دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤٩ - جونز
جونز
نویسنده (ها) :
مجدالدین کیوانی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١١ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جونْز، ویلیام (١٧٤٦- آوریل ١٧٩٤م / ١١٥٩- رمضـان ١٢٠٨ق)، خاورشناس، مترجم، حقوقدان و پژوهشگر انگلیسی و بنیانگذار انجمن آسیایی بنگال.
جونز در لندن و در خانوادهای با فرهنگ و اهل فضل به دنیا آمد. پدرش نیز موسوم به ویلیام، ریاضیدان، مفسر آثار نیوتن، عضو و نایب رئیس انجمن سلطنتی انگلستان، در ٣ سالگـیِ ویلیـام درگـذشت و مـادرش ــ کـه زنـی هوشمنـد و روشنفکر بـود ــ تـربیت فـرزنـد را بـه عهـده گـرفت. از همان کـودکـی نشانههای نبوغ و استعدادی کمنظیر در جونز مشاهده میشد. وقتی که در مدرسۀ معروف هَرّو به تحصیل آغاز کرد، چنان هوش و ذکاوتی از خود نشان داد که در ١٢ سالگی آوازۀ معلوماتش در همه جا پیچید، به گونهای که در زمرۀ مفاخر این مدرسه به شمار آمد. وی به هنگام آموختن زبان عبری در هرّو، به وجود تحقیقات و تتبعات شرقی پی برد که احتمالاً موجب گرایش او به زبانهای عربی و فارسی در سالهای بعد گردید. در ١٧٦٤م / ١١٧٨ق به دانشگاه آکسفرد رفت و پس از دو سال به عضویت این دانشگاه انتخاب گردید و در ١٧٦٨م از آن فارغالتحصیل شد (آربری، «جونز ... »، ٣٨؛ سرکار، ٢٥).
جونز در دوران تحصیل به یادگیری عربی و فارسی نیز پرداخت و افزون بر آن برای فراگیری زبانهای ایتالیایی، اسپانیایی و پرتغالی به لندن رفتوآمد داشت. وی عربی را با کمک مردی عرب از حلب، فارسی را خود با استفاده از «اصول زبان فارسی»، تألیف جان گریوز، و گلستان سعدی یاد گرفت. جونز به منظور تأمین هزینههای زندگی و تحصیل، معلم خصوصی یکی از اعیانزادههای انگلیسی شد، و در ١٧٦٧م که همراه خانوادۀ این اعیانزاده به آلمان رفت، با زبان آلمانی نیز آشنا شد. در کتابخانۀ همین خانواده بود که جونز به یادگیری زبان چینی پرداخت. در همین ایام، او به درخواست کریستیان هفتم، شاه دانمارک، کتاب بسیار مُغلق و پیچیدۀ دُرۀ نادره، تألیف میرزا مهدی خان استرابادی را که دربارۀ تاریخ سلطنت نادرشاه افشار است، به زبان فرانسوی برگرداند و آن را به ضمیمۀ ١٢ غزل از حافظ و مقالهای دربارۀ «شعر شرقی» در ١٧٧٠م منتشر کرد. « تاریخ نادرشاه» عنوانی بود که جونز برای ترجمۀ خود برگزید. این نخستین کار او دربارۀ زبان فارسی و ترکی و به طور کلی، دربارۀ خاورمیانه بود (آربری، همان، ٣٨-٣٩؛ بالیوزی، ١٠٣؛ طالقانی، ١٧٤).
جونز در ٢٢ سالگی به عنوان خاورشناس به شهرت رسید. وی مدتی را نیز در ١٧٦٩م برای یادگیری زبان فرانسوی در جنوب فرانسه گذراند و در این زمان چنان تسلطی در این زبان یافت که لوئی شانزدهم او را مرد فوقالعادهای توصیف کرد که زبان کشور او را بهتر از خود او میفهمید (همانجا).
