢٩٧؛ میرانصاری، ٢ /١٧٥؛ «درینك واتر ... »، ٥٠-٥٤).
از آن پس تا سقوط رضاشاه، بهار دور از غوغای سیاست، زندگی نسبتاً آرامی گذراند. پس از جشن هزارۀ فردوسی به موجب حكم علیاصغر حكمت، وزیر معارف كه به شاعر آزاده تعلق خاطر داشت، به تدریس در دانشسرای عالی مشغول شد و ضمن تدریس، به كار تحقیق ادامه داد كه حاصل آن در مجلات معتبر آن زمان منتشر میشد (میرانصاری، ٢ /١٨٥).
بهار در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی دورۀ لیسانس دانشسرای عالی و دانشكدۀ ادبیات دانشگاه تهران، شاهنامه، دستور زبان فارسی، بدیع، و تطور زبان فارسی (سبكشناسی نظم و نثر) درس میداد (یغمایی، حبیب، «در احوال»، ٥٩). او با بهرهمندی از حافظهای بسیار قوی، درس سبكشناسی را بیكمترین یادداشتی با نظم و نسق درخور ستایشی تقریر میكرد و شواهد شعری را از بر میخواند. وی هم در این درس و هم در دستور زبان نكات مهم تازهای بیان میكرد كه حاكی از هوش سرشار او بود و تا آن زمان هیچ محققی به آنها دست نیافته بود.
در ١٣١٤ش، با تأسیس «فرهنگستان ایران» كه نخستین جلسۀ رسمی آن روز شنبه ١٢ خرداد به ریاست فروغی تشكیل یافت، بهار به عضویت آن انتخاب شد و در كمیسیونهای فرهنگ فارسی، دستور زبان، و اصطلاحات جغرافیایی شركت كرد (میرانصاری، ٢ /١٨٤).
در ١٣١٦ش كه دورۀ دكتری زبان و ادبیات فارسی در دانشكدۀ ادبیات دانشگاه تهران گشایش یافت، تدریس سبكشناسی، زبان و ادبیات ایران بعد از اسلام و عروض به بهار محول گردید (یغمایی، اقبال، «محمدتقی»، ٤٨٧؛ گلبن، ١١٠؛ میرانصاری، ٢ /٢١١). از میان نخستین دانشجویان این دوره، محمدمعین، ذبیح الله صفا، پرویز ناتل خانلری، زهرا كیا، شمسالملوك مصاحب و حسین خطیبی را میتوان نام برد.
بهار طی سالهای ١٣١٤- ١٣١٨ش، ضمن تدریس دانشگاهی، به كار تصحیح متون كهن روی آورد كه حاصل آن، نشر تاریخ سیستان (١٣١٤ش)، رسالۀ نفس ارسطو ترجمۀ باباافضل كاشانی (١٣١٦ش) و مجمل التواریخ والقصص (١٣١٨ش) بود (همو، ٢ /٨).
در این سالها بهار دست كم به ظاهر، حكومت رضاشاهی را پذیرفته، و سازش با آن را گردن نهاده بود (نک : دیوان، ١ /٦٥٢-٦٥٣، ٦٥٦-٦٥٧: قصیدههای «دیروز و امروز» و «پیوند مصر و ایران»).