دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٢١ - آزاد مردیه
آزاد مردیه
نویسنده (ها) :
بخش ادبیات
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٠ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آزاد مَرْدِیّه (منسوب به آزادمردان)، ظاهراً جماعتی از شعوبیان که نسبت به دودمان پیامبر(ص) اظهار دشمنی میکردهاند. «آزادمرد» در لغت به معنی آزاده، حُرّ، جوانمرد، اصیل و صاحبِ نسبِ بلند، کریم و نبیل است (لغتنامۀ دهخدا) و «آزادمردی» خوی آزادمرد است. در کتابهای تاریخی نیز از چند شخص که «آزادمرد» نام داشتهاند سخن رفته است: لُهراسب، حاجب یزدگرد ساسانی (جاحظ، التاج، ٢٢٢)؛ پسر آزاد بِهْ مرزبان حیره از اشراف عجم در زمان جنگ قادسیه (ابناثیر، ٢ / ٤٥٤)؛ عامل حجاج بن یوسف ثقفی (٤٥-٩٥ق / ٦٦٥-٧١٣م) که در فارس شهر فسا را تجدید عمارت کرد «چه فسا را در اول مثلث ساخته بودند «آزادمرد» آن بارو بشکافت و شهر از آن شکل بگردانید» (مستوفی، ٩٣، ٩٤؛ مجملالتواریخ، ٥٢) و «آزادمرد» نامی که پیش حجاج یوسف از فساد غلۀ خویش شکایت میکرد (راغب اصفهانی، ٣ / ٢٧٦).
ظاهراً ایرانیان از قدیم خود را «آزاده» و «آزادمرد» (به معنی شریف و نژاده) مینامیدهاند و کلمۀ «آریا» که در سنگنبشتههای هخامنشی دیده میشود به همین معنی است. یوسفوس مورخ یهودی سدۀ اول م به این نکته اشاره دارد (نلدکه، ٣٩٧). در زبان آرامی کلمۀ b'naihêrê بر ایرانیان اطلاق شده است (همانجا). اعراب نیز ایرانیان را «بنوالاحرار» میگفتند (نک : احرار). به گفتۀ ابنفقیه همدانی (سدۀ ٣ق / ٩م) ایرانیان در روزگار گذشته دیگران را به خدمت میگرفتند، ولی خود به خدمت دیگران در نمیآمدند و از اینرو اعراب آنان را «احرار» مینامیدند (٥ / ٣١٧).
اما در باب «آزاد مردیه» تاکنون تنها مأخذ عمده، گفتۀ جاحظ است که گوید: «شعوبیه و آزادمردیه، دشمنان دودمان پیامبر(ص) و یاران اویند، یعنی کسانی که فتوح [آغاز اسلام] را انجام دادند، مجوس را کشتند و اسلام را آوردند، (اَلبخلاء، ٣١٩). از این عبارت و نیز از راه مقایسۀ مطالبی که جاحظ در کتابهای دیگر خود بهویژه البیان والتبیین در باب شعوبیه و نفرت آنان از اعراب ازجمله دودمان پیامبر(ص) و بنیهاشم میآورد، چنین برمیآید که آزاد مردیه گروهی از شعوبیۀ ایرانینژاد بودهاند که برای تمایز از دیگر گروههای این جنبش به «آزاد مردیّه» موسوم شدهاند؛ اما اینکه جاحظ میگوید شعوبیه عموماً خاندان رسول اکرم و اصحاب او را دشمن میداشتهاند، درست نیست (نک : شعوبیه). حمزۀ اصفهانی باب دوم کتاب التنبیه علی حدوث التصحیف را کلاً به ذکر آراء و اقوال این گروه دربارۀ مسائل مربوط به زبان عربی اختصاص داده و پارهای از ایراداتی را که بر شاعران و لغتشناسان عرب گرفتهاند، نقل کرده است.
مآخذ
ابناثیر، عزالدین، الکامل، بیروت، دارصادر، ١٣٩٩ق؛
ابن فقیه همدانی، احمدبن محمد، البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٨٧م؛
اصفهانی، حمزه، التنبیه علی حدوثالتصحیف، به کوشش محمداسعد طلس، دمشق، مجمعاللغةالعربیة، ١٩٦٨م؛
جاحظ، عمرو بن بحر، البخلاء، بیروت، دارصادر، ١٩٧٣م؛
همو، البیان والتبیین، قاهره، مطبعة لجنةالتألیف والترجمه والنشر، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م، ٣ / ٥؛
همو، التاج، بیروت، ١٣٧٥ق / ١٩٥٥م؛
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، محاضراتالادباء، بیروت، ١٩٦١م؛
مستوفی، حمدالله، تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، امیرکبیر، ١٣٣٨ش؛
مجملالتواریخ والقصص، به کوشش محمدتقی بهار، تهران، کلالۀ خاور، ١٣١٨ش؛
نلدکه، تئودور، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ترجمۀ عباس زریاب خویی، تهران، انجمن آثار ملی، ١٣٥٨ش.
بخش ادبیات