دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١١ - بدرالدین کشمیری
بدرالدین کشمیری
نویسنده (ها) :
آفاق حامد هاشمی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَدرُالدّینِ کِشمیری، عبدالسلام بن ابراهیم حسینی، متخلص به «بدری»، از شاعران پارسی گوی شبه قارۀ هند و معاصر و ستایشگر عبدالله خان دوم، پادشاه معروف ازبک (ﺳﻠ ٩٩١-١٠٠٦ق/ ١٥٨٣-١٥٩٧م).
در هیچیک از تذکرههای و جُنگهای ادبی آن روزگار شبهقاره، سخنی از بدرالدین در میان نیست. ازاینرو، آگاهی ما از زندگی او منحصر به شرح الی مختصر است که او خود در دیباچۀ دو منظومۀ ظفرنامه (میرزایف، ٧٠٠) و اسکندرنامه، یا قصۀ ذوالقرنین (صفا، تاریخ...، ٥(٢)/ ٧١٤) دربارۀ خود، نگاشته است.
میرزایف سال و محل تولد وی را ٩٦١ق/ ١٥٥٤م در کشمیر ذکر کرده (ص ٧٠٢)، در حالی که منزوی به نقل از دیباچهای که بدرالدین بر سراج الصالحین خود نگاشته است، میگوید: وی در ٩٦٠ق بقه قصد دیدار شمسالدین یونس محمد صوفی مروی، به مرو رفت (٤/ ٢١٢٢). به همین سبب، تاریخ داده شده برای سال تولد وی درست نمینماید. میگویند: در جوانی طرقت نقشبندیه را برگزیده؛ ازاینرو، رهسپار بخارا شد و در سلک میریدان خواجه محمد اسلام و پسرش خواجه سعیدالدین سعد در آمد (صفا، همانجا؛ بلوشه، III/ ٣٥٣؛ «فهرست ازبکستان...»، I/ ٦٧) و حتێ پس از درگذشت خواجه سعد نیز باقی عمر را با فرزندان او در همان شهر گذراند (میرزایف، همانجا).
در سبب روی آوردن بدرالدین به شاعری گویند که وی به اشارت خواجه محمد به سرودن شعر پرداخت (همو، ٧٠٣-٧٠٤؛ صفا، همان، ٥(٢)/ ٧١٣-٧١٥) و قصایدی در ستایش او و فرزندانش سرود (میرزایف، همانجا). ظاهراٌ بدرالدین چندی بعد شاعری را رها کرد، اما چنانکه او خود در مقدمۀ ظفرنامه گوید: در ربیعالاول ٩٨٧/ مۀ ١٥٧٩، پس از آنکه مرشد خود را به خواب دید، دوباره به شعری روی آورد (ﻧﻜ : همو، ٧٠٤؛ قس: صفا، همان، ٥(٢)٧١٥). گویا وی به عبدالله خان دوم که خود ادیب و ادیبپرور بود، سخت ارادت میورزید، چه، برخی از آثار خود را به او تقدیم داشته است (ﻧﻜ : آثار). عبدالله خان در٩٨٦ق سمرقند را به تصرف خود درآورده بود (نفیسی، ٤٨٧)؛ کتاب سراج الصالحین بدرالدین نیز در همین سال به نام عبدالله خان دوم نگاشته شده است (صفا، نیز منزوی، همانجاها). بی مناسبت نیست اگر شاعر کتاب خویش را به همین سبب به فاتح سمرقند تقدیم کرده باشد.
سال درگذشت بدرالدین روشن نیست، اما آخرین اثر وی در ١٠٠١ق/ ١٥٩٣م سروده شده است (میرزایف، ٧٠٢-٧٠٣). بدرالدین شاعری است پرگوی اکه بیشتر اشعار خویش را در قالب قصیده سروده است. در سرودههای او کمتر اثری از ظرافت شعری دیده میشود و غالباً به سرودن مثنویها و قصایدی به تقلید از شعرای طراز اول پرداخته است (صفا، همان، ٥(٢)/ ٧١٦). وی پس از امیر خسرو دهلوی و جامی از نخستین شاعرانی است که به پیروی از نظامی، به ساختن اسکندرنامه پرداخته است (همو، حماسهسرایی...، ٣٥٣).
