دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٧٣ - حکمت، علی اصغر
حکمت، علی اصغر
نویسنده (ها) :
محمد دبیرسیاقی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حِکْمَت، علیاصغر (١٠ فروردین ١٢٧٢- ٣ شهریور ١٣٥٩ ش/ ٣٠ مارس ١٨٩٣- ٢٥ اوت ١٩٨٠ م)، ادیب، شاعر، نویسنده، مترجم، سیاستمدار معاصر ایران و نخستین رئیس دانشگاه تهران. او در شیراز به دنیا آمد. اصل وی از روستای پَر اِشکِفت بود. پدرش میرزا احمد علی (د ١٣٥١ ق/ ١٩٣٢ م)، مستوفی خاص دیوان اعلى بود که ابتدا لقبِ حشمت الممالک داشت و سپس در ١٣٤٠ ق/ ١٩٢٢ م، ملقب به مُعظم الدوله شد (فسایی، ٢/ ١١٢٥؛ فرصت، ٢٩٨؛ حکمت، رهآورد … ، ١/ ٦٠، ٦١). سلسله نسب پدری حکمت چنین است: میرزا احمد علی خان، فرزند میرزا محمد حکیم باشی، فرزند میرزا علیاکبر طبیب، فرزند میرزا ابوالقاسم، فرزند میرزا مسیح، فرزند میرزا کاظم. افراد این خاندان، از دوران حکومت صفویه در دفترخانۀ دولتی به خدماتِ دیوانی و طبابت اشتغال داشتهاند (اعتمادالسلطنه، ٢١٩؛ فرصت، ٢٩٧؛ فسایی، ٢/ ١٠٣١؛ حکمت، همانجا). مادر حکمت، فاطمه خانم، ملقب به احتجاب ارسلان، دختر فخرالاطباء حاجی میرزا حسن شیرازی مشهور به فسایی، مؤلف فـارسنامۀ ناصری است (نک : فسایی ٢/ ١٠٣٤؛ حکمت، همانجا؛ رستگار، ١٧).
٢٣ سال آغاز زندگی حکمت، یعنی از ٢٣ رمضان ١٣١٠ ق/ ١٠ آوریل ١٨٩٣ م تا ١٤ شوال ١٣٣٣ ق/ ٢٥ اوت ١٩١٥ م، در شیراز گذشت. او پس از رسیدن به ٧ یا ٨ سالگی، زیر نظر پدرش، روی به فرا گرفتن دانش آورد و در مدارس منصوریه و مسعودیه (رکنزاده، ٢/ ٢٩٥؛ امداد، ٣٨٩)، و سپس در مدرسۀ رحمت، نزد معلمانی چون آقا میرزا خلیل، میرزا محمد فاضل، آقا میرزا یحیى، ملا علیرضا، میرزا سید فخرالدین، و میرزا محمد صادق، مقدمات دانشهای حساب و هندسه، فیزیک و شیمی و نیز قواعد زبان فارسی و عربی را فرا گرفت (حکمت، همان، ١/ ٣١، رهآغاز … ، ١/ ٢٧، ٣٠، ٣٩؛ مشار، ٤/ ٤٥٦؛ رستگار، ٢١) و همزمان در مدرسۀ میسیونری، نزد کشیش جوزف ارمنی، به آموختن زبان انگلیسی همت گمارد.
حکمت ساعات پس از تحصیل را در مدارس قدیمه، مانند مدرسۀ میرزا علی اکبری و منصوریه میگذارند (حکمت، رهآورد، همانجا، رهآغاز، ١/ ١٩٨؛ نک : دبیرسیاقی، مقدمه بر رهآورد … ، ١/ ٦٧)، و نزد طلاب این مدارس، با خواندن عربی، جامع المقدمات، شرح سیوطی بر الفیۀ ابن مالک، منطق و شرح منظومۀ ملا هادی سبزواری، به تکمیل معلومات خویش میپرداخت (حکمت، رهآورد، ١/ ٣٤٤، رهآغاز، ١/ ٤٧٠، ٥٤٨؛ رشید یاسمی، ٤١). در این زمینه نباید از همنشینی او با مرشدی آگاه و وارسته به نام میرزا علی خان خیاط غافل شد که تأثیرات معنوی بسیار بر حکمت داشت (نک : رستگار، همانجا). از دیگر استادان وی در این دوره، شیخ غلامحسین ادیب، معروف به لغوی و شیخ محمود حکیم، معروف به مسجد گنج بودند (رشید یاسمی، همانجا؛ میرانصاری، ٥/ ٣).