با همۀ اشتیاقی که جونز به ادبیات و علم و ادب داشت، اندیشۀ تأمین معاش خانواده، او را بر آن داشت که به رشتهای رو کند که وی را از این دغدغه و پریشانی برهاند؛ بنابراین با اینکه ظاهراً مشغول تألیف کتابی دربارۀ دستور زبان فارسی بود، به تحصیل دانش حقوق پرداخت و در ١٧٧٤م / ١١٨٨ق اجازۀ وکالت گرفت. با این همه، موفق شد که در ١٧٧١م «دستور زبان فارسی» خود را منتشر کند، کتابی که در سالهای بعد بارها تجدید چاپ شد و بسیاری از انگلیسیزبانها از طریق آن با زبان فردوسی و حافظ آشنا شدند. حدود یک سده بعد، فیتزجرالد (د ١٨٨٣م) از «دستور زبان فارسی» جونز بهرهها برد. جونز در مقدمهای که بر این کتاب خود نوشته است از بیتوجهی اهل فضل به زبان ارجمندی چون فارسی شکایتها میکند. او زبان فارسی را پرمایه، خوش آهنگ، و لطیف و عالی توصیف میکند (آربری، همان، ٤٤-٤٥، ٤٩؛ طالقانی، همانجا).
در ١٧٧٢م جونز به عضویت «انجمن سلطنتی» بریتانیا پذیرفته شد. در ١٧٧٣م به عضویت «باشگاه ادبی سموئیل جانسن» درآمد و در ١٧٨٠م به ریاست آن برگزیده شد (سرکار، ٢٧ ؛ طالقانی، ١٧٣-١٧٤). در ١٧٨٣م / ١١٩٧ق اندکی پیش از عزیمت به هندوستان، جونز عنوان شوالیه و لقب «سِر» گرفت (آربری، همان، ٥٥؛ بالیوزی، همانجا). جونز که کار را در ویلز شروع کرد، در ١٧٨٣م در مقام قاضی دادگاه عالی بنگال راهی شبه قاره شد و در اوایل همین سال با آنّاشیپلی، دختر اسقف معروفی ازدواج کرد. در سپتامبر همان سال، وی به کلکته پای نهاد و بلافاصله به کار مشغول شد و در کنار شغل قضا، کارهای فرهنگی خود را نیز از سرگرفت (طالقانی، ١٧٥). او در مقام قاضی دادگستری، در جهت احقاق حق مظلومان، تأمین رفاه مردم و بر پای داشتن عدل در جامعۀ کلکته تلاشها کرد و محبت مردم را نسبت به خود برانگیخت و مسلمان و هندو را به ستایش واداشت.
جونز در ١٧٨٤م با یاری تنی چند از خاورشناسان و علاقهمندان به فرهنگ و تمدن مشرقزمین، به تأسیس انجمن پادشاهی آسیایی بنگال مبادرت کرد و با این کار یکی از شایستهترین کارها را در زمینۀ ترویج شرقشناسی آغاز نمود. این انجمن دارای کتابخانهای شد که هزاران کتاب خطی و چاپی، به عربی، فارسی، هندوستانی و سنسکریت در آن گردآوری گردید. ویلیام جونز به عنوان نخستین رئیس انجمن آسیایی بنگال برگزیده شد و تا زنده بود، در این مقام باقی ماند. او همهساله خطابهای عالمانه در باب تحقیقات و تتبعات شرقی ایراد میکرد و در غالب آنها گستردگی، غنا و عمق ادب و فرهنگ ایرانی را میستود. وی زبان فارسی را شیرینترین زبانهای مشرقزمین میدانست («خاورشناسان ... »، ٧-٩؛ بالیوزی، ١٠٤؛ سبحان، ٢٧٤).
