دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٧ - ابن بی بی
ابن بی بی
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ بیبی، حسين بن محمد بن علی جعفری رغدی (د پس از ٦٨٠ ق/ ١٢٨١ م)، ملقب به ناصرالدين معروف به ابن بیبی يا ابن بیبیِ مُنجمه، اديب و تاريخنگار ايرانی. از زندگانی او جز آنچه خود در كتابش الاوامر العلائية آورده ــ كه آن هم بيشتر به احوال والدينش مربوط است ــ آگاهی ديگری نداريم، اما با توجه به اينكه وی با علاءالدين كيقباد اول (د ٦٣٤ ق/ ١٢٣٧ م) معاصر بوده، و كتابش را نيز به نام او تأليف كرده، احتمالاً در سالهای پايانی سدۀ ٦ ق و يا در اوايل سدۀ ٧ ق به دنيا آمده است و چون كتابش را در پايان ٦٧٩ ق به اتمام رسانده، میتوان گفت تا اين سال زنده بوده است. پدرش مجدالدين محمد ترجمان، از سادات گور سرخ جرجان (گرگان)، در دستگاه سلطان جلالالدين خوارزمشاه مقرب بود و در خدمت صاحب ديوان شمسالدين جوينی سمت منشيگری داشت. مجدالدين بعدها، در زمانی كه به خدمت دربار سلجوقی درآمد، به عنوان مشيری «فراشخانۀ خاص» برگزيده شد. سپس منصب ترجمانی يافت و با اين سمت نزد اميران و حكمرانان مختلف به سفارت رفت و سرانجام در شعبان ٦٧٠ ق درگذشت (ابن بیبی، ٤٤٣، ٤٨٢، ٤٨٥-٤٨٦، ٥٤٢). مادرش بیبی منجمه (كه علت اشتهار وی به ابن بیبی نيز به همين مناسبت است) دختر كمالالدين سمنانی رئيس شافعيۀ نيشابور بود. بیبی منجمه در ستارهشناسی مهارت داشت و چون «سهم الغيب ]سهم: بخشی معين از فلك البروج[ در طالع داشت، احكام او با قضا و قدر بيشتر موافق میآمد ... » (همو، ٤٤٢)، به همين جهت در دستگاه امرا و سلاطين بسيار مورد احترام بود، چنانكه نزد جلالالدين خوارزمشاه جايگاه خاص داشت. هنگامی كه كمالالدين كاميار از اميران سلجوقی، به سفارت نزد خوارزمشاه رفته بود، شهرت بیبی منجمه را شنيد و در بازگشت نزد سلطان دربارۀ او سخن گفت. پس از آنكه جلالالدين درآمِد (ديار بكر) از مغولان شكست خورد، والدين ابن بیبی به دمشق رفتند و مورد احترام ملك اشرف ايوبی واقع شدند. سپس به خواهش علاءالدين به دربار سلجوقی آمده، در قونيه اقامت گزيدند. از آنجا كه برخی از پيشگوييهای بیبی منجمه (مثلاً پيروزی علاءالدين بر ملك اشرف) به حقيقت پيوسته بود، علاءالدين آن دو را بركشيد و پدر ابن بیبی را در زمرۀ امرای سلجوقی درآورد (همو، ٤٤٢-٤٤٣). چنين به نظر میرسد كه در تمام اين مدت، ابن بیبی همراه والدينش در دستگاه سلجوقيان میزيسته و احتمالاً بعد از مرگ پدر وظايف او را بر عهده گرفته است. اگر چه خود در اين باره سكونت اختيار كرده، اما تلخيص كنندۀ ناشناختۀ الاوامر العلائية كه آن را مختصر سلجوقنامه خوانده است (و اين تلخيص را در زمان حيات مؤلف انجام داده است، زيرا كه از او با عبارت «دامت فضائله» ياد میكند)، از ابن بیبی به عنوان «مالك ديوان طغرا» نام میبرد (ص ١٩٦) كه همان رياست ديوان انشاء است. از اين روی میتوان گرفت كه او خدمت دولتی داشته و تا پايان عمر نيز اين سمت را حفظ كرده است.
يگانه اثر باقی مانده از ابن بیبی كتاب الاوامر العلائية فی الامور العلائية است، كه آن را به اشارۀ علاءالدين عطاملك جوينی و به نام علاءالدين كيقباد اول نوشته و میخواسته است كه آن را ذيلی بر تاريخ جهانگشای جوينی در باب تاريخ سلاجقۀ روم قرار دهد (ابن بیبی، ٩-١١). «علائيۀ» اول در عنوان كتاب اشاره به علاءالدين عطاملك جوينی و ديگری اشاره به علاءالدين كيقباد است (İA, V(٢)/ ٧١٣). در خاتمه نيز كتاب به عطاملك جوينی تقديم شده است (ابن بیبی، ٧٤٢-٧٤٣). برخی از محققين نام اين كتاب را الاوامر العلانية فی الامور العلائية خواندهاند كه اشتباه است (نک : استوری، I/ ٤٠٩ و حاشيه؛ دودا، ١٩-٢٠، ضميمه). مؤلف نخست قصد نوشتن تاريخ مملكت روم را داشته است، ليكن به سبب «اختلاف اقاويل» و عدم دسترسی به مآخذ از آن صرف نظر كرده است (ابن بیبی، ١١) و به ذكر رويدادهای زمان حكومت سلجوقيان از ٥٨٨ ق/ ١١٩٢ م يعنی تاريخ روی كارآمدن غياثالدين كيخسرو تا ٦٧٩ ق/ ١٢٨٠ م و دوران سلطنت ملك غياثالدين مسعود، اكتفا كرده است. وی گويد كه در تأليف كتاب، به مشاهدات خود كه از آن با عبارت «ديدۀ محقق و شنوندۀ مصدق» ياد میكند، پرداخته است (همو، ١٠، ٧٤٢)، ولی ظاهراً در ذكر تاريخ سلطنت غياثالدين كيخسرو اول و علاءالدين كيقباد مطالب خود را كلاً از سلجوقنامۀ منظوم قانعی طوسی، ملك الشعرای دربار علاءالدين، برداشته است (نک : صفا، ٣(١)/ ٤٩٤-٥٠٠).
مهمترين قسمت كتاب فصول مربوط به دوران كيقباد اول و جانشينان او میباشد كه مؤلف معاصر آنان بوده است. اگرچه وی به سبب وابستگی به دربار در ذكر رويدادها بیطرف نمانده است (IA, V(٢)/ ٧١٤)، اما اوضاع نابسامان بعد از درگذشت علاءالدين، از هم پاشيده شدن شيرازۀ امور و نظام اداری و سياسی آن دوره را به وضوح بيان كرده است (ابن بیبی، ٥١٢، ٥٢٥، ٥٣١). سبك نگارش اين كتاب بسيار مغلق و متكلفانه است، چندانكه مطالب تاريخی در ميان عبارات پرتصنع گم شده است و به سبب كثرت واژههای عربی و مهجور (صفا، ٣(٢)/ ١٢١٧) به زحمت میتوان شرح واقعه و بيان حادثهای را از آن استخراج كرد. با اينهمه، كتاب وی يكی از مآخذ ارزشمند تاريخ سلجوقيان آسيای صغير است.
يگانه نسخۀ خطی كتاب ابن بیبی كه برای كتابخانۀ غياثالدين كيخسرو سوم (د ٦٨١ ق) استنساخ شده است، در كتابخانۀ اياصوفيه (شم ٢٩٨٥) نگاهداری میشود. نسخۀ عكسی آن با مقدمهای كوتاه به كوشش عدنان صادق ارزی در ١٩٥٦ م در آنكارا انتشار يافته و طبع انتقادی آن نيز با همكاری صادق ارزی و نجاتی لوغال در ١٩٥٧ م در آنكارا منتشر شده است. اگرچه مصححان در مقدمۀ تركی كتاب انتشار آن را در ٣ جلد وعده دادهاند، ولی تاكنون فقط جلد اول آن به طبع رسيده است.
چنانكه گفته شد، از كتاب ابن بیبی گزيدهای به نام مختصر سلجوقنامه موجود است كه به قلم شخصی ناشناس، در زمان خود مؤلف تلخيص شده است. وی عبارت پردازيهای ابن بیبی را اصلاح، اشعار را حذف كرده و مطالب تاريخی را در ٣٣٧ صفحه (برپايۀ متن چاپ شده) آورده و در مقدمه علت تلخيص كتاب را «كبر حجم» و محروم ماندن اهل فضل از مطالعۀ آن ذكر كرده است ( مختصر سلجوقنامه، ٢). اين كتاب به كوشش هوتسما چاپ شده است. عين همين چاپ با مقدمهای در باب تاريخ سلجوقيان آسيای صغير تحت عنوان اخبار سلاجقۀ روم به وسيلۀ محمد جواد مشكور در ١٣٥٠ ش در تهران انتشار يافته است. فؤاد كوپرولو مورخ ترك، ناصرالدين يحيی را تلخيص كنندۀ كتاب ابن بیبی و برادر وی معرفی مینمايد (VII(١)/ ٣٨٨-٣٨٩)، ولی با توجه به اينكه ابن بیبی در هيچ جای اثر خود از وجود برادرش نامی نمیبرد، اين گفته درست نيست (İA, V(٢)/ ٧١٥) و اين اشتباه ظاهراً از آنجا ناشی شده است كه نام ابن بیبی (حسين) در مختصر سلجوقنامه اشتباهاً «يحيی» نقل شده است (نک : استوری، I/ ٤٠٨-٤١٠). ترجمۀ تركی كتاب الاوامر العلائيه در زمان سلطان مراد دوم به وسيلۀ يازجی زاده علی انجام يافته است كه فصل سوم تاريخ آل سلجوق يا اوغوز نامه تأليف يازجیزاده را تشكيل میدهد (يورد آيدين، ٧؛ شمسالدين، ٤٣٥). فصل اول كتاب اوغوزنامه كه دربارۀ ايلات و طوايف و افسانههای اقوام ترك است از جامع التواريخ رشيدی و فصل دوم آن، كه دربارۀ سلجوقيان ايران و عراق است، از راحة الصدور راوندی گرفته شده است (همانجا؛ İA, V(٢)/ ٧١٦). هوتسما بخشی از ترجمۀ تركی ابن بیبی را نيز انتشار داده است.
از مورخين عثمانی منجمباشی مؤلف جامع الدول و خيرالله افندی مؤلف تاريخ عثمانی بيش از ديگران در آثار خود از كتاب ابن بیبی استفاده كردهاند (كوپرولو، VII(١)/ ٣٨٩).
مآخذ
ابن بیبی، حسين، الاوامر العلائية فی الامور العلائية، به كوشش عدنان صادق ارزی، چاپ عكسی، آنكارا، ١٩٥٦ م؛
همان، به كوشش نجاتی لوغال و عدنان صادق ارزی، آنكارا، ١٩٥٧ م؛
شمسالدين، اسلامده تاريخ و مورخلر (مورخين و تاريخ در اسلام)، استانبول، ١٣٣٩-١٣٤٢ ق؛
صفا، ذبيحالله، تاريخ ادبيات در ايران، تهران، ١٣٦٣ ش؛
مختصر سلجوقنامه، به كوشش هوتسما، ليدن، ١٩٠٢ م؛
يازجیزاده، علی، تواريخ آل سلجوق (اوغوزنامه)، به كوشش هوتسما، ليدن ١٩٠٢ م؛
نيز:
Duda, Herbert, «Zur Geschichtsforschung über die Rum-Seldschuken», ZDMG, Band ١٤ (٨٩), ١٩٣٥;
İA;
Köprülü, M. Fúad, «Anadolu Selçuklulari Tarihi’nin yerli kaynaklari», Belleten, ١٩٤٣;
Storey, C. A., Persian Literature, London, vol. I, ١٩٢١;
Yurdayd o n, Hüseyin, İslám, Tarihi Dersleri, Ankara, ١٩٨٢.
علیاكبر ديانت