دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٥٨ - اغلب عجلی
اغلب عجلی
نویسنده (ها) :
ایران ناز کاشیان
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٤ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَغْلَبِ عِجْلی، اغلب بن جُشَم (د ٢١ ق / ٦٤٢ م)، یكی از بزرگترین شعرای رجزسرای مخضرم. نام پدر او را جعشم (كلبی، ٥٤٩) و عمرو (آمدی، ٢٣) نیز آوردهاند. وی نسب خویش به بنوعجل دریمامه بر میكشید (كلبی، همانجا؛ ابن قتیبه، الشعر ... ، ٢ / ٦١٣؛ ابن درید، ٣٤٦). تاریخ تولد وی به درستی روشن نیست، اما از آنجا كه ابن قتیبه (همانجا) گوید: وی ٩٠ سال زیست، تولد وی را میتوان حدود ٦٩ قبل از هجرت دانست. اطلاع ما از زندگی وی منحصر به چند روایت است كه در متون كهن ادبی و تاریخی برجای مانده است. درباب دوران جاهلی، تنها ابوعبیده در ایام العرب، آنجا كه به جنگ میان بكر بن وائل و بنوتمیم، معروف به «یوم الزورَین یا یوم الزُوَیرین» اشاره كرده، قطعهای از اغلب نقل میكند (٢ / ٤٤٠-٤٤١؛ ابوعبید، ٢ / ٨٠١-٨٠٢؛ نیز نك : ابن اثیر، الكامل، ١ / ٦٠٤-٦٠٦).
اغلب كهنسال بود كه اسلام را درك كرد و به آیین مسلمانی گروید؛ اما ظاهراً شرف صحبت پیامبر (ص) را نیافت، زیرا هیچ كس او را در شمار اصحاب آن حضرت نیاورده است (ابن حجر، ١ / ٥٦؛ قس: ابن حزم، ٣١٣؛ ابن اثیر، اسد ... ، ١ / ١٠٥). با این حال، ابوالفرج به هجرت وی اشاره كرده است (٢١ / ٢٩؛ قس: ابن حجر، همانجا).
هنگام ارتداد مسیلمه و سجاح، اغلب ظاهراً در یمامه بود و چون سجاح به ازدواج مسیلمه درآمد، اشعاری سخت تند و گزنده سرود (نك : ابوالفرج، ٢١ / ٣١-٣٢) كه به قول آمدی (همانجا) هیچ شاعری در هرزه زبانی اشعاری همانند وی ندارد؛ گرچه برخی در صحت انتساب این ابیات نیز به او به دیدۀ تردید نگریستهاند (ابنسلام، چ لیدن، ١٤٩، چ قاهره، ٢ / ٧٤٣؛ نیز نك : اسد، ٣٢٧- ٣٢٨، ٣٥٠-٣٥١).
ظاهراً اغلب پس از كشته شدن مسیلمه به مدینه رفت. از آن زمان تا دوران خلافت عمر بن خطاب، نشانی از وی در دست نیست. بنا به روایتی كه بیشتر به افسانه شبیه است، وی در زمان خلافت عمر در كوفه حضور داشت و گویند عمر از عامل خویش، مغیرة بن شعبه، در كوفه خواست تا اشعار جاهلی و اسلامی لبید و اغلب را برای وی گرد آورد. مغیره نیز درخواست خلیفه را به آن دو اطلاع داد. لبید كه پیش از آن سوگند خورده بود كه بعد از اسلام شعری نگوید، زیركانه پاسخ داد كه خدا برای من آیات قرآنی را جایگزین شعر كرده است. اما اغلب در مصراع معروفی میپرسد كه «آیا رجز میخواهد یا قصیده»! از این رو خلیفه از عطای (= مقرری سالیانه) اغلب كاست و به عطای لبید افزود (نك : ابن سلام، چ قاهره، ١ / ١٣٥-١٣٦؛ ابن قتیبه، همان، ١ / ٢٧٥-٢٧٦؛ طبری، ٢٣٥٩-٢٣٦٠؛ ابوالفرج، ١٥ / ٣٦٩-٣٧٠، ٢١ / ٣٠). پس از این ماجرا، اغلب شكایت نزد عمر برد و مقرری سابق برای وی برقرار شد (ابوالفرج، ١٥ / ٣٧٠، ٢١ / ٣١).