جونز در یکی از خطابههایش زند و پازند را با سنسکریت مقایسه، و عمق دانش خویش را در این حوزه آشکار کرد. یافتههای وی در این باب در واقع مقدمۀ تحقیقاتی شد که بعدها توسط هرولد بیلی (د ١٩٩٦م / ١٣٧٥ش) کامل گردید. جونز به این کشف بدیع دست یافت که بیشتر لغات زند از سنسکریت گرفته شده است و بدین سان نتیجه میگیرد که زبان زند را باید دستکم یکی از زبانهای فرعی سنسکریت برشمرد و درجۀ قرابت آن را با سنسکریت به اندازۀ پرکریت و بعضی از زبانهای محل دیگر هند با این زبان دانست (آربری، همان، ٥٨، ٥٩؛ غروی، ٣٥٣).
زمانی که جونز از انگلستان به هند میرفت، سنسکریت نمیدانست، اما وقتی به شبه قاره رسید، احساس کرد که سخت به دانستن این زبان نیاز دارد و از این رو به یادگیری آن کمر همت بست (بدوی، ١٠٩؛ غروی، ٣٥٢) و با توجه به استعداد شگرفی که در زبانآموزی داشت، طولی نکشید که در این زبان مهارت یافت و حتى آثار بسیاری را از آن به انگلیسی برگرداند. او چنان بر ساختار و دستور این زبان احاطه یافت که توانست در یکی از خطابههایش اعلام کند که سنسکریت از یونانی کاملتر و از لاتین دامنهدارتر، و از لحاظ خلوص از هر دو زبان برتر است و در عین حال با این هر دو زبان پیوند دارد. جونز در مدت اقامت ١٠ سالهاش در هند که به پایان عمر وی انجامید، از هیچ کوششی در شناساندن تاریخ، فرهنگ و زبانهای ملل آسیا، بهویژه فارسی و سنسکریت فروگذار نکرد. وی در مقایسۀ خدایان روم و یونان با خدایان هندوها، تاریخ شمار هند، موسیقی شرقی، تقویم و نجوم، ادبیات هند، هنر، بازی شطرنج و مطالب بسیار دیگر پژوهشها و ترجمههای فراوانی انجام داد که بیشتر آنها در نشریههای خاص انجمن آسیایی بنگال به چاپ میرسید (همو، ٣٥٢-٣٥٣). به علاوه، جونز به اقتضای شغل قضا، پژوهشهایی در حوزۀ اصول احکام ادیان هندی و نیز دربارۀ بعضی از احکام شرع اسلام انجام داد و نتایج آن را منتشر کرد.
جونز که به راستی عاشق و شیفتۀ فرهنگ و تمدن ایران و زبان و ادب فارسی بود، تلاشها کرد که این ملت کهن و زبان دلنشین و ادبیات کم نظیر آن را به هموطنان خود بشناساند. ترجمههای وی از سرودههای حافظ ، مولوی، فردوسی و شاعران دیگر و نیز پژوهشهای او در این باب در فکر و شعر بعضی از گویندگان بنام انگلیسی مانند بایرُن، شلی، تنیسُن و تامسمور تأثیر گذاشت. جونز نخستین کتابی را که به خوانندگان کتاب «دستور زبان فارسی» خود توصیه میکند، گلستان سعدی است. در آن زمان چندین ترجمه از این شاهکار زبان فارسی به انگلیسی در دست بود. فیتزجرالد به هنگام یادگیری فارسی به این توصیۀ جونز عمل کرد (بالیوزی، ١٠٤-١٠٥؛ آربری، ١٩٩؛ «خاورشناسان»، ٩). آخرین کار جونز در حوزۀ زبان و ادب فارسی که در واپسین سال حیاتش بدان پرداخت، نشرِ لیلی و مجنون عبدالله هاتفی (د ٩٢٧ق / ١٥٢١م) به ضمیمۀ مقدمهای به قلم خود او بود. اقامت ١٠ سالۀ جونز در سرزمینی متفاوت با زادبوم اصلی خویش، مسئولیتهای قضایی و کار مداوم، به سلامت این پژوهشگر خستگیناپذیر سخت آسیب رساند و در نتیجه در ٤٧ سالگی بر اثر بیماری کبد در کلکته چشم از جهان فروبست و بسیاری از طرحهای تحقیقاتی بزرگی را که درسر داشت، ناتمام گذاشت (طاهری، ٥٦).
