دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٩ - ابن حسام قهستانی
ابن حسام قهستانی
نویسنده (ها) :
فتح الله مجتبایی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ حُسامِ قُهِسْتانی، يا خوسفی، شمسالدين محمد بن حسامالدين، از شاعران معروف شيعی سدۀ ٩ ق/ ١٥ م. وی در حدود ٧٨٢ ق در خوسف قهستان (كه اكنون از نواحی بيرجند است) زاده شد و در همانجا به تحصيل مقدمات علوم پرداخت. به گفتۀ مولانا حسامی واعظ در مزارنامه، پدران وی اهل علم و ارشاد بوده و در آن ناحيه به زهد و تقوا شهرت داشتهاند (آيتی، ٢٥١-٢٥٢). از دوران جوانی و چگونگی تحصيلات او اطلاعی در دست نيست. تنها حسامی واعظ گويد كه وی نزد امير سيد محمد شيرازی كه از دانشمندان آن روزگار بوده است به تحصيل علوم پرداخت و از او «رخصت حديث» يافت (همو، ٢٢٠). وی مردم آزاده و وارسته بوده و زندگانی را به زراعت میگذرانيده است (همو، ٢٥١-٢٥٢). دولتشاه سمرقندی در تذكرة الشعراء گويد كه وی «از دهقنت نان حلال حاصل كردی و گاو بستی و صباح كه به صحرا رفتی تا شام اشعار خود را بر دستۀ بيل نوشتی» (ص ٣٣٠)، و از همين روی با آنكه در قصيدهسرايی بسيار توانا بوده به مدح سلاطين و حكام زمان نپرداخته و قصايدش كلاً در ستايش بزرگان دين و مدح و ثنای خاندان نبوت است.
در سال وفات او اختلاف است. دولتشاه (ص ٣٣١) و به تبع او قاضی نورالله شوشتری در مجالس المؤمنين (٢/ ٦٨٢) وفات او را در ٨٧٥ ق نوشته و خواندمير در حبيب السير (٤/ ٣٣٦) سال ٨٩٣ ق را و شاگرد خود او حسامی واعظ در مزارنامه (آيتی، ٢٥٤) روز ٢٣ ربيع الثانی ٨٧٣ ق را ذكر كردهاند. تاريخی كه در حبيبالسير آمده است (و كسانی چون حسن روملو در احسن التواريخ، ٦٢٣؛ و معصومعليشاه در طرائق الحقائق، ٣/ ١١٢ تكرار كردهاند) درست نيست، زيرا در تذكرۀ دولتشاه سمرقندی كه به سال ٨٩٢ تأليف شده، سال وفات او ذكر شده و از او چون درگذشتگاه سخن رفته است. دور نيست كه در نسخههای حبيب السير عبارت «فی شهر ربيعالآخر سنۀ ثلاث و سبعين و ثمانمائه» به «... تسعين و ثمانمائه» تحريف و تصحيف شده باشد و اين نظر را تاريخی كه حسامی واعظ در مزارنامه آورده است، تأييد میكند. حسامی واعظ شاگرد و خويشاوند نزديك ابنحسام بوده (خواندمير، ٤/ ٦١٧) و طبعاً تاريخی كه او ذكر میكند بيش از گفتۀ دولتشاه قابل اعتماد است. حسامی واعظ سالهای عمر استاد خود را ٩٢ سال نوشته (آيتی، ٢٥٢) و بدين حساب ولادت او در ٧٨١ ق/ ٧٨٢ ق بوده است. مدفن ابنحسام در كشتزاری در قصبۀ خوسف واقع شده و در ٩٢٠ ق در زمان حكومت مقصود بيك مهردار، بقعه و صحنی برای آن ساختهاند (همو، ٢٥٤).
از ابن حسام سه پسر باقی ماند، كه حسامی واعظ از هر سه سخن گفته و آنان را به زهد و علم و تقوا ستوده است (همو، ٢٥٥).
آثار
١. ديوان اشعار، كه شامل قصايد، غزليات و انواع ديگر نظم چون ترجيعبند، تركيببند، مخمّس، مثمّن، مربّع، ملمّع و لغز است. موضوع اشعار او غالباً حمد خداوند و نعت رسول اكرم (ص) و منقبت علی بن ابی طالب (ع) و فرزندان اوست و در قصايد بسيار به شرح واقعۀ كربلا، شهادت حسين بن علی (ع)، قساوت دشمنان اهل بيت و موضوعات مشابه پرداخته است. در قصيدهسرايی از شيوۀ سخنسرايان بزرگ چون انوری و خاقانی و كمالالدين اسماعيل و ظهير فاريابی و سلمان ساوجی پيروی و در موارد بسيار از اشعار آنان اقتفاء و تضمين كرده است. آوردن تلميحات مناسب، درج آيات و احاديث، اشاره به اشخاص و وقايع تاريخی، و استفاده از نكات علمی و ادبی از خصوصيات شعر اوست، و در بكار بردن قوافی و رديفهای مشكل، التزامهای دشوار و اشكال شعری غريب چون تربيع و تسديس و تسميط و تشجير توانايی خاص دارد. قصيدۀ موشح او به نام «سحريه» در نعت رسول اكرم (ص) مشحون است به انواع صنايع بديعی، كه از ابيات آن اوزان مختلف استخراج میشود، از حروف اول ابيات نيز سه بيت مستقل به وزن ديگر به دست میآيد (نک : صفا، ٤/ ١٧٥، ١٨٤). ابن حسام در سرودن اينگونه اشعار به قصايد «مصنوع» قوامی مطرّزی (سدۀ ٦ ق) مخصوصاً رائيۀ معروف او به نام «بدايع الاسحار فی صنايع الاشعار»، ذوالفقار شيروانی (سدۀ ٧ ق) و سلمان ساوجی نظر داشته و از روش آنان تقليد كرده است. ديوان قصايد او در ١٣٠٧ ق در تهران چاپ سنگی شده است.
٢. خاورنامه (يا خاوران نامه)، منظومهای است به وزن متقارب و به تقليد از شاهنامۀ فردوسی، كه نظم آن در ٨٣٠ ق به پايان رسيده است. موضوع خاورنامه شرح غزوات علی بن ابی طالب (ع) و دلاوريهای او و اصحاب اوست و همچون ساير منظومههای حماسی و دينی تركيبی است از وقايع تاريخی و افسانههای عاميانه. اين منظومه از بهترين نمونههای حماسۀ دينی است و شاعر در نظم آن چنانكه خود گويد، به كتابی كه به زبان عربی بوده نظر داشته است. اين منظومه در ايران و هند شهرت و رواج بسيار داشته است. به سبب سرودن اين منظومه ابنحسام را «فردوسی ثانی» لقب دادهاند (اته، I/ ٥٦٠). خاوران نامه در سدۀ ١١ ق به دست شاعری دكنی متخلص به رستمی برای خديجه سلطان شهربانو، همسر سلطان محمد عادلشاه پادشاه دكن (١٠٣٧-١٠٦٧ ق/ ١٦٢٧-١٦٥٦ م) به زبان دكنی ترجمه شد (اته، همانجا). اين كتاب چندين بار در ايران و هند به چاپ رسيده است (نک : مشار، ٢/ ١٨٦٠-١٨٦١).
٣. «نظم نثر اللآلی» ترجمۀ منظوم شماری از كلمات قصار حضرت علی (ع) است. شاعر در اين كار به رسالۀ معروف رشيدالدين وطواط، نثر اللآلی من كلام اميرالمؤمنين علی، نظر داشته، و هر «كلمه» را در يك بيت به نظم درآورده است. بخشی از اين اثر كه در نسخ خطی موجود بوده ضمن ديوان او (صص ٤٧٤-٤٨٤) اخيراً طبع شده است.
٤. «دلائل النبوة و نسبنامه»، منظومهای است در ذكر دلايل نبوت پيامبر اكرم كه در پی آن نسبنامۀ آن حضرت تا حضرت آدم (ع) به نظم درآمده و ضمن ديوان او (صص ٤٨٥- ٥٤٨) به طبع رسيده است.
مآخذ
آيتی، محمدحسين، بهارستان در تاريخ و تراجم رجال قاينات و قهستان، تهران، ١٣٢٧ ش؛
ابن حسام خوسفی، محمد، ديوان، به كوشش احمد احمدی بيرجندی و محمدتقی سالك، مشهد، ١٣٦٦ ش؛
خواندمير، غياثالدين، حبيب السير، به كوشش محمد دبيرسياقی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء، تهران، ١٣٣٨ ش؛
روملو، حسن بيك، احسن التواريخ، به كوشش عبدالحسين نوائی، تهران، ١٣٤٩ ش؛
شوشتری، نورالله بن شرفالدین، مجالس المؤمنين، تهران، ١٣٧٥ ق؛
صفا، ذبيحالله، تاريخ ادبيات در ايران، تهران، ١٣٦٣ ش؛
مشار، چاپی فارسی؛
معصومعليشاه، محمدمعصوم بن زینالعابدین، طرائق الحقائق، به كوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٤٥ ش؛
نيز:
Ethe, Hermann, Catalogue of Persian Manuscripts in the Library of the India Office, Oxford, ١٩٠٣.
فتحالله مجتبائی