اغلب به هنگام لشكركشی سعد بن ابی وقاص، به همراه او از كوفه آهنگ نهاوند كرد (همو، ٢١ / ٢٩) و در همان جنگ كه اعراب فتح الفتوحش میخوانند، كشته شد (ابن قتیبه، همان، ٢ / ٦١٣) و همانجا مدفون گردید (ابوالفرج، همانجا). گویند اغلب عجلی عمری دراز یافت (ابوحاتم، ١٠٨) و به قول ابوعبید بكری (٢ / ٨٠١) وی یكی از سالخوردگانی (= معمرینی) بود كه زمانی دراز در جاهلیت زیسته بود (نیز نك : بغدادی، ٢ / ٢٤٠).
اغلب در ردیف نخستین و بزرگترین رجزسرایان جای دارد (ابوعبیده، الدیباج، ١٤)، چنانكه ابن سلام در طبقات (چ قاهره، ٢ / ٧٣٧) او را در طبقۀ نهم، مقدم بر دیگر رجز سرایان قرار داده (نیز نك : قیسی، ١١١)، و بر این باور است كه اغلب نخستین كسی است كه «رجز» سرود و سپس به ترتیب ابوالنجم، عجاج و رؤبه را در دستهبندی چهارگانۀ خویش ذكر كرده است. ابوهلال عسكری (ص ٣٤٤) نیز به قول ربیعه استناد كرده، اغلب را نخستین رجز سرا دانسته است (نالینو، ١٥٠)؛ اما نظر به آنكه این بحر یا وزن رجز در زبان عرب بسیار كهن مینماید (دربارۀ پیدایش رجز و عقیدۀ كسانی كه آن را نخستین شعر عرب میدانند، نك : زیدان، ١ / ٦٤-٦٦)، باید چنین پنداشت كه مراد نویسندگان از «رجز» همانا قصیده ساختن در بحر رجز است (نك : نالینو، ١٤٩-١٥٠). این نظر را ابن قتیبه با نكته سنجی نقادانهای تأیید میكند، آنجا كه میگوید: اغلب نخستین كسی است كه «رجز» را شبیه به «قصیده» سرود (همانجا؛ نیز نك : ابن رشیق، ١ / ١٨٩)، زیرا چنانكه گذشت، رجز پیش ازآن لحن غالب شعر فتوح، آن هم در كارزار، تفاخر و ... بود (خلیف، ٣٣٣) و به ٢ یا ٣ بیت منحصر میشد (ابوالفرج، ٢١ / ٢٩). رواج اینگونه اشعار چنان بود كه گویند اغلب خود ١٤ هزار رجز از حفظ بود (قلقشندی، ١ / ٢٩٣).
با توجه به این نكات، باید پذیرفت كه این بدعت ادبی به دست مخضرمان و اسلامیان (بكری، ٤) در نیمۀ اول سدۀ ١ ق به ظهور رسیده است و نه پس از آن (نك : بلاشر، ٦١٦)، و به قول آمدی، اغلب سرآمد رجزسرایان است (ص ٢٣) و پس از او، عجاج، از آن سنت پیروی كرد و آن را قوام بخشید (ابن رشیق، ابوالفرج، همانجاها؛ قس: ابوعبیده، همان، ١٣). ابن رشیق (همانجا) اغلب عجلی و عجاج را در رجز، همانند امرؤالقیس و مهلهل در قصیده نامور دانسته است.