پس از درگذشت جونز در ٢٧ آوریل ١٧٩٤، شخصیتهای علمی ـ ادبی مختلفی، مقالاتی در بزرگـداشت وی نوشتند و مراکز معتبر علمی اقدامات گوناگونی در تجلیل از این خاورشناس پیشاهنگ و کممانند به عمل آوردند. مدیران شرکت معروف هند شرقی تندیس زیبایی از وی در صحن کلیسای بزرگ سنت پل در لندن بر پا کردند. همچنین به خواهش آناماریا، همسر جونز، لوحهای که جملهای لاتینی در قدردانی از وی بر آن نقش شده بود، در یکی از اتاقهای دانشگاه آکسفرد نصب شد که تا به امروز باقی است. در زیر این لوحه نقشی در سنگ تراشیده شده که جونز را در حال نشسته نشان میدهد و پیش روی او ٣ تن از بزرگان دینی هندو، یکی به حال خضوع و دو نفر دیگر در حال تفکر، نشستهاند (همو، ٥٧؛ آربری، «جونز»، ٦٤، ٦٧؛ بالیوزی، ١٠٤؛ «خاورشناسان»، ١٠).
در ١٩٤٦م / ١٣٢٥ش، به مناسبت دویستمین سالگرد تولد جونز، انجمن آسیایی بنگال مراسم بزرگداشتی برگزار کرد («کتاب ... »، مقدمه، XII / ١٨) و جلد چهاردهم مجلۀ روابط فرهنگی هند و ایران (سال ١٩٨٨م) به افتخار وی نشر یافت. در مقام ستایش از پایگاه والای ویلیام جونز در شرقشناسی، بهویژه در مطالعات ایرانی، او را «شاه خاورشناسان» لقب دادهاند (سبحان، همانجا). وی که دلباختۀ شیرینی و لطف زبان فارسی بود، اعتقاد داشت که این زبان، هیچ دست کمی از انگلیسی ندارد و یادگیری آن عموماً ساده است. این زبانشناس نابغه که طبع شعری هم داشت، اشعاری از خواجۀ شیراز را به فرانسوی و انگلیسی ترجمه کرد، از جمله غزلی که حافظ در وصف شیـراز و وضع بیمثـال آن ساخته است (نک : حافظ ، غزل ٢٧٩، بیت اول). بیسبب نیست که وی، افزون بر القاب دیگر، به «جونز ایرانی» شهرت یافته است (آربری، «جونز»، ٣٦، ٤١-٤٢؛ طاهری، ٤٨؛ موکهوپادهیای، ٧١).
جونز که به هنگام درگذشت با حدود ٣٠ زبان، به درجات متفاوت، آشنایی داشت، به خویشاوندی سنسکریت با یونانی، لاتین، فارسی باستان و حتى با سلتی و گوتیک بیش از پیش پی برد و به همین اعتبار بعضی او را پیشاهنگ زبانشناسی تطبیقی دانستهاند. اینکه سنسکریت مقدمۀ کار زبانشناسان در مطابقت زبانها قرار گرفت، جا دارد لغتشناسان را مدیون کارهای ابتکاری جونز در احیای ادبیات هند در قلمرو زبانشناسی بدانیم (سرکار، ٣١). از خدمات مهم دیگر جونز به مطالعات فارسی و عربی و نیز پژوهشهای شرقی این بود که او نخستین شیوۀ علمی را برای حرفنویسی دقیق الفباهای غیر لاتینی به الفبای لاتین ابداع و عرضه کرد (سبحان، همانجا).
