دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٩ - بدرالدین چاچی
بدرالدین چاچی
نویسنده (ها) :
جلال خسروشاهی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَدرُالدّینِ چاچی، فخرالدین محمد، شاعر پارسی گوی مقیم هندوستان در سدۀ ٨ق/ ١٤م، از تاریخ ولادت، چگونگی زندگی و تحصیلات بدرالدین اطلاعی در دست نیست. او در چاچ، ناحیهای در ماوراءالنهر که امروزه آن را تاشکند مینامند، زاده شد، در اوان جوانی به هندوستا رفت (صفا،٣(٢)/ ٨٥٢؛ برآون، III/ ١١٠؛ سامی، ٢/ ١٢٥٦)، در دربار غیاتالدین محمد بن تعلق پادشاه دهلی (سلـ٧٢٥-٧٥٢ق/ ١٣٢٥-١٣٥١م) خدمت گزید و مورد عزت و احترام قرار گرفت، خخرالزمان لقب یافت و به مداحی او و پسرش محمدشاه پرداخت (ایمان، ٩١؛ شفیق، ٤٥-٤٦؛ عبدالغنی، ٢٥). وی گاه در اشعارش به بعضی از حوادث زنگیش اشاره میکند و از مقام و مرتبتی که در پیش تغلق شاه کسب کرده، و اینکه در ٧٤٥ق/ ١٣٤٤م،؛ از جانب او برای مأموریتی سیاسی به دیوگیر (دولتآباد دکن) رفته بود، سخنی میگوید (صفا، ٣(٢)/ ٨٥٥؛ ایرانیکا، III/ ٣٨٠).
برخی محل درگذشت شبدرالدین را دهلی دانستهاند (آقابزرگ، ٩/ ١٢٨؛ شفیق، سامی، همانجاها). ولی دربارۀ تاریخ وفات او نظرات مختلفی بیان شده است. ایمان آن را ٧٣١ق/ ١٣٣١م (همانجا)، و سامی ٧٤٥ق/ ١٣٤٤م (همانجا) میداند و صفا با توحه به ماده تاریخ مأموریت سیاسی شاعر به دولت آباد و تاریخ فوت نغلق شاه، درگذشت او را بین سالهای ٧٤٥ تا ٧٥٢ق حدس میزند (همانجا).
بدرالدین چاچی در هندوستان شهرتی بسیار داشت، اما در ایران چندان شناخته شده نیست؛ بعضی از وی در ردیف شاعرانی چون امیرخسرو دهلوی نام بردهاند (براون، همانجا). اشعار بدرالدین آکنده از لغز و کنایات و استعارات، و ازاینرو، کلامش از لطافت خالی است (همو، نیز شفیق، همانجاها). برای رفع مشکلات کلام او، حواشی و شروح بسیاری بر اشعارش نوشته شده است که از آن جمله میتوان شرح محمدعثمان قیس را نام برد (نفیسی،١/ ٢٠٣-١/ ٢٠٤).
دیوان بدرالدین مرکب است از قصاید و قطعههایی که بیشتر آنها در مدح تغلق شاه، و با استقبال از قصاید انوری و خاقانی سروده شده است. شیوۀ ترکیب کلام و تشبیهات فراوان و به کارگیری انواع مجاز و استعاره در این شاعار سخن استادان قصیدهسرای اواخر سدۀ ٦ق/ ١٢م را به یاد میآورد (صفا، ٣(٢)/ ٨٥٦).
بدرالدین دیوان خود رادر ٧٤٥ق تنظیم کرده است و در قصیدهای با ذکر ماده تاریخ «دولت شه» به این موضوع اشاره میکند (آقابزرگ، همانجا؛ شورا،٣/ ٢٣٨؛ صفا،٣(٢)/ ٨٥٥). تا آنجا که میدانیم، وی جز همین دیوان، مجموعۀ شعر و یا منظومۀ دیگری ندارد (همو،٣(٢)/ ٨٥٦). فصاید بدرالدین در ١٢٨٠ق و نیز ١٨٧٧م در کانپور، و در ١٨٤٥و١٨٩٧م در لکهنو بهصورت سنگی به چاپ رسیده است (مشار،٢/ ٩٤-٩٥)؛ عبدالله،٥/ ٥٨٧). نسخۀ خطی دیوان او در کتابخانۀ شمارۀ ١ مجلس شورای اسلامی در حدود ١٠٠‘٢ بیت (شورا، همانجا)، و نسخۀ کتابخانۀ ملی پاریس بیش از ٨٠٠‘١بین دارد (بلوشه، ﺷﻤ ١٥٥٦).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعه؛
ایمان، رحم علیخان، منتخب اللطایف، به کوشش محمدرضا جلالی نائینی وامیر حسن عابدی، تهران،١٣٤٩ش؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛
شفیق، لجهمی نرائن، شام غریبان، به کوشش محمداکبرالدین صدیقی، کرچی، ١٩٧٧م؛
شورا، خطی؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران،١٣٦٦ش، عبدالله، محمد، «لغات، زبانآموزی...»، تاریخ ادبیات مسلمانان پاکستان و هند، لاهور، ١٩٧١م؛
عبدالغنی، محمد، تذکرةالشعرا، به کوشش محمد مقتدێ شروانی، علیگره، مطبع انستیتوت گزت علیگرده؛
مشار، خانبابا، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران،١٣٤٠ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران،١٣٤٤ش؛
نیز:
Blochet, E., Catalogue des manuscripts persans, Paris,١٩٢٨;
Browne, E.G., A Literary History of Persia, Cambridge,١٩٥١;
Iranica.
جلال خسروشاهی