در برخی قصاید منسوب به اغلب، مایههایی از شعر اصیل جاهلی و مخضرم باقی مانده است، اما نشانههای جعل (برای جعل در شعر جاهلی، نك : حسین، ٦١-٦٧؛ بلاشر، ١٩٦-٢٠٥؛ ضیف، ١٧٠-١٧١) چنان در اشعار وی نمایان است كه حتى راویان نخستین راهم دل نگران ساخته است؛ زیرا ملاحظه میكنیم كه اصمعی شمار اشعار اغلب را تنها دو قصیده و نیم ذكر میكند و میگوید: فرزندان وی اشعاری برساخته، به پدر نسبت میدادند (ص ١٣). اما همو در جای دیگر حدود ٢٠ قصیده از او ارائه كرده، با این حال، همچنان بر تردید خویش باقی است (نك : مرزبانی، ١٩٣؛ اسد، ٤٧٧؛ GAS, II / ١٦٤). حتى در دو چاپ موجود طبقات ابن سلام، شمـار ابیاتی كه به اغلب نسبت داده شده، متفاوت است (نك : چ قاهره، ٢ / ٧٤٣-٧٤٥، چ لیدن، ١٤٨- ١٤٩). اشعار منسوب به وی در میان منابع كهن پراكنده است: گاه به عنوان شاهد شعری (نك : سیبویه، ٣ / ٥٠٥-٥٠٦؛ ابوعبیده، ایام العرب، ٢ / ٤٤٠-٤٤١؛ ابنسكیت، ٦١٥؛ مبرد، ٤ / ١٩٩؛ ازهری، ١ / ٤٨٧، ٣ / ٣٥٨، ٥ / ١٢٢، جم ) و گاه به عنوان ضرب المثل (میدانی، ٢ / ٣٠٦-٣٠٧؛ اسود، ١٤٨-١٥٠). علاوه بر این در وصف حیوانات نیز، ابیاتی به وی نسبت داده شده است (نك : جاحظ، ٢ / ٢٨٠-٢٨١؛ ابن قتیبه، كتاب المعانی ... ، ١ / ٥٣-٥٤، ٤٧٥؛ بطلیوسی، ٣٢٤).
معروفترین شعر وی همانا هجویۀ بسیار بیپرده و پر ناسزا دربارۀ سجاح است كه در منابع با اندك اختلافی ضبط گردیده است (ابن سلام، چ لیدن، همانجا، چ قاهره، ٢ / ٧٣٩-٧٤٢؛ ابوالفرج، ٢١ / ٣١-٣٢).
بغدادی، دیوان شعری به وی نسبت داده (٤ / ٤٣٤؛ نیز نك : GAS، همانجا؛ قیسی، ١١٠) كه ظاهراً از میان رفته است.
نوری حمودی قیسی در ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠م به گردآوری اشعار اغلب همت گماشت و ٦١ قطعه (و ٥ قطعه كه در انتساب آنها به او یا شعرای دیگر اختلاف است) از اشعار او را گرد آورد و در مقالهای تحت عنوان «الاغلب العجلی، حیاته و شعره» در مجلة المجمع العلمی العراقی منتشر كرد (ص ١٠٤-١٤٤).