آثار
١. اسکندرنامه، یا قصۀ ذوالفرنین، بدرالدین این منظومه را که بخشی از رسلنامۀ اوست و به تقلید از اسکندرنامۀ نظامی سروده، به عبداللهخان دوم تقدیم کرده است. نسخهای از این اثر در کتابخانۀ ملی پاریس موجود است (بلوشه، ﺷﻤ ١٨٣٣؛ نیز ﻧﻜ : صفا، تاریخ، ٥(٢)/ ٧١٦).
٢. روضۀ الرضوان و حدیقة الغلمان . بدرالدین این اثر را پس از درگذشت خواجه محمد اسلام بخاری، مرشد خود در ٩٩٨ق/ ١٥٩٠م نوشته، و در آن به شرح سلسلهنسب خواجه و نیز رخدادهای دوران حکومت عبداللهخان و مکانبات او با حاکمان ماوراءالنهر پرداخت است. همچنین تأثیر و نفوذ خواجههای جویبار را در دربار شیبانیان در واپسین روزهای حکومت آنان بیان داشته است. نسخهای از این اثر در انستیتو خاورشناسی ازبکستان به شمارۀ ٢٠٩٤ نگاهداری میشود (ﻧﻜ : «فهرست ازبکستان»، I/ ٦٧).
٣. سراجالصالحین، کتابی است مشتمل بر قطعههای منظوم و منثور در احوال و سخنان مرشد وی، یونس محمد صوفی هروی که در ٩٨٦ق به نام عبدالله خان دوم نگاشته شده است (بلوشه، III/ ٣٥٣). از این کتاب نسخهای در کتابخانۀ گنجبخش پاکستان به شمارۀ ٢٥١١ موجود است (منزوی، همانجا).
٤. ظفرنامه. این اثر در حقیقت دفتر آخر رسل نامۀ اوست که ١٦هزار بیت را در بردارد و شاعر در آن به شرح لشکرکشیها و وقایع دوران حکومت عبداللهخان پرداخته است (میرزایف، ٧٠٧؛ «فهرست تاجیکستان...»، I/ ٧٣). از این منظومه نیز نسخهای در کتابخانۀ آکادمی علوم تاجیکستان به شمارۀ ٧٧٩ موجود است.
بدرالدین در دیباچۀ برخی آثارش به فهرست دیگر آثار خود اشاره کرده است (میرزایف، ٧٠٣-٧٠٦؛ صفا، همان، ٥(٢)/ ٧١٤-٧١٥)، از جمله:
١. بحرالاوزان. این اثر مجموعهای است از ٧ مثنوی در ١٠ هزار بیت که بدرالدین آن را به پیروی از هفت اورنگ جامی سروده است (همو، حماسهسرایی، همانجا)؛ این مثنویها عبدارتند از ١. مجمعالاشعار؛ ٢. ماتمسرا؛ ٣. زهره و خورشید؛ ٤. شمع دلافروز؛ ٥. مطلع الفجر؛ ٦. لیلی و مجنون؛ ٧. رسولنامه، که خود مشتمل بر ٤دفتر است: صفینامه، اسکندرنامه، مصطفێنامه و ظفرنامه.
٢. روضة الجمال، جنگی است در ٧هزار بیت که آن را در ٩٨٣ق در ٥ماه سرود.
٣. معراج الکاملین، در ستایش مرشدش خواجه سعد که در
٩٨١ق در ٦ماه نگاشته شده است (بلوشه، همانجا).
مآخذ
صفا، ذبیعالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٤ش؛
همو، حماسهسرایی در ایران، تهران، ١٣٥٢ش؛
منزوی، احمد، فهرست نسخهای خطی کتابخانۀ گنجبخش، اسلامآباد، ١٣٦١ش؛
میزایف، عبدالغنی، «بدرالدین کشمیری و اشتباهاتی در تعیین تألیفات او»، وحید، تهران، ١٣٥٣ش، س١٢، ﺷﻤ ١٣٢؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ش؛
نیز:
Blochet, E., Catalogue des manuscripts persans, Paris, ١٩٢٨;
Katalog vostochnykh Rukopiseĭ Akademii Nouk Tadjikskoiĭ SSR، Stalinabad, ١٩٦٠;
Sobranie vostochnykh rukopisei Akademii Nauk Uzbekskoĭ SSR, Tashkent, ١٩٥٢.
آفاق حامدهاشمی