دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٤ - ابراهیم اصفهانی
ابراهیم اصفهانی
نویسنده (ها) :
علی بته کن
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١٥ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْراهیمِ اِصْفَهانی، میرزا ظهیرالدّین (د ٩٨٩ ق / ١٥٨١ م) فرزند میرزاشاه حسین (مق ٩٢٩ ق / ١٥٢٣ م)، شاعر، فرهنگنویس، ادیب و خوشنویس دورۀ صفوی. پدرش وزیر شاه اسماعیل اول صفوی (٨٩٢-٩٣٠ ق / ١٤٨٧-١٥٢٤ م) بود. وی و برادرش میرزا اسماعیل پس از کشته شدن پدرشان مدتی در اصفهان به سختی روزگار میگذرانیدند، چنانکه در زمان شاه طهماسب (حک ٩٣٠-٩٨٤ ق / ١٥٢٣-١٥٧٦ م)، جز نذورات و استفاده از موقوفات مزار هارون ولایت که از بناهای پدرشان بود، آنان عایدی دیگری نداشتند. میرزا اسماعیل به همان مختصر قناعت کرد و در آن بقعه ساکن شد، ولی میرزا ابراهیم اصفهان را ترک کرد و رهسپار قزوین شد (کاشانی، ٤١٧- ٤١٨). رفتن او به قزوین باید در حدود ٩٤٩ ق / ١٥٤٢ م بوده باشد، زیرا تقیالدین کاشانی که وفات او را در ٩٨٩ ق / ١٥٨١ م دانسته، گوید که وی قریب به ٤٠ سال در دارالسلطنۀ قزوین ساکن بود. ابراهیم در ابتدای ورود به قزوین ظاهراً با پریشانی و تنگدستی روزگار میگذراند، اما طبع ظریف، شعر دوستی و شعر شناسیش سبب شد که در اندک زمانی مورد عنایت و توجه اکابر و امرا قرار گیرد و مجلس او محل آمد و شد فضلا، شعرا و بزرگان شود (کاشانی، همانجا؛ نیز نک : اسکندر بیگ، ١ / ١٧٢). ابراهیم در زمان سلطنت ابوالمؤیّد سلطان محمد خدابنده (حک ٩٨٥-٩٩٦ ق / ١٥٧٧- ١٥٨٨ م) در قزوین درگذشت (کاشانی، ٤١٨)، ولی اوحدی وفات او را در اصفهان و در عهد سلطنت شاه طهماسب میداند (ص ١٤٦).
ابراهیم مردی وارسته و بلند طبع بوده و به مال و مقام اعتنایی نداشته است. مؤلفان نزدیک به زمان او به اینگونه صفات او اشاره کردهاند و از احاطۀ او بر علوم رسمی و فنون ادبی و نیز از خوشنویسی، شعرشناسی و تتبع او در لغات سخن گفتهاند (اسکندر بیک، اوحدی، کاشانی، رازی، همانجاها؛ صادقی کتابدار، ٧٠). وی در خوشنویسی با گرایش به روش میر در نستعلیق، شهرت تمام داشته (اسکندربیک، همانجا؛ نیز نک : اوحدی، ٥٤٩؛ رازی، ٢ / ٤٠١) و مؤلف فرهنگ مشهوری است در لغات فارسی و عربی و ترکی که اکنون به نامهای فرهنگ میرزا ابراهیم، نسخۀ میرزا و فرهنگ جهانگشای شناخته میشود. این فرهنگ در مدّتی کوتاه پس از تألیف در میان اهل ادب معروف شد، چنانکه اوحدی (ص ١٤٦) و اسکندر بیک (١ / ١٧٢) از شهرت آن در عراق، و کاشانی از اعتماد ادیبان به آن و دست به دست گشتنش در مجالس ایشان سخن گفتهاند (ص، ٤١٨).
انجو شیرازی در تألیف فرهنگ جهانگیری و سروری در تألیف مجمع الفرس از این فرهنگ بهره جستهاند. اوحدی بر برخی از مطالب این فرهنگ ایراد گرفته و برای رفع خطاها و اشتباهات مؤلف آن، خوانندگان را به فرهنگ سرمۀ سلیمانی (از تألیفات خود او) رجوع داده است (ص ١٤٦). ابن یوسف شیرازی پس از بررسی و مقابلهای که میان دو فرهنگ شرفنامه منیری و فرهنگ میرزا ابراهیم کرده است با ذکر شواهد ثابت میکند که فرهنگ میرزا ابراهیم درواقع رونوشتی است (با تغییراتی) از شرفنامۀ منیری (سپهسالاری، ٢ / ٢٢٩-٢٣١). از ابراهیم اصفهانی تاکنون نمونۀ خط و یا دیوانی به دست نیامده است، اما ابیاتی پراکنده در برخی از تذکرهها به نام وی ثبت است و نیز چند نسخه از فرهنگ او در کتابخانههای دهخدا، عارف، حکمت (نشریه، ٣ / ٢٥-٢٧، ٥ / ٥٧)، شورای ملی (سابق)، (شورا، ٣ / ٩٩-١٠٠، ١٣ / ٥٣-٥٤)، دانشکدۀ ادبیات تهران (ادبیات، ٣٦٧) و سپهسالار (سابق) (سپهسالار، ٢ / ٢٣١-٢٣٢)، موجود است.
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة، ٩(١) / ١٥، ١٦ / ٢١١؛
ادبیات تهران، خطی؛
اسکندر بیگ ترکمان، تاریخ عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
انجو شیرازی، حسین بن فخرالدین، فرهنگ جهانگیری، به کوشش رحیم عفیفی، مشهد، ١٣٥١ ش، ١ / ١-٥؛
اوحدی بلیانی، تقیالدین، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی موجود در کتابخانۀ ملی ملک، شم ٥٣٢٤؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به کوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ ش؛
سپهسالار، خطی؛
سروری، محمدقاسم، مجمع الفرس، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٨-١٣٤١ ش؛
شورا، خطی؛
صادقی کتابدار، مجمع الخواص، ترجمۀ عبدالرسول خیامپور، تبریز، ١٣٢٧ ش؛
کاشانی، تقیالدین، خلاصة الاشعار و زبدة الافکار، نسخۀ خطی کتابخانۀ مجلس، شم ٣٣٤؛
نشریّۀ کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران دربارۀ نسخههای خطی، به کوشش محمدتقی دانشپژوه و ایرج افشار، تهران، ١٣٤٢ ش.
علی بتهکن