دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٢ - خسروی
خسروی
نویسنده (ها) :
بابک بنازاده اردبیلی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٨ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خُسْرَوی، تخلص چند شاعر:
ابوبکر محمد سرخسی
فرزند علی (سدۀ ٤ ق / ١٠ م)، اندیشمند پارسیگو و عربیسُرای خراسانی. باخرزی (مق ٤٦٧ ق / ١٠٧٥ م) از خسروی با عنوان «حکیم» نام برده است (٢ / ٨٣٠) و عوفی او را «خسرو ممالک سخن» خوانده و سرودههایش را «سراسر حکمت» یافته است (٢ / ١٨). وی قابوس بن وشمگیر (مق ٤٠٣ ق / ١٠١٢ م)، پادشاه ادیب و ادبپرور آل زیار، و صاحب بن عبّاد (د ٣٨٥ ق / ٩٩٥ م)، وزیر دانشمند آل بویه را ستوده است (همانجا)؛ این دو در فرستادن مقرری سالیانه برای او بر یکدیگر پیشی میجستند (باخرزی، همانجا، نیز ٨٣١).
از این سرایندۀ بزرگ تنها حدود ٧٠ بیت به یادگار مانده، اما همین اندک، نمایندۀ خرد و هنر او ست. ابوبکر خسروی گویا نخستین سرایندهای بود که اندیشهها، افکار و مفاهیم فلسفی را با شعر درآمیخت (فروزانفر، ٣٧). ابوبکر محمد خوارزمی (د ٣٨٣ ق / ٩٩٣ م) از بزرگترین نویسندگان و دانشمندان ایرانیِ ادب عربی در سوگ او قصیده ساخت (باخرزی، ٢ / ٨٣١).
جمالالدین ابوبکر
فرزند مُساعد (سدۀ ٦ ق / ١٢ م). عوفی در لباب الالباب ــ که تنها مأخذ کهن دربارۀ ابوبکر خسروی است ــ او را از سرایندگان دربار خسرو ملک غزنوی در لاهور (حک ٥٥٥-٥٨٣ ق / ١١٦٠- ١١٨٨ م) نوشته، و ٣ قصیده و یک غزل (٤٩ بیت) از او آورده است (٢ / ٤٠٧-٤١١). ذبیحالله صفا از این شاعر در تاریخ ادبیات خود نامی نبرده است. جمالالدین خسروی در سرودن قصیدۀ ستایش و پیوند دادن غزلواره (تشبیب / تغزل) به ستایش (مدیحه)، ماهر و توانا بود و غزل وی ساده و روان است (عشرت، ٧٥).
قائنی / قهستانی
سرایندۀ سدۀ ١٠ و سالهای آغازین سدۀ ١١ ق / ١٦-١٧ م، که در ١٠٠٠ ق / ١٥٩٢ م به هند رفت (اوحدی، گ ٢٢٥) و ملازم شاهزاده سلیم یعنی نورالدین محمد جهانگیر شد. به نوشتۀ امین احمد رازی، وی در تیراندازی و نوشتن انواع خط استاد بوده (٢ / ٣٣١)، و بدائونی او را خواهرزادۀ قاسمی گنابادی (د ٩٨٢ ق / ١٥٧٤ م) معرفی کرده است (٣ / ٢٢٧).
محمدباقر کرمانشاهی
(١٢٦٦- ١٣٣٨ ق / ١٨٥٠-١٩٢٠ م)، نوۀ دولتشاه قاجار، سراینده، ادیب، داستاننویس و مترجم، و از آزادگان میهنخواه ایران. او جز چند سالی، زندگانی را در کرمانشاه گذراند. خسروی بهویژه بر ادب پارسی و تازی، تاریخ، حکمت و اصول تسلط داشت و شاعری توانا بود. از درآمد پیشههای دولتی چون ریاست دارالانشای ایالتی روزگار میگذراند. وی از معدود آزادیخواهانی بود که به مشروطیت وفادار ماند. خسروی در سالهای پایانی زندگانی، ماهها از روسهای تزاری، گریزان بود و در خفا میزیست، اما سرانجام گرفتار شد و پس از دو سال تبعید، در تهران درگذشت.
آثـار
آثار شناختهشدۀ او اینها ست: ١. دیوان ٥٠٠‘ ٣ بیتی، مشتمل بر قصیده و غزل و قطعه که با مقدمۀ نوۀ دختریاش، غلامرضا رشید یاسمی در ١٣٠٤ ش چاپ شد؛ ٢. دیبای خسروی (در دو جلد بزرگ) به فارسی، زندگینامۀ ٢٢٠ سرایندۀ نامدار تازی و ترجمۀ منظوم و منثور ٠٠٠‘٣٠ بیت از آنان؛ ٣. شمس و طغرا، ماری و نیسی، و طغرل و همای، داستانهای تاریخی به سبک رمانهای اروپایی است که رویدادهای نیمۀ دوم سدۀ ٧ ق شیراز و فارس را در لباس افسانه بازگو میکند؛ ٤. سرگذشت حسینقلی خان جهانسوز (از خانان و سرکردگان ایل قاجار)، رمانِ آمیخته به افسانه؛ ٥. اقبالنامه، که باب دوم این تذکره، زندگینامه و گزیدۀ سرودههای ٢٠ سرایندۀ کرمانشاهی است؛ ٦. تشریح العلل، رساله در زحافات عروضی به زبان ساده؛ ٧. ترجمۀ الهیئة و الاسلام نوشتۀ محمدعلی شهرستانی؛ ٨. ترجمۀ عَذراء قریش، رمان تاریخی نوشتۀ جرجی زیدان (رشید یاسمی، مقدمه بر ... ، ١٠-١٧، ٢٠-٢٣، «خسروی»، ١٣٠-١٣٤).
مآخذ
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی ملک، شم ٣٢٤‘٥؛
باخرزی، علی، دمیة القصر، به کوشش محمد تونجی، دمشق، ١٩٧٢ م؛
بدائونی، عبدالقادر، منتخب التواریخ، به کوشش احمد علی و کبیرالدین احمد، کلکته، ١٨٦٩ م؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به کوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ ش؛
رشید یاسمی، غلامرضا، «خسروی»، آینده، تهران، ١٣٥٦ ش، ج ١؛
همو، مقدمه بر دیوان محمدباقر خسروی کرمانشاهی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
عشرت، امرلعل، «شعرای دربار خسرو ملک»، هلال، کراچی، ١٣٤٦ ش، ج ١٥، شم ٤-٥؛
عوفی، محمد، لباب الالباب، به کوشش ادوارد براون، لیدن، ١٩٠٣ م؛
فروزانفر، بدیعالزمان، سخن و سخنوران، تهران، ١٣٥٠ ش.
بابک بنّازاده