همزمان با تحصیل، حکمت به فعالیتهای اجتماعی، پژوهشی، تألیف و روزنامهنگاری روی آورد. از جمله، تألیف آثاری مانند اختلال و احوال فارسستان، دوستداران وطن ـ محبان وطن، و انتشار روزنامههایِ ندای وطن، دارالعلم و زعفر؛ نیز برپایی مجامعی مانندِ انجمن جنّیان، اخوان الصفا و انصار، و همچنین تأسیس قرائتخانه از تلاشهای او در این زمینه است (رستگار، ٩٤؛ نک : حکمت، همان، ١/ ١٢، ١٧، ٢٥، ١٩٧، ٢٠١، ٢٧٩، ٣١٧، ٣١٨، ٣٣١، ٤٧١، ٤٧٨، ٥٧٣).
اقدامات اجتماعی حکمت که با نیت خیر و به قصد روشنسازی افکار عامه صورت میگرفت، از دید حاکمان سیاسی وقت پوشیده نماند و ازاینرو، گهگاه مزاحمتهایی برای او فراهم میساختند؛ چنانکه یکبار در دورۀ حکومت نظامالسلطنۀ مافی بر فارس، حکمت و پدرش در ١٣٢٩ ق/ ١٩١١ م به جهرم تبعید شدند (نک : همان، ١/ ٥٦٦-٥٦٧).
از جمله کارهای حکمت در این دوره، قبول تدریس در همان مدرسۀ رحمت است که طی آن، برخی از همکلاسیها و یا شاگردان کلاسهای پایینتر را تعلیم میداد (همان، ١/ ١٨٠، ١٨٢، ١٨٥؛ رستگار، ٢٢)؛ امری که در دوران تحصیل در کالج آمریکایی تهران نیز بدان اشتغال داشت. پس از پایان دورۀ ابتدایی، حکمت راهی تهران شد و ادامۀ تحصیلات خود را در این شهر، در ١٢٩٤ ش پیگرفت (سادات ناصری، ٣٩؛ حکمت، رهآورد، ١/ ٦٧).
حکمت بهسبب داشتن معلومات کافی و دانستن زبان انگلیسی، در دورۀ دوم متوسطه پذیرفته شد و دورۀ سهسالۀ متوسطه را طی دو سال گذراند و به اخذ دیپلم از کالج آمریکایی تهران نایل آمد. در این زمان، نزد میرزا طاهر تنکابنی به فراگیری فقه و اصول و علوم معقول پرداخت (همان، ١/ ٣٥؛ میرانصاری، رستگار، همانجاها). در همین زمان، در کلاسهای پایینتر، به تدریس زبان فارسی میپرداخت و ایام فراغت را هم به مصاحبت افراد عالم و سرشناس شهر میگذراند و از محضر کسانی مانند دهخدا، ادبای سبعه، آقا میرزا طاهر متولی، وکیل مجلس شورا از خراسان و کمالی سبزواری شاعر استفاده میکرد. از دیگر فعالیتهای حکمت در این زمان، همکاری با ملک الشعرا بهار در انتشار روزنامۀ نوبهار، و یوسف اعتصامی در نشر مجلۀ بهار بود که طی آن، مقالاتی از زبان انگلیسی ترجمه، و به این نشریات ارسال میداشت (دبیرسیاقی، مقدمه بر رهآغاز، ١/ ٦-٧). حکمت در کالج آمریکایی تهران، به تأسیس انجمنی مبادرت کرد که هر دو هفته یکبار مجالس سخنرانی در آن بر پا میشد (همان، ١/ ٦) و در کلیسای مجاور کالج، واقع در خیابان قوامالسلطنه، به مباحثه با کشیشان میپرداخت و با این همه، از تحریر یادداشتهای روزانه غفلت نمیورزید.