مآخذ: آمدی، حسن، المؤتلف و المختلف، به كوشش عبدالستار احمد فراج، قاهره، ١٣٨١ ق / ١٩٦١ م؛ ابن اثیر، علی، اسدالغابة، قاهره، ١٢٨٦ ق؛ همو، الكامل؛ ابن حجر عسقلانی، احمد، الاصابة فی تمییز الصحابة، قاهره، ١٣٢٨ ق؛ ابن حزم، علی، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛ ابن درید، محمد، الاشتقاق، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٧٨ ق / ١٩٥٨ م؛ ابن رشیق، حسن، العمدة، به كوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، دارالجیل؛ ابن سكیت، یعقوب، كنز الحفاظ فی كتاب تهذیب الالفاظ، به كوشش لویس شیخو، بیروت، ١٨٩٦- ١٨٩٨ م؛ ابن سلام جمحی، محمد، طبقات (فحول) الشعراء، لیدن، ١٩١٣ م؛ همان، به كوشش محمود محمد شاكر، قاهره، ١٣٩٤ ق / ١٩٧٤ م؛ ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، به كوشش احمد محمدشاكر، قاهره،١٣٨٦ ق / ١٩٦٦ م؛ همو، كتاب المعانی الكبیر، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٤ م؛ ابوحاتم سجستانی، سهل، المعمرون و الوصایا، به كوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٩٦١ م؛ ابوعبید بكری، عبدالله، سمط اللآلی، به كوشش عبدالعزیز میمنی، قاهره، ١٣٥٤ ق / ١٩٣٦ م؛ ابوعبیده، معمر، ایام العرب قبل الاسلام، به كوشش عادل جاسم بیاتی، بیروت، ١٤٠٧ق؛ همو، الدیباج، به كوشش عبدالله بن سلیمان جربوع و عبدالرحمان بن سلیمان عثیمین، قاهره، ١٤١١ ق / ١٩٩١ م؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، به كوشش محمدابوالفضل ابراهیم و دیگران، قاهره، ١٣٩٣ ق / ١٩٧٣ م؛ ابوهلال عسكری، حسن، الاوائل، به كوشش محمد سید وكیل، مدینه، ١٣٨٥ ق / ١٩٩٦م؛ ازهری، محمد، تهذیب اللغة، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، الدار المصریه؛ اسد، ناصرالدین، مصادر الشعر الجاهلی، قاهره، ١٩٥٦ م؛ اسود غندجانی، ابومحمد، فرحة الادیب، به كوشش محمدعلی سلطانی، دمشق، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛ اصمعی، عبدالملك، فحولة الشعراء، به كوشش چ. توری، بیروت، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠ م؛ بطلیوسی، عبدالله، «كتاب المسائل و الاجوبة»، به كوشش ابراهیم سامرایی، مجلة المجمع العلمی العربی، دمشق، ١٣٨٢ ق / ١٩٦٣ م، شم (٢)٣٨؛ بغدادی، عبدالقادر، خزانة الادب، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، مكتبة خانجی؛ بكری، محمدتوفیق، اراجیز العرب، قاهره، ١٣٤٦ ق؛ بلاشر، رژیس، تاریخ الادب العربی، ترجمۀ ابراهیم كیلانی، دمشق، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛ جاحظ، عمرو، الحیوان، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٥ ق / ١٩٦٦ م؛ حسین، طه، فی الادب الجاهلی، قاهره، دارالمعارف؛ خلیف، یوسف، حیاة الشعر فی الكوفة، قاهره، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٨ م؛ زیدان، جرجی، تاریخ آداب اللغة العربیة، به كوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٥٧ م؛ سیبویه، عمرو، الكتاب، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛ ضیف، شوقی، العصر الجاهلی، قاهره، دارالمعارف؛ طبری، محمد، «المنتخب من كتاب ذیل المذیل»، همراه تاریخ، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٦٤ م؛ قلقشندی، احمد، صبح الاعشى، قاهره، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٢ م؛ قیسی، نوری حمودی، «الاغلب العجلی، حیاته و شعره»، مجلة المجمع العلمی العراقی، بغداد، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م، شم (٣)٣٢؛ كلبی، هشام، جمهرةالنسب، به كوشش هلال ناجی، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٦م؛ مبرد، محمد، المقتضب، به كوشش محمد عبدالخالق عضیمه، بیروت، عالم الكتب؛ مرزبانی، محمد، الموشح، به كوشش محبالدین خطیب، قاهره، ١٣٨٥ ق؛ میدانی، احمد، مجمع الامثال، به كوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، ١٣٧٤ ق / ١٩٥٥ م؛ نیز:
GAS; Nallino, C. A., La Littérature arabe, tr. Ch. Pellat, Paris, ١٩٥٠.
ایرانناز كاشیان