بعضی از مقالات محققانهای که جونز آنها را در نشریۀ «بررسیهای آسیایی» (که جداگانه به دو زبان انگلیسی و فرانسوی منتشر میشد) به چاپ رساند، اینها ست: «رساله در نگارش درست کلمات آسیایی به حروف لاتین» (بِن، ٣٤, ٦٩٧)؛ «در باب فلسفۀ آسیاییها» (همو، ٩١)؛ «دربارۀ بازی هندی شطرنج» (همو، ١٣٦)؛ «دربارۀ اعراب» (همو، ١٥٦)؛ «دربارۀ مرزنشینان، کوهنشینان و جزیرهنشینان آسیایی» (همانجا)؛ «دربارۀ تاتارها» (همو، ٥١١)؛ «دربارۀ ایرانیها» (همو، ٥٧٣؛ صبا، ١٢٣)؛ «در باب شعر عرفانی ایرانیان و هندیان» (همانجا). به علاوه، جونز گلچینی از نظم و نثر نامورترین شاعران و نویسندگان ایرانی را همراه با ترجمۀ انگلیسی آنها با عنوان «گلهایی از [بوستان] ادب پارسی» در ١٨٠٥م منتشر کرد که در واقع کتابی همراه برای «دستور زبان فارسی» او بود (صبا، ١٢١, ١٢٢, ١٢٨؛ بن، ٢٥٦)؛ از دیگر کارهای جونز که هدفش شناساندن شعر مشرقزمین به غربیها بود، کتابی با عنوان «شرحهایی بر شعر آسیایی» در ٦ مجلد است که در ١٧٧٤م نشر یافت (بدوی، ١١٠؛ طالقانی، ١٧٥؛ «فهرست ... »، ١٩٠).
مهمترین کـار ویلیام جونز در حـوزۀ عربیشناسی ــ که بر علاقۀ شدید و تسلط تحسینبرانگیز او بر این زبان دلالت دارد ــ ترجمۀ کامل و چاپ معلقات سبع (لندن، ١٧٨٣م) به انگلیسی است که توجه بسیاری از شاعران انگلیسی را در آن روزگار برانگیخت. افزون بر ترجمۀ اصل متن عربی، شکل حرفنویسیشدۀ آن به الفبای لاتین نیز به دست داده شده است (سبحان، همانجا؛ سرکار، ٢٦؛ عقیقی، ٢ / ٤٧٣؛ الیس، II / ٩٠). بر پایۀ منقولاتی از معلقات سبع، جونز کتابی با عنوان «اخلاق عرب پیش از عصر محمد [ص]» نوشت (لندن، ١٧٨٠م). این نوشته با آنچه او زیرعنوان «دربارۀ اعراب» در نشریۀ «بررسیهای آسیایی» به چاپ رساند، بسیار نزدیک مینماید (عقیقی، همانجا؛ بن، ١٥٦).
جونز پیش از سفر به هند، و زمانی که در انگلستان به کار قضا اشتغال داشت، کتاب مهمی دربارۀ قانون ودیعهگذاری با عنوان «رسالاتی در باب ضمان» نوشت (١٧٨١م). در ١٧٨٢م نیز خلاصهای از مبحث ارث را بر اساس مذهب شافعی از متنی عربی با عنوان بغیةالباحث عن جمل المواریث به انگلیسی ترجمه کرد. این متن که به ارجوزه یا رحبیه نیز معروف است، ظاهراً کهنترین اثر باقیمانده دربارۀ احکام ارث در اسلام است (الیس، II / ١٦٦؛ بنرجی، ٥٢؛ سرکار، همانجا).
جونز به هنگام اقامت در هند در دیاری به شغل قضا اشتغال داشت که مردمش مخلوطی از هندوها و مسلمانان بودند؛ بنابراین او نیاز داشت که با قواعد حقوقی هر دو آیین آشنا باشد. از این رو در آیین هندو و شریعت اسلام تحقیقاتی کرد و در باب حقوق هر یک تألیفاتی انتشار داد، از جمله «نهادهای قانون هندو، یا احکام مَنو» در احکام دین هندوان، و کتابی دیگر در «احکام اسلامی ارث» (بالیوزی، ١٠٤؛ سرکار، همانجا). جونز همچنین بر تهیۀ خلاصهای از احکام اسلامی طبق معتقدات اثنا عشریه توسط فقیهی محلی نظارت کرد. این خلاصه عمدتاً برگرفته از شرایع الاسلام نجمالدین حلّی و تحریر الاحکام ابن مطهر فراهم آمد (عقیقی، همانجا؛ الیس، II / ٣٨٢).