حکمت پس از اخذ دیپلم، از ٢٧ شهریور ١٢٩٧، به استخدام وزارت معارف درآمد (یغمایی، «علی اصغر ... »، ٤١٣؛ رشید یاسمی، ٤١) و سمتهای ریاست کارگزینی و ریاست بازرسی و ریاست معارف تهران را (تا ١٣٠٩ ش) بر عهده گرفت (همانجا). در ١٣٠٤ ش، زمانی که حکومت ایران از قاجاریه به پهلوی انتقال مییافت، بهعنوان نمایندۀ مردم جهرم در مجلس شورای ملی حضور داشت. هنگامی که در وزارت معارف خدمت میکرد، به تأسیس مجلۀ تعلیم و تربیت همت گمارد. در ١٣٠٩ ش، با کمک علی اکبر داور، وزیر عدلیه، به ادارۀ ثبت منتقل، و سپس برای مطالعه و تکمیل معلومات به فرانسه اعزام گردید (حکمت، رهآورد، ١/ ٣١-٣٢، ٦٧- ٦٨؛ یغمایی، همانجا؛ میرانصاری، ٥/ ٥٠-٥٣). او مدت ٣ سال و نیم در آن کشور به سر برد و به اخذ لیسانس از دانشگاه سُربن نایل آمد. حکمت در این مدت، به فراگیری زبان فرانسه پرداخت و با خاورشناسان آنجا نظیر لوئی ماسینیون، هانری ماسه و ادگار بلوشه آشنا و همنشین شد و نیز از محضر علامه قزوینی که آن دوران در پاریس اقامت داشت، بهرهها برد. حکمت در شهریور ١٣١٢، به ایران احضار شد و در کابینۀ ذکاءالملک فروغی، ابتدا به کفالت وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه منصوب گردید و سپس در ٣ اسفند همان سال، مقام او به سطح وزارت ارتقا یافت. در این زمان، لایحۀ تأسیس دانشگاه تهران را به مجلس برد. پس از تصویب این لایحه، دانشگاه تهران پا گرفت و رضاشاه هم او را به ریاست دانشگاه (١٣١٤-١٣١٧ ش) منصوب کرد (یغمایی، وزیران ... ، ٣٢٥؛ رعدی، ٤٦٥-٤٧١؛ افشار، ٦١٢؛ سادات ناصری، ٣٥).
برخی از مشاغل دولتی حکمت در فاصلۀ زمانی شهریور ١٢٩٦، تا زمان مرگش (شهریور ١٣٥٩)، بدین قرار است: وزارت معارف (دو بار در کابینۀ فروغی در ١٣١٢ ش و کابینۀ محمود جم در ١٣١٤ ش)؛ وزارت دادگستری (در کابینۀ علی سهیلی در ١٣٢٢ ش)؛ کفالت وزارت فرهنگ، عضو پیوستۀ فرهنگستان ایران و ریاست دانشگاه تهران (١٣١٤-١٣١٧ ش)؛ وزارت کشور (دو بار در کابینۀ محمود جم در ١٣١٧ ش و کابینۀ احمد متین دفتری در ١٣١٨ ش)؛ وزارت بازرگانی، پیشه و هنر (در کابینۀ محمد علی فروغی در ١٣٢٠ ش)؛ وزارت بهداری (٢ بار در کابینۀ محمد علی فروغی در ١٣٢٠ ش و در کابینۀ علی سهیلی در ١٣٢١ ش)؛ وزارت خارجه (دو بار در کابینۀ محمد ساعد مراغهای در ١٣٢٧ ش و کابینۀ منوچهر اقبال در ١٣٣٧ ش)؛ وزیر مشاور (٣ بار در کابینۀ احمد قوام در ١٣٢٥ ش، کابینۀ محمد ساعد مراغهای در ١٣٢٧ ش، و کابینۀ فضل الله زاهدی در ١٣٣٢ ش)، سفیر کبیر ایران در هند، سفیر ایران در تایلند، و سرانجام بازنشستگی در ١٣٤٢ ش (عاقلی، ١/ ٤٣١، ٤٤٠، ٤٤٦، ٤٦٢؛ شجیعی، ٣/ ١٧١، ١٧٣-١٧٤، ١٧٧، ١٨٦، ١٩١، ١٩٧، ٢٢٩، ٢٣٠، ٢٣٩؛ میرانصاری، ٥/ ٦٢-٦٣).
یکی از مسئولیتهای سیاسی و مهم حکمت، که با مسائل فرهنگی آمیخته شد، سفارت کبرایِ او در هند در ١٣٣٢ ش بود که تا ١٣٣٦ ش ادامه یافت. حکمت در این دوره به واسطۀ احاطه بر مصادر و منابع فرهنگی ایران و هند، روابط این دو کشور را در همۀ زمینهها بهویژه امور فرهنگی گسترش داد (نک : یغمایی، همان، ٣٣٢؛ حکمت، رهآورد، ١/ ٢٣٣ بب ؛ رستگار، ٢٥٧).
