دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٥ - چنابی پنجابی
چنابی پنجابی
نویسنده (ها) :
پریسا سنجابی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٣ مهر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چَنابیِ پَنْجابی، پزشک و شاعر پارسیگوی شبهقارۀ هند در سدۀ ١٢ق / ١٨م. نام او میتا / مسیتا و تخلصش چنابی، منسوب به رود چناب ــ یکی از ٥ رود پنجاب ــ است (خواجه عبدالرشید، ١١٢؛ محمدباقر، ١٠٩).
پدر چنابی، حکیم درویش محمد ایمنآبادی، پزشکی حاذق، و ادیب و سرایندۀ مشهور روزگار شاهجهان (سل ١٠٣٧- ١٠٦٨ق / ١٦٢٨- ١٦٥٨م) بود که در پی درمان یکی از زنان دربار، از پادشاه دهی را به جایزه گرفت. این ده که در ناحیۀ گوجرا نواله واقع است، هنوز هم بهنام «درویش» شهرت دارد (همو، ١٠٩-١١٠؛ هادی، ١٤٦؛ منزوی، ١ / ٦٢٢).
چنابی وطن خود را کیلاس / کلاس در بخش گوجرا نواله در پاکستان غربی ذکر کرده است (محمدباقر، ١١٠-١١١؛ عقیل، ٨). او نیز مانند پدرش بهطبابت مشغول بود و در این شغل بسیار شهرت داشت (محمدباقر، ١١١-١١٢؛ هادی، همانجا). چنابی افزون بر اینکه پزشکی حاذق بود، شاعر و سرایندهای توانا نیز بهشمار میآمد (منزوی، نیز محمدباقر، همانجاها). اشعار وی شامل غزلیات و قصایدی است که در آنها بهباورهای خود نیز اشاره کرده است. او خود را مداح پیامبر (ص) و یارانش، و نیز از جمله مریدان عارف بزرگ خواجه فریدالدین شکرگنج (د ٦٦٩ ق / ١٢٧١م) معرفی میکند (محمدباقر، ١١٣-١١٤). چنابی در سرودههای خود آشکارا از شاعران پیرو سبک صائب انتقاد کرده است (نک : همانجا).
اثر مهم چنابی مثنوی عشقیۀ پنجاب یا هیر و ماهی است (احمد، ٢٤٣؛ محمدباقر، ١٠٨)، این مثنوی صورت منظوم هیر و رانجها یکی از مهمترین داستانهای ملی پنجاب است که توسط گروهی از پارسیسرایان شبهقاره بارها در زمانهای مختلف از هندی به فارسی، بهنظم برگردانده شده است (عقیل، ٧- ٩؛ محمدباقر، ١١٨، ١٢٠؛ خواجه عبدالرشید، همانجا).
به عقیدۀ گروهی از تذکرهنویسان چنابی نخستین کسی است که این مثنـوی بـزمی را بـه نظم فـارسی بـرگردانده است (نک : محمدباقر، ١١٨؛ خواجه عبدالرشید، همانجا). چنابی داستان عشقیۀ پنجـاب یـا هیر و مـاهی را در روزگار اورنگ زیب (سل ١٠٦٨-١١١٨ق / ١٦٥٧-١٧٠٦م) منظوم ساخت و دیباچهای کوتاه بر آن نوشت و منظومۀ خود را در ٢٦٠ صفحه با خطی خوش کتابت کرد (محمدباقر، ١٠٨- ١٠٩، ١١٤). این مثنوی حدود سال ١١١٠ق / ١٦٩٨م در ناحیۀ کوت کمالیه در بخش ساهیوان تکمیل شد (محمدباقر، ١١٩؛ عقیل، ٨؛ احمد، همانجا). اهمیت این مثنوی بزمی گذشته از ارزش شعری و هنری، در آن است که خواننده را با برخی از نواحی جغرافیایی ــ که بهمرور زمان تغییر نام دادهاند ــ و نیز با شماری از خاندانهای منقرض شده، آشنا میسازد و از چگونگی زندگی مردم این مناطق آگاهیهایی بهدست میدهد (محمدباقر، ١١٨- ١١٩).
مآخذ
احمد، ظهورالدین، «شاعری»، تاریخ ادبیات مسلمانان پاکستان و هند، لاهور، ١٩٧١م، ج ٤؛
خواجه عبدالرشید، تذکرۀ شعرای پنجاب، لاهور، ١٩٨١م؛
عقیل، شفیع، «داستـان هیر و رانجها»، هلال، کـراچی، ١٣٥٠ش، شم ١٢؛
محمدباقر، پنجابی قصے فارسی زبان میں، لاهور، ١٩٥٧م؛
منزوی، خطی مشترک؛
نیز:
Hadi, N., Dictionary of Indo-Persian Literature, New Delhi, ١٩٩٥.
پریسا سنجابی