جونز پس از آشنایی لازم با سنسکریت، به ترجمۀ چندین اثر مهم از این زبان به انگلیسی دست زد؛ از جمله هیتوپادشا، مجموعهای از افسانهها و قصههای موجود به زبان سنسکریت، که در ١٧٩١ یا ١٧٩٩م نشر یافت؛ شکونتالا یا «حلقۀ مهلک» (لندن، ١٧٩٠م)، مشهورترین ترجمۀ اَبیجنانَه شکونتالم اثر کالیداسه که جونز او را شکسپیر هندی میخواند؛ گیته گویندم از جیدوا، که برگردان آن در ١٧٨٩م به پایان رسید، اما پس از درگذشت جونز به چاپ رسید و «٩ قصیده پیشکش خدایان هندو»؛ ریتوسماره اثر کالیداسه (سرکار، ٣٠؛ طالقانی، ١٧٧؛ «فهرست»، ١٥٢).
مآخذ
آربری، آ. ج.، «جونز ایرانی»، روزگار نو، لندن، ١٩٤٤-١٩٤٥م، س ٤، شم ١؛
بالیـوزی، موقّـر، «جونز ایـرانی»، یغما، تهـران، ١٣٥٠ش، س ٢٤، شم ١؛
بدوی، عبدالرحمان، فرهنگ کامل خاورشناسان، ترجمۀ شکرالله خاکرند، قم، ١٣٧٥ش؛
حافظ، دیوان، به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی، تهران، ١٣٨١ش؛
«خاورشناسان بزرگ انگلیسی»، روزگار نو، لندن، ١٩٤٣م، ج ٣؛
طالقانی، محمدعلی، «سرویلیام جونز، نظریهپرداز همانندیِ زبانهای هند و اروپایی»، مجلۀ ایران شناسی، بنیاد کیان، ١٣٧٨ش، س ١١، شم ١؛
طاهری، ابوالقاسم، سیر فرهنگ ایران در بریتانیا یا تاریخ دویست سالۀ مطالعات ایرانی، تهران، ١٣٥٢ش؛
عقیقی، نجیب، المستشرقون، قاهره، ١٩٤٥م؛
غروی، مهدی، «انجمن آسیایی بنگال»، راهنمای کتاب، تهران، ١٣٥٥ش، س ١٩، شم ٤-٦؛
نیز:
Arberry, A. J., Classical Persian Literature , London, ١٩٦٧;
Banerjee, S. R., «
Sir William Jones»
, Indo - Iranica, Calcutta, ١٩٨٨, vol. XLI, nos. ١-٤;
Behn, W. H., Index Islamicus, ١٦٦٥-١٩٠٥, Adiyok;
Catalogue of Printed Books Published Before ١٩٣٢ in the Library of the Royal Asiatic Society , London, ١٩٤٠;
Ellis, A. G., Catalogue of Arabic Books in the British Museum, Norwich, ١٩٦٧;
Mukhopadhyay, A. K., «
Sir William Jones as a Persian Scholar»
, Indo - Iranica , Calcutta, ١٩٩١, vol. XLIV, nos. ١-٤;
Sabā, M., English Bibliography of Iran, Tehran, ١٩٦٥;
Sarkar, J. N., «
Sir William Jones: The Scholar and the Organizer»
, Indo - Iranica , Calcutta, ١٩٨٨, vol. XLI, nos. ١-٤;
Subhan, A., «
Contributions of the Asiatic Society, Calcutta, to Arabic and Persian Studies»
, Proceedings of the All - India Oriental Conference, India, ١٩٧٢;
Year - Book of the Royal Asiatic Society of Bengal for ١٩٤٥ , Calcutta, ١٩٤٦.
مجدالدین کیوانی