حکمت در نظر داشت مانند نیای مادری خود، صاحب فارسنامۀ ناصری، کتابی در وقایع و مسائل تاریخی و ادبی بنگارد و دنبالۀ کار او را پی گیرد و اثری پدید آورد که مکمل همان کتاب باشد. نخستین نوشتهای که بدین منظور فراهم آورد، مربوط به حادثۀ کشته شدنِ محمدرضا خان قوام الملک است که در باغ دیوانخانۀ شیراز روی داد؛ اما خیلی زود از ادامۀ این کار منصرف شد و به نگارش یادداشتهای روزانه پرداخت.
این یادداشتها از روز ٢٢ ربیعالاول ١٣٢٦ ق/ ٢٤ آوریل ١٩٠٩ م آغاز شد و با وقفههای کوتاه و بلندمدت تا ١٣٥٨ ش/ ١٩٧٩ م ادامه یافت. این دفاتر با دقت بسیار زیادی تنظیم شده است. چنانکه اگر ١٦ سال اول عمر و دو سال پایانی زندگی و نیز چند مقطع کوتاه را که حکمت نتوانست به یادداشتهای روزانۀ خود بپردازد، مستثنى کنیم، میتوانیم در حدود ٥٠ سال ساعات سودمند زندگی نویسنده را به تفکیک معلوم نماییم که به چه اموری پرداخته است. مثلاً ساعات استراحت، پیادهروی، مطالعه، شعرخوانی، نوشتن یادداشتهای روزانه، تحقیق، تدریس و جز اینها. این یادداشتها در دفترهایی با قطعهای مختلف جیبی، رقعی، خشتی، و به نامهای مختلف ثبت گردیده و بر ٣ گونهاند: گونۀ نخستین، در ٤٣ دفتر، قطع خشتی نگاشته شده و مربوط به دوران زندگی حکمت در شیراز، و سپس تحصیل در کالج آمریکایی تهران است. در این دفتر، افزون بر حوادث و وقایع زمان، مطالب مختلف علمی، ادبی، تاریخی، و مباحثی از علوم ریاضی و فیزیک و هندسه از راه ترجمه یا تلخیص متون، دیده میشود (دبیرسیاقی، مقدمه بر رهآورد، ١/ ١٥-١٦).
گونۀ دوم، بیش از ٤٠ مجلد است. این دفاتر که تا پایان حیات حکمت تدوین میشد، معمولاً قطع وزیری، خشتی و رقعی کوچک دارند و مشتمل بر کارها و حوادث روزانهاند که از تیر ١٣١٠ آغاز میشود و در ١٣٥٨ ش، پایان میپذیرد. در این دفترهای چند صفحهای، مطالبی قلمانداز و مشوش نوشته شده که حاکی از ضعف و ناتوانی نویسنده در سالهای پایانی عمرش است (همان، ١/ ١٨-٢٠).
گونۀ سوم، دفترهایی هستند که در آنها مطالب متنوع ادبی، تاریخی، لغوی، اشعار فارسی و عربی و حکایات لطیف و نوادر و امثال و خاطرات جالب ثبت شدهاند و حکمت بدانها، عنوان «صد صبح» یا «صد صباح» داده است. نویسنده در این دفاتر، مطالب را با تاریخ روز و ماه و سال ثبت کرده است. ویژگی این دفاتر، تنوع موضوعات آنها و نیز داشتن فهرست مطالب در آغاز هر «صبح» است که خواننده را با محتوای دفاتر آگاه میسازد.
حکمت افزون بر این دفاتر، دهها اثر دیگر در قالب کتاب و مقاله دارد که شامل موضوعات متنوعی، از جمله، تاریخ، ادبیات، ادیان، و نیز ترجمۀ آثار اروپایی است (نک : همو، ١/ ٢٠-٢٤).
حکمت در طول عمر خود، به فعالیتهای بسیاری در زمینههای اجتماعی و فرهنگی نیز اهتمام ورزید که برخی از آنها بدین قرار است: پایهگذاری انجمن هیئت مروجین (١٣٠٠ ش)؛ تأسیس مجلۀ تعلیم و تربیت (١٣٠٤ ش)؛ تشکیل انجمنهای تربیتبدنی (١٣١٢ ش)؛ عضویت در انجمن آثار ملی (١٣١٣ ش)؛ تشکیل کنگرۀ هزارۀ فردوسی (مهر ماه ١٣١٣)؛ تأسیس فرهنگستان ایران با یاری ذکاء الملک محمد علی فروغی (١٣١٣ ش)؛ ایجاد مؤسسۀ وعظ و خطابه؛ ایجاد کلاسهای سوادآموزی سالمندان؛ برگزاری مجالس بزرگداشت هفتصدمین سال تألیف گلستان (١٣١٦ ش)؛ ایجاد محافل پژوهشی افکار، تأسیس و بنای موزۀ ایران باستان؛ ایجاد بنای ورزشگاه امجدیه؛ اهتمام در تجدید بنای مقابر حافظ، سعدی، خواجه و روزبهان بقلی در شیراز، آرامگاه حمدالله مستوفی در قزوین، آرامگاه خیام و عطار و کمال الملک در نیشابور، آرامگاه بوعلی سینا و تعمیر آرامگاه بابا طاهر در همدان، و آرامگاه صائب در اصفهان؛ ایجاد موزۀ پارس در شیراز؛ اهتمام در برگزاری کنگرۀ ابنسینا (اردیبهشت ١٣٣٣)؛ ریاست کمیسیون ملی یونسکو (١٣٢٥ ش)؛ و تأسیس مدرسۀ عالی ادبیات و زبانهای خارجی (١٣٤٣ ش).
آثـار
آثار باقیمانده از حکمت دارای تنوع موضوعی فراوانی است و در یک تقسیمبندی کلی، میتوان آنها را چنین فهرست کرد:
١. تألیف
جامی، احوال و آثار؛ سالنامۀ رسمی وزارت معارف؛ نقش پارسی بر احجار هند؛ نیز مقالههای «تخت طاووس»، «قابوسنامه»، «از همدان تا کشمیر» و «شعر فارسی در عصر حاضر» و جز اینها.
٢. ترجمه
از سعدی تا جامی، تألیف ادوارد براون؛ رستخیز تولستوی؛ و تاریخ جامع ادیان از آغاز تا امروز، اثر جان ناس.
٣. تصحیح
کشف الاسرار نوشتۀ میبدی.
٤. شعر
سرودههای او در کتابی با عنوان سخن حکمت، با حدود ٥٠٠‘ ٣ بیت به کوشش حسن سادات ناصری در تهران چاپ شده است (نک : میرانصاری، ٥/ ٦-١٠؛ رستگار، ٩١).
حکمت سرانجام در شهریور ١٣٥٩، در تهران درگذشت و در حرم حضرت عبدالعظیم در ری، در باغ طوطی و در مقبرۀ خانوادگی خود به خاک سپرده شد (نک : همو، ١٢٢-١٢٥).
مآخذ
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، المآثر و الآثار، تهران، ١٣٠٦ ش؛
افشار، ایرج، «علی اصغر حکمت»، آینده، تهران، ١٣٥٩ ش، س ٦، شم ٧ و ٨، ج ٦؛
امداد، حسن، انجمنهای ادبی شیراز، شیراز، ١٣٧٢ ش؛
حکمت، علیاصغر، رهآغاز حکمت، بهکوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٨٤ ش؛
همو، رهآورد حکمت، بهکوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٧٩ ش؛
دبیرسیاقی، محمد، مقدمه بر رهآغاز حکمت (نک : هم ، حکمت)؛
همو، مقدمه بر رهآورد حکمت (نک : هم ، حکمت)؛
رستگار فسایی، منصور، علیاصغر حکمت شیرازی، تهران، ١٣٨٥ ش؛
رشید یاسمی، غلامرضا، ادبیات معاصر، تهران، ١٣٥٢ ش؛
رعدی آذرخشی، غلامعلی، گفتارهای ادبی و اجتماعی، تهران، ١٣٧٠ ش؛
رکنزاده آدمیت، محمدحسین، دانشمندان و سخنسرایان فارس، تهران، ١٣٣٨ ش؛
سادات ناصری، حسن، «استادم، علی اصغر حکمت»، آشنایی با کتاب، تهران، ١٣٥١ ش، شم ١؛
شجیعی، زهرا، نخبگان سیاسی ایران، تهران، ١٣٧٢ ش؛
عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، ١٣٨٠ ش؛
فرصت، محمد نصیر، آثار عجم، بمبئی، ١٣١٤ ق؛
فسایی، حسن، فارسنامۀ ناصری، بهکوشش منصور رستگار فسایی، تهران، ١٣٦٧ ش؛
مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی، تهران، ١٣٤٢ ش؛
میرانصاری، علی، اسنادی از مشاهیر ادب معاصر ایران، تهران، ١٣٨٢ ش؛
یغمایی، اقبال، «علیاصغر حکمت»، ماهنامۀ آموزش و پرورش، تهران، ١٣٥٢ ش، س ٤٣؛
همو، وزیران علوم و معارف و فرهنگ ایران، تهران، ١٣٧٥ ش.
محمد دبیرسیاقی