دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٤ - برهانی نیشابوری
برهانی نیشابوری
نویسنده (ها) :
علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُرْهانی نِیشابوری، عبدالملك، از شاعران پارسی گوی سدۀ ٥ق / ١١م كه در دربار سلجوقیان به ویژه نزد الب ارسلان و ملكشاه مقرّب و معزّز بود. اصل برهانی را از شهر نسا، و محل اقامتش را نیشابور دانستهاند (نفیسی، ١ / ٥١). او پدر معزی (د ح ٥٢٠ق / ١١٢٦م)، امیرالشعرای دربار سلجوقی بود (هدایت، ٣ / ١٢٩٢). نظامی عروضی به نقل از فرزند وی (معزی)، او را «مردی جلد و شهم» معرفی كرده است (ص ٦٧). معزی نسب خانواده خود را به سامانیان میرساند (نك : معین، «بحث ...»، ٤٠٢). اوحدی بلیانی (ص ٦٦) برهانی را شاگرد ادیب مختار زوزنی دانسته است. برهانی با شاعرانی چون لامعی، سوزنی، جمالی مهریجردی و عمعق بخارایی هم دوره بود و با لامعی مناظره و مشاعره داشت (نك : هدایت، ٣ / ١١٥٤).
بسیاری از سلاطین و وزیران هم عصر، ممدوح برهانی بودند (نك : معین، «برهانی ...»، ٨- ٩؛ اقبال، «ب ـ ج») كه برجستهترین آنان البارسلان و ملكشاه سلجوقی است. نظامی عروضی (همانجا) به نقل از معزی آورده است كه «الب ارسلان را در حق او اعتقادی بود». معزی نیز خود از حرمت بسیار پدر نزد سلطان سخن گفته است (ص١٨٦، ٦٣٦)؛ همین امر، بسیاری را بدین نتیجه رسانده كه برهانی، تخلص خود را از لقب البارسلان، یعنی «برهان امیرالمؤمنین» برگرفته است (معین، همان، ٨؛ صفا، ٢ / ٤٣٠؛ اقبال، «ج»). برهانی نزد ملكشاه نیز تقرب داشت (معزی، ١٨٤) و در سفرهای بسیار همراه او بود (نفیسی، همانجا). وی با سرودن قطعهای - كه بعدها شهرت ویژهای یافت - فرزند خود را به ملكشاه سپرد و سلطان نیز مستمری وی را برای فرزندش برقرار ساخت (نظامی عروضی، ٦٦؛ معزی، ٧٠٠).
مرگ برهانی نیشابوری به تصریح معزی (ص ٧٥، ١٨٤، ٦٥٢) در ٥٦سالگی، در سفری كه با ملكشاه به قزوین داشت، در این شهر اتفاق افتاد و در همانجا به خاك سپرده شد. نظامی عروضی (همانجا) به نقل از معزی، میگوید كه این حادثه در اوایل حكومت ملكشاه رخ داده است. با توجه بدین امر كه ملكشاه در سال اول حكومتش (٤٦٥ق / ١٠٧٣م)، سفری به قزوین داشته است، بعید نیست كه مرگ برهانی در همین سال اتفاق افتاده باشد. با در نظر گرفتن عمر شاعر، تولد او میبایست در ٤٠٩ق / ١٠١٨م بوده باشد (معین، اقبال، همانجاها).
برهانی از شاعران معروف دوره خود بود (نفیسی، همانجا)، اما از مجموع سرودههای وی، ابیاتی پراكنده و محدود باقی مانده است كه در مجموعهای خطی (نك : اقبال، «د») و نیز توسط برخی مانند معزی (ص٦١٤)، جاجرمی (٢ / ٤٨١-٤٨٢) و رادویانی (ص ١١٠-١١١) نقل شده است (نیز نك : معین، همان، ١٤- ١٦). سبك سرودههای برهانی همان سبك اشعاری است كه فرزندش معزی و امثال او دنبالرو آن بودند (معین، همانجا). نظامی عروضی (ص ٦٧) آورده است كه معزی پایگاه شاعری پدرش را بسیار بالاتر از خود میدانسته است و این سخن از معزی است كه: «آنچه از او آمد، از من همی نیاید».
مآخذ
اقبال آشتیانی، عباس، مقدمه بر دیوان معزی (همـ )؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخه خطی كتابخانه ملی ملك، شمـ ٥٣٢٤؛
جاجرمی، محمد، مونس الاحرار، به كوشش صالح طبیبی، تهران، ١٣٥٠ش؛
رادویانی، محمد، ترجمان البلاغه، به كوشش احمد آتش و محمد تقی بهار، تهران، ١٣٦٢ش؛
صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٣٩ش؛
معزی، محمد، دیوان، به كوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣١٨ش؛
معین، محمد، «بحث درباره یك قصیده و گوینده آن»، مهر، تهران، ١٣٢٢ش، شمـ ٧ و ٨؛
همو، «برهانی و قصیده او»، مجله دانشكده ادبیات دانشگاه تبریز، ١٣٣٧ش، س١، شمـ ١؛
نظامی عروضی، احمد، چهار مقاله، به كوشش محمد قزوینی و محمد معین، تهران، ١٣٤١ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ش؛
هدایت، رضاقلی، مجمع الفصحا، به كوشش مظاهر مصفا، تهران، ١٣٤٠ش.
علی